|
اسماعيليه درروند تاريخ )اسکاري ) اسماعيليه، يكى از فرق شيعه كه در اواسط قرن 2ق/8م پديدار گشت و سپس به شاخهها و گروههايى چند منقسم شد. اسماعيليان، همچون شيعيان امامى، امامت را به نص مىدانستند، اما درباره سلسله امامان پس از امام صادق ، با ديگر پيروان آن امام دچار اختلاف گشتند. اين فرقه نام خود را از اسماعيل فرزند امام جعفر صادق گرفته است. اسماعيليان و نخستين تشكلهاى فرقهاى: با رحلت امام جعفر صادق در 148ق/765م، پيروان آن حضرت از ميان شيعيان امامى به گروههايى منقسم شدند كه دو گروه از آنها را مىتوان به عنوان نخستين گروههاى اسماعيلى شناخت. طبق برخى روايات، امام صادق ابتدا فرزند ار شد خود اسماعيل را به جانشينى برگزيده، و نص امامت را بر او قرار داده بود، ولى طبق روايت اكثر منابع، اسماعيل چند سال قبل از پدر، وفات يافته بوده است. يكى از دو گروه مورد بحث، مرگ اسماعيل را انكار كردند و در انتظار رجعت او به عنوان امام قائم و مهدى موعود باقى ماندند. اين گروه را اسماعيليه خالصه يا واقفه ناميدهاند . گروه دوم از اسماعيليان نخستين، مرگ اسماعيل بن جعفر در زمان پدرش را پذيرفته بودند و پس از وفات امام صادق ، فرزند ارشد اسماعيل، محمد را به امامت شناختند. اين گروه به «مباركيه» معروف شدند. معاصران اسماعيليان نخستين، غالبا آنان را باطنيه ي ملاحده يا قرامطه خطاب مىكردند، ولى خود اسماعيليان نخستين نهضتشان را «دعوت» يا «دعوت هاديه» مىناميدند. اسماعيل و محمد بن اسماعيل: اطلاعات موجود درباره اسماعيل بسيار محدود است. منابع اسماعيلى مطالب مشروح و دقيقى درباره شرح حال او ذكر نمىكنند. از سوى ديگر، منابع اثنا عشرى كه به اسماعيل اشاره دارند، به علت جانبدارى از امامت حضرت موسى كاظم ، نسبت به اسماعيل، منابعى بىطرف شناخته نمىشوند. تاريخ ولادت اسماعيل نامعلوم است، ولى گفته شده كه وى حدود 25 سال از برادر ناتنيش امام موسى كاظم بزرگتر بوده است. تاريخ وفات اسماعيل نيز روشن نيست؛ مىتوا ن گفت كه وفات او بين سالهاى 132ـ145ق اتفاق افتاده است. درباره محمد بن اسماعيل، هفتمين امام اسماعيليه، نيز اطلاعات چندانى در دست نيست. محمد فرزند ارشد اسماعيل بوده كه بنا بر روايات، هنگام فوت پدر 26 سال داشته است و تولد او به احتمال قوى بايد در حدود سال 120ق/738م واقع شده باشد. وى اندكى پس از 148ق/765م كه اكثر شيعيان امامى حضرت موسى كاظم را به امامت شناختند، از محل سكناى خانوادگى خود مدينه به عراق مهاجرت كرد و زندگى پنهانى خود را آغاز نمود و به همين سبب به «مكتوم» اشتهار يافت. اين مهاجرت مبدأ «دوره ستر» در تاريخ اسماعيليان نخستين است كه تا هنگام تأسيس خلافت فاطميان و ظهور امام اسماعيلى به طول انجاميده است.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۷/۰۱/۱۵ساعت ۸:۳۶ ق.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
بحث روی هفته نامه پیشگامان افغانستان کشور است که چندین دهه جنگ را پشت سر گذاشته و مداخلات کشور های خارجی مجال اینرا نداده است که مردم این سرزمین بتوانند به مطبوعات دست رسی پیدا نماید و در یک کشوریکه تاهنوز مردم ان هیچ نوع اگاهی از کلمه دموکراسی نداشته وتا بتوانند مفهوم انرا به تمام معنا درک نمایند درین مکته حساس زمانی میخواهند این کلمه را ترویج نمایند و بتواند زمینه پذیریش فرهنگ این کلمه را دربین مردم مروج سازند. این قابل یاد آوری است که درک یا پذیریش این کلمه کاری است بسیار دشوار چرا که همیشه مردم این مرز بوم از کلمه دموکراسی برداشت غلط داشته بالای روحیه این مردم تاثیرمنفی به جا گذاشته با ان هم سعی به عمل امده است تا مفهوم واقعی دموکراسی را که اسلام ما قبول نموده وبرای ان ارزش قایل شده حقوق های که برای یک فرد مسلمان که در امورات زندگی اش استفاده نماید که امروزکلمه دموکراسی درین کشور نقش بسزایی رابه خود کسب نموده ان هم در اثر سعی و تلاش هایکه یکتعداد از روشنفکران این دیار به خرج داده که توان پذیریش این کلمه را دریک جامعه سنتی جایگایی خود را بگیرد که ما شاهد هستیم که امروز مطبوعات نقش خود را حفظ نماید که مطبوعات را رکن چهارم دموکراسي ناميده اند. اين اصطلاح بر رسانه ها نه به خاطري که قدرت اجرايي دارند، نهاده شده؛ بلکه رسانه هاي همه گاني به عنوان پلي ميان ملت و دولت قرار مي گيرد واز طريق انتقادات، اعتراضات و پيشنهادات مردم به دولت به گونه اي نقش نظارتي را بر قواي ثلاثه داشته، نيرومندي شان را به صورت مرئي و نامرئي از مردم مي گيرند. اين نقش بر دولت هايي که دموکراتيک تر عمل مي کنند و کمتر به فساد ملوث اند کمتر اثر گذار بوده و روابط ميان رسانه ها و دولت نه تنها تنش آلود نبوده که به شکلي رسانه ها دولت را و بر عکس دولت رسانه ها را تقويت مي نمايد و چون اين دولت ها قانوني و معياري به وظايف شان برخورد مي کنند، فرايند بر خورد رسانه ها هم نمي تواند قانوني و معياري نباشد. درعصر که ما زندگی میکنیم مطبوعات نقش اساسی را داشته یعنی میتواند تاثیرات خود را بالای مقامات دولتی بگذارد ولی مسولین روزنامه ها و مطبوعات باید تمام مطالب را در روزنامه خود تحت تحریر دربیاورد که باید از مرجه مشخص یا دقیق به دست راس مردم قرار بدهد ولی یک نکته بسیار مهم که روزنامه نگاران که میخواهد روز نامه را اماده نماید باید در باره قوانین مقررات مطبوعات به تمام معنی داشته باشد و هم چنان ظرفیت و توانایی یا استعدادد پیشبرد یک هفته نامه را داشته باشد تا بتواند مطالب جدید و مطابق به مسایل مهم روز را به دسترس مردم برساند که تا یک تاثیرات بالای کارکرد های کسانی که ناقلین حقوق بشر تاثیر نماید.مطبوعات باید همیشه نکات منفی که به شکل دوامدار مسولین یک کشوردر جریان وظایف محوله شان متوجه نیستند باید انها برملا بسازد که در آینده بتواند جلو این خلاف ورزی را بگرد در شرایط فعلی که قرار داریم روزنامه های زیادی ایجاد گردیده همه انها تاثیرات یکسان نداشته است.که ما شاهد هفته نامه پیشگامان هستیم که درین اولین شماره ان تمام موضوعات از انترنت یا موضوعات تکراری به نشر رسانده کدام تحلیلی از از وضعیت فعلی کشور یا کدام موضوع مشخص نداشت زمانی که تعداد از جوانان یا یک گروه همفکردور هم جمع میشوند و تشکیل یک انجمن،اتحادیه و دست به مطبوعات میزنند باید بدانند که چقدر توانایی و ظرفیت پیشبرد چنین یک کار را دارنند که تا بتوانند خود را در قطار سایر نشریات و هفته نامه هایکه تعدادی از زیادی علاقمند را به خود جلب نموده نقش بسزای را اذهان خود ساخته خود را در قطارسایر روزنامه هاهمتراز ساخته تا توانسته باشد علاقمندان زیادی را به خود جلب نماید.تعداد که میخواهنند یک مجموعه را تشکیل بدهنند یا دست به مطبوعات بزند باید توانایی تصیح مطالب را داشته باشند که منتج به مسایل مذهبی، سیاسی ،اقتصادی و فرهنگی مردم ما نشده و مطالب خود را با خواست های مردم برآورده ساخته و بخاطر رسیدن به چنین اهداف قدم بردارند زمانی یک هفته نامه موفق بوده میتواند که که نکات ذیل را در نظر بگیرد:
جویا
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۱/۱۴ساعت ۴:۱۲ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
عوامل مؤثردرمديريت دانشگاه ؟ در زندگي پيچيدۀ امروزي هميشه اين موضوع مطرح بوده است که مدير مؤفق چه کسي بوده ميتواند؟آيا درايت و انديشه وي عامل موفقيت اوميگردد؟ آيا در موفقيتش عواملي همچون امکانات کاري،تخصص، ثروت ، جايگاه وظيفوي مؤثر است،ياخير؟ در اين مقاله سعي مي گردد آن دسته عواملي که نقش تعين کننده و ارزش آفرين در موفقيت مديريت دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي دارند مورد بررسي قرارگيرند. اعتماد به نفس : اعتماد به نفس يکي ازعوامل موفقيت يک مديردردانشگاه ها ومؤسسات تحصيلي بشما رمي آيد مديريتي که برقدرت ايماني،لياقت وکفايت خود اتکاداشته باشد ؛ در کارش بدون اضطراب وتزلزل موفق بوده ميتواند. اينگونه مديريت بار مشکلات حوزه کاري خويش را به راحتي تحمل ميکند وآنرااز پيچ وخم مشکلات عبورمي دهد ودرنتيجه به شکل شايسته کار هارا بامؤفقيت به سرمنزل مقصود مي رساند ولی در شرایط امروز متصفانه در دانشگاه جذب نمیگردد این یک نا موفقیت در وزارت تحصیلات عالی به نظر میرسد. . تقسيم کار : تقسيم کار بين منسوبين وکارمندان يکي از موفقيت هاي مدير به شمار مي آيد.اين کار موجب کاهش تراکم کارهاي مدير ميگردد. در اين نوع مديريت هرکس درمحدودۀ معيني کارخويش را به وجه احسن انجام ميدهد.اين امرباعث افزايش مهارتها وعملکرد مديريت مي گردد. مديريتي که کارهارا تقسيم نمايد. ازضوابط کاري کارمندان خويش آگاه باشد؛از تداخل کارها وو ظايف جلوگيري به عمل مي آورد. مدير بايد يراي هميشه پلان وبرنامه کاري داشته باشد وکارهارا ميان افرادش تقسيم نمايد؛ تاازنظر وقت وزمان در رسيدگي به کارها دچار مشکلات نشود وازاين طريق مهارت وعملکرد خويش را بهبود بخشد اما متصفانه در شرایط که ما قرار داریم یا در دولت اقایی کرزی همه کار به دست کسانی قرار دارد که وابستگی به جناب وزیر دا رد یا اشخاص که قوم خاص تعلق دارد که باعث نارضایتی تمام مردم افغانستان گردیده که این امر باعث شده است که تا هنوز وزارت محترم تحصیلات عالی نتوانسته است نتایج کانکور را به وقت معینه اش اعلان نماید طوری که ما شاید هستیم 6 سال از حکومت اقایی کرزی میگذرد. روابط دوستانه : مدير بايد تلاش نمايد تابا حسن سلوک باکارکنان و محيط کارش روابط متقابل دوستانه برقرارنمايد. وراه هاي برانگيختن افراد را به همکاري جستجو کند. روابط انساني خويش را با ساير افراد موردتوجه قراردهد. اين عملکرد مانع خود سريها؛ خود کامگي ها؛درهم اندازي ها؛ايجاد نابساماني ها ميشود وباعث حل مشکلات ومعضلات مي گردد . مدير باطرز برخوردش؛چگونه گي فکرکردن و صدا نمودنش؛ دست دادن وپيام تلفو نيش، تصميم گيريش درمورد تفويض صلاحيت به مادونش بايد نسبت به ساير کارکنان وزيردستانش الگو ونمونه مثال باشد. تلاش براي بهبود کار: مدير هميشه بايد در جهت بهبود وضعيت کاري خويش به شکل دوامدار تلاش ورزد و به دقت به رفتار کارمندانش نگاه کند و ببيند که هرکس در موفقيت کاري اش چه کارمي کند؟ آيا کارهاي ارزنده اي را انجام مي دهد يا خير؟ در صورت عدم کارايي افراد کوشش نمايد به اين وضعيت پايان دهد وخلاقيت خويش را بکار اندازد وبه پاسخ هايي که دريافت مي کند گوش فرا دهد وآن را تجزيه وتحليل نمايد ولی متصفانه در کشور ما فرهنگ بهبود کار و یا شایسته سالاری اشنا نیست همه به فکر این است که چگونه بتوانیم مقدارپولی را به رشوت داده ام با فایده ان یکجا بدست بیاورم این یک واقعت است که چشم پوشی کرده نمیتوانیم یک ضرب المثل داریم که افتاب به دو انگشت پنهان نمیشود.. پافشاري و پابندي به اصول: پافشاري در کار از مهمترين موفقيت يک مدير است. هدف از پافشاري در کارها انجام دادن کار وادامه دادن راهي است که مدير در پيش گرفته است وبااراده و عزم قاطع آنرا مي پيمايد. مفهوم پافشاري لجاجت نيست که تا سطح حماقت بالا رود، بلکه تعهد به انجام آن است. اما مدير بايد بفهمد که چه موقع پافشاري کند وچه وقت دست از پافشاري بردارد. گاهي مدير اشتباه مي کنداماغرورش اجازه نمي دهدآن را بپذيرد. در اين حالت پافشاري مفهومي ندارد . مدير بايد بکوشد تا صداقت، امانت داري ،عدالت درست وپابندي به اصول اخلاقي را در کارهايش مراعات کند. اگر اشتباهي در کارش پيش مي آيد، آن را بپذيرد. کار را متوقف و اشتباه رااصلاح نمايد وآن را دوباره تکرار نکند پذيريش اشتباه آموزش وگامي بسوي وضع بهتراست ما شاید این هستیم که مدیران محترم امروز امانت را به خانه هایشان گذاشته عدالت را به جیب هایش اصول که چگونه بتوانیم که پول به دست بیاوریم در اصول کار خود قرار داده و تعهد به انجام انست.. گذشته وآينده نگري: مدير بايدگذشته هاي دور را مورد مطالعه قرار دهد وازتاريخ گذشته گان که منبع ارزشمند تجربه هاست، درس بياموزد وتجربه اندوزد. ياد کرد تاريخ پيشينيان موجب آگاهي ومعرفت مدير ميگردد. با اين کار وي حقايق زندگي را درآيينه تاريخ مي بيند وحادثه را در ابعاد گوناگونش مورد توجه قرارمي دهد واز آن بهره مي گيرد. مديراني که در کارهاي خود تجربه هاي گذشتگان را آيينه عبرت قرارمي دهند و از تاريخ گذشتگان اطلاع حاصل مينمايند، در مديريت خويش موفق اند. مديران آينده نگر ،هميشه به بررسي نياز هاومشکلات مي پردازند وامکانات لازم را تدارک و کارهارابدرستي رهبري مي کنند. آنهااحتمال بروز مشکلات را در روزهاي فردا وفرداهاي بعدي وراه هاي بيرون رفت ازان وپيشرفت کارهارا در آيند ه پيشبيني مي نمايند این مدیران ما به فکر آینده تمام اولاد هایشان میباشند به نام هرکدام شان تعمیر های را خریداری نموده و تجارت شان در کشور های تجارتی تجارت است که شاید هستیم که مدیران محترم به کدام مستوا زندگی میکند. امیدوار هستم که مقامات محترم به فکر اولاد این وطن شده یک کمی خود را تکان داده یک قدم به طرف بهبودی وطن بردارند و معیار ها و اصول کاری شانرا هم در نظر بگرند که تا فردا هم جواب مردم را گفته بتواند. نجیب الله ( جویا )
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۰۱/۱۲ساعت ۲:۲۳ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
دانشگاه های افغانستان ومشکلات آن دراین روزهاهوا سرد وبارانی شده ، هرکس برای خرید ضرورت های زمستانی دست وپا می کنند انگار زمستان ازراه میرسد ونظام طبیعت فصل جدیدی ازسردی ومشقت را به نمایش می گذارد.امدن زمستان مثل همیشه مروریست برخاطرات تلخ زمستان سالهای قبل ، سالهای دشوار، سالهای رنج ، سالهای درد ، سالهای جنگ ، آوارگی، مصیبت ، طوفان هولناک کوه های بلند هندوکوش ، با با ، پامیرو...قتل عام ، آتش ، نفرت و.... بواقعیت ما فرزندان رنج ومصیبت هستیم ، درسرزمین شوره زار جنگ کاشته شدیم وبا نفرت ودرد درزمزرعه اندوه ریشه گرفتیم ، درفضای آلوده سیاست زمین سوخته جوانه زده و قد برافراشتیم وتاابد دردیار محرومیت ومحکومیت می مانیم تا بالاخره ازتنفر ابر بی باران بخشکیم زندگی ما همه رنج ، رنج که درسکوتش فریاد است ، درامیدش یاس است ودر نگفتنی هایش هزاران گفتنی ها، وقت یاد م اززمستانهای وطنم میاید بخود می لرزم هیولائی ازوحشت فکرم را مشغول میکند ، باخودفکر می کنم خدایا چی روزهای سختی ! چی مصیتی ! سردی ، طالبان، جنگ ،لیلیه ، بی آبی ، دانشگاه ، استاد ، لوبیائی کردم دار ، و....ازهمه مهمتر امتحان امتحان ؟! دانشجو آزمائی ؟! نه هرگز دانشجوکشی ، قتل عام اندیشه ها نه ازنوع طالبانی بلکه ازنوع مدرن با فنون خاص دردانشگاه ، کیسه بوری؟! دزدی وسرقت ؟! نه جیب خالی کردن ازنوع روش های اکادمیک ومعاملات دانشگاهی.و.... بااین مقدمه وبه بهانه آمد آمد زمستان وشروع امتحانات زمستا نی دانشگاه ها ی کشور قلم وکاغذ گرفته تا تاملی کوتاه بر مشکلات دانشگاه های کشور داشته باشم. متاسفانه جنگ وخون ریزی دهه های گذشته درافغانستان درکنارویرانی ، قتل عام، آ وارگی ، بی ثباتی سیاسی ، وتضعیف روحیه زیست باهمی تاثیرات ناگوار بر زیربناهای اقتصادی وازهمه مهمتر بر ا لگوهای رفتاری اساتید ، کیفییت درسی دردانشگاها ،سیستم نظام تحصیلی ، ترویج فرهنگ خشونت مطلق العنانی واستاد محوری ، زایش وتولید فکرو.... نیز گذاشته است. مهمترین مشکلات دانشگاهای کشور قرارزیراست: 1- کمبود اساتید فعال : اکثریت اساتید دانشگاه های افغانستان تا مقطع لسانس بدرجه پوهیالی ویا هم پوهنیاری مصروف تدریس هستند؛ موضوع که حتی در عقب مانده ترین کشورهای دنیا هم معمول نیست. مطمنا آ ماردقیق از تمام اساتید را ندارم ولی دردانشکده که خودم مشغول تحصیل بودم درچهارسال ازدرس استادی بهره نبردم که تا مقطع فوق لسانس یا بالاترازان دررشته تخصصش تحصیل کرده باشد. 2-استاد محوری درقالب خشونت فکری: خشونت ومحصل ستیزی مشکل دیگریست که دانشجویان کشور ما ازآن بشدت اسیب پذیر اند؛ عقده گشائی ها ی بی معنی ، اعمال بدترین نوع خشونت فکری و کینه توزی های بی رحمانه درچوکات اندیشه های نا بخردانه فضای با صفای دانشگاهارا پیش ازپیش الوده کرده ،درساعات درسی خشم وغضب نابجائی اکثریت اساتید محور اصلی ودرمحراق توجه دانشجویان قرارمی گیرد. وقت استاد داخل صنف (محبس 90 دقیقه ای) محصلین میشود سکوت عجبیب حاکم شده ، بحث روی درس ، پرسش وپاسخ ، لیکچر ، دادن ماخذ و...در آتش خشم پیشانی چین خورده استاد وسکوت معنی دار ومعصومانه دانشجویان ذوب می شود.الگوهای رفتاری که بدین شکل درصنف حاکم باشد نتایج منفی آن جز نفرت ، عقده ،کم سوادی، خشونت فکری وبالاخره منفی گرائی درهمه ابعاد زندگی اکادمیکی چیزی دیگری نخواهدبود. 3- عدم تولید فکر واندیشه: مهمترین چالش که حتی روند پیشرفت وترقی کشور را به بن بست مواجه ساخته عدم تولید فکر واندیشه دردانشگاه های کشورمی باشد.دانشگاه همچنان که ازنامش پیداست کانون علم ، تولید اندیشه ، موشکافی مشکلات جامعه ، نوآوری ، خلاقیت، جهل گریزی وبالاخره کاوش راه های برون رفت از وضعیت نابسامان موجوده می باشد؛ متاسفانه در دانشگاهای افغانستان نه تنها روی این موضوعات مهم تاکید نشده بلکه گراف این مشکلات را بالا برده که این موضوع یقینا ربط مستقیم به کمبود اساتید فعال وعدم برنامه ریزی دقیق وزارت تحصلات عالی کشوردرسستم نظام تحصیلی دارد. فرهنگ مطالعه وکتاب خوانی، رشد ظرفیت ها، تحقیق وپژوهش، ابتکار وخلاقیت که ازلازمه دانشگاهی بودن است زمانی جامه عمل می پوشد که اساتید فعال جذب دانشگاها شده وسستم نظام اموزشی دانشگاه ها ازنو برنامه ریزی شود؛تا وقت که نوت های چند صفحه ای اساتید که ازدوران حکومت داود وظاهر شاه به ارث مانده سال بسال تجدید پوش می شود به موزیم فرهنگی کشور سپرده نشده واصل روابط در جذب اساتید دانشگاه ها مورد بازیابی ازطرف وزارت تحصیلات قرارنگیرد، مفاهیم وپژوهش جای حفظ نقطه به نقطه نوت های چند صفحه ای باستانی را پور نکند ، و... ادعای تولید اندیشه ، ابتکار وخلاقیت ومجهز شدن دانشجویان به علوم متداوله روز نابجا خواهد بود. نگاه دانشجویان به مفاهیم اصلی علوم نگاه تازه نبوده ، برداشت دانشجو داشته های فکری دوران دانش اموزشی شان است وبس. علوم اجتماعی ، حقوق و علوم سیاسی ، اد بیات و... مفاهیم کلیشه ای است که نامش عطش تشنگی مارا فرومی نشاند وشخصیت های کاذب اشباع شده مارا هرلحظه در قدمگاه دانشگاها با دریشی های لوکس وصحبت های دلنشنی تلفونی به نمایش می گذارد.برداشت ما ازتاریخ هنوز حفظ بیوگرافی شاهان کشور وبیاد داشتن تعداد پسران وزنان احمد شاه بوده از تاریخ سیاسی جهان همان مفهوم حفظ سنوات جنگ های جهانی را داریم ، ادبیات همان موضوع حفظ اشعار سعدی ومعنی کلمات عربی به فارسی چیزی تازه نمی فهمیم و.... 4-عدم توجه به مکان های رهایشی ولیلیه ها: خوابگاه های دانشگاه های ما مکان مناسب برای زندگی دانشجونیست؛ عدم امکانات مناسب، کمبود اتاق ، برق ، کانالیزاسیون ، کتابخانه و... موارد هستند که هیچگونه بهبودی درآن بملاحظه نمی رسد. سلول های زندان از نگاه معیشتی وحفظ نظافت از اتاق های خوابگاه به مراتب بهتر هستند ،در هراتاق تا13دانشجو مثل گوسفند روی هم زندگی می کنند نه تنها فضای مناسب برای درس ومطالعه نیست بلکه احتمال شیوع امراض گوناگون بشدت قابل پیش بینی است. دردانشگاه مزارشریف خوابگاه است که ازآن به گوانتاناموی ثانی یاد می کنند کسی به نام لیلیه وخوابگاه نمی شناسند نبود آب تشناب مشکلات زیادی راببارمی آورد که از تاثیرات منفی آن حتی شهروندان مزارشریف که دراطراف خوابگاه هستند نیز بی بهره نیستند، همه دانشجویان از دست شویه های (تشناب ) مساجد اطراف خوابگاه استفاده می کردند که بالاخره تشنابهای مساجد هم بروی دانشجویان قفل زده شد. عدم نظافت درطعام خانه دانشگاه خود فشار روحی دیگری است که دانشجویان ازآن رنج می برد لوبیائی کرم دار طعام خانه دانشگاه ورد زبان همه محصلین خوابگاه بود.در دانشگاه کابل محصلین بخاطر ابراز مشکلات معیشتی شان چند قربانی بجا گذاشت .درست است که مافرزندان رنجیم ، زیربنائی اقتصادی کشورما ازهم پاشیده اما توجه به کانونهای علم ودانش خصوصا دانشگاه ها ازمسایل مهم کشورمیباشد تا دانشگاه های ما که منشا همه تحولات مثبت است به وضعیت مطلوبی نرسد جامعه ما راه بسوی انکشاف باز نخواهد کرد. واما فرصت ها، زمینه ها وراه حل ها: نوسازی سستم تحصیلی : سیستم تحصیلی کشور ما شدیدا نیاز به بازبینی وتجدید دارد ، نظام تحصیلی زمان شاهی (قدیمی) نه تنها مشکل مارا رفع نمی سازد که بنا به عدم تطابق با جامعه امروزی برمشکلات می افزاید. وقت نظام تحصیلی ما تجدید نظرشود سیستم نوتیشن کارائی خودرا ازدست داده رجوع به ماخذ ومنابع ، کتابخانه ها ، تحقیق وپژوهش وابتکار اهمیت ویژه پیدامی کند که تولید اندیشه وخلاقیت از ملزومات آن می باشد. رشوت ، معاملات نامشروع دانشگاهی وعقد ه گشائی جایش را به خشونت پرهیزی فکری ، تعمیم فرهنگ مطالعه ، تلاش در راستای تخصصی شدن و ...می دهد. با اصلاح نظام تحصیلی است که دانشگاه وکلاس ها سلولهای زندان فکری نه بلکه با غستان دانش وکانون گرم علم محوری خواهد بود. تجدید نظر درسستم جذب اساتید :یکی از زمینه های که وزارت تحصیلات عالی و هیئت علمی دانشگاها دارند تجدید نظر وبازبینی در روند جذب اساتید است. درشرایط کنونی جذب واستخدام اساتید بنا به روابط صرف نظر از ضوابط ومعیار مشخص تحصیلات عالی صورت می گیرد. تازمانی که این روند ادامه داشته باشد انجماد فکری وکوتاه نگری های نا بخردانه حاکمیت بی بدیل دردانشگاها خواهد داشت. جذب اساتید که مقطع فوق لسانس ودکتورارا سپری کرده ازاهمیت ویژه در شرایط امروزی برخوردار است.عدم زایش تفکر وخلاقیت،نابودی دسته جمعی فکری ، امتحان شمشیر برنده استاد برای نابودی استعدادهای شکوفا و....همه ناتوانیهای اکثریت اساتید دانشگاه هارا به اثبات می رساند. وبالاخره رفع بی عدالتی ،پربارساختن کتابخانه ها وتوجه به ساحات رهایشی وخوابگاها زمینه وفرصت دیگری برای بهبودی وضعیت دانشگاهای کشورمی باشد. تعمیم ارزش ها ومفاهیم اصلی عدالت اموزشی وتحصیلی روحیه خودباوری وافغانستان دوستی را تقویه ، حس تلاش ومبارزه جوانان کشوررابا همه مفاسد اجتماعی درهمه ابعاد زندگی زنده وهمه را به اینده با صفا مجهز با دانش که مطابق به ایجابات قرن ما باشد امیدوارخواهد کرد. میرزا (رفعت)
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۰۱/۱۲ساعت ۲:۲۱ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
|
|