چکامه ي ازتاراجها،چپاولها، بي بدوباريها وزورگويها

 پژوهشگر – صباح

من بارها بخاطربيان حقايق ودردهاي ناگفته ي مردم ستمديده - تحقيروتوهين شده وبه دسايس وتوطئه هاي گوناگون مواجه شده وچندين باربه مرگ تهديد شده ام ولي هرگزمتوقف نشده ام ونخواهم شد ومتفکري ميگويد:  (اگرروزي دشمن پيدا کردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بوديد !
اگر روزي تهديدت کردند،بدان در برابرت ناتوانند.)

اگر به آزادی بیان اعتقاد دارید، انتقاد صریحِ علنی و شفاف از شما ، معیار آزادی بیان است. اگر نتوان از رهبر سیاسی کشور انتقاد کرد، نمی‌توان مدعی وجود آزادی بیان شد. اینکه فردی به دلیل انتقاد غیر مستقیم اززمامداران محکوم به پرداخت هزینه‌های بسیار سنگین شود، دلیل بر آزادی نیست، بلکه حاکی از خودکامگی از نوع توتالیتر آن است. اینکه یک فرد قدرت مطلق را به طور مادام العمردراختیار داشته باشد و باز هم از مردم سالار بودن حکومتش سخن بگوید، نزدانديشمندان چه معنایی دارد؟(


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۳۰ساعت ۱۲:۴۹ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  | 

چهره هاي ماند گاردريک فصل تاريخ

به سلسله ي پژوهشهاي تاريخي ، ادبي وفرهنگي :

 شکوهمندي هرات درعصرتيموريان) پژوهشي از« صباح » بخش اول

هرات را دل خراسان نیز خوانده‌اند. بیهقی درتاریخ خود می‌گوید: در سنه ثمان و اربع مائه فرمود ما تا هرات رفتیم که واسطه خراسان است.در نزهة‌القلوب حمدالله مستوفی آمده‌است: هرات هوایی در غایت نیکویی و درستی دارد، و پیوسته در تابستان شمال وزد و در خوشی آن گفته‌اند: اگر در سرزمینی خاک اصفهان و باد هرات و آب خوارزم گرد آیند مرگ در آنجا بسیار کم است… در این شهر در حین حکومت ملکان غور دوازده هزار دکان آبادان بوده و ۶٠٠٠ حمام و کاروانسرا و طاحونه و ٣۵٠ مدرسه و خانقاه و آتش‌خانه و ۴۴۴٠٠٠ خانه مردم‌نشین بوده‌است… مردم آنجا (هرات) سلاح‌ ورز و جنگی و عیارپیشه باشند و درآنجا قلعه‌ای محکم است و آن را شمیرم خوانند. بر دوفرسنگی شهر بر کوه آتشخانه‌ای بوده‌است که آن را ارشک گفته‌اند. و این زمان قلعهٔ امکلجه میگویند و مابین آتشکده و شهر، کنیسهٔ نصاری بوده‌است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۱۶ساعت ۸:۲۰ ق.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  | 
 

 

 

چه سردوبي رياخوابیده«قيام»

میان ابرها  خوا بیده «قيام»

بهشت ازمردمان رستگاراست

درآغوش خدا خوابیده«قيام».

چراغم می خورندازترس مردن      مگرآنان که غم خوردند نمردند؟

(درسوگ رحمت الله « قيام » سازمان دهنده هدفمند، اداره چي آگاه وآموزگاربااحساس)

هرچند زند گي برای تا ابد ماندن نيست باید رفت ، ناچاررفت ورسم قانون زمانه رابايد لبيک گفت،  اما گاهی به قلب کسی وگاهی از قلب کسی ،درد مشترک رافرياد کشيد وازبيداد طبعيت گفت وناله ي همياري وهمدلي راتاامتداد جزيره اشک وفرياد ادامه داد. ميگويند-  مرگ مانند غروب خورشید است. وقتی که خورشید در اینجا غروب می کند در جایی دیگر نیز طلوع می کند و در واقع خورشید هیچ گاه غروب نمی کند. به همین ترتیب مرگ فقط یک توهم و مانند خواب است. آنچه در این دنیا مرگ تلقّی می شود در دنیای دیگر نیز تولد است، پس زندگی نهایتی ندارد.

قرآن مى فرماید :کسانى که ایمان آورده و تقوا اختیار کرده اند، پیوسته در زندگى دنیا و آخرت ایشان را به نعمتهاى بهشت بشارت مى دهند و این بشارت پیروزى و رستگارى بزرگى براى انسان است.

در جاى دیگر مى فرماید- کسانى که گفتند: پروردگار ما خداى جهانیان است و روى آن پافشارى کردند. ملائکه بر آنان نازل مى شوند و مى گویند: نترسید و محزون نباشید. بشارت باد شما را به بهشتى که به آن وعده داده شده اید. ازشاه ولايتمآب نقل شده - از رسول خدا شنیدم که فرمود: مؤ من وقتى از دنیا مى رود، اگر گناهان او به اندازه گناهان همه اهل زمین باشد مرگ او باعث مى شود که همه آن ها بخشیده شود و از گناهان پاک گردد.

فردوسی بزرگ می فرماید: ای مردم بی آزاری را الگوی زندگی خویش قرار دهید و از آنچه دارید خرسند باشید وبرمال دیگران چشم نداشته باشید تا روانی آسوده داشته باشید. دیگران را آزار ندهید و ستم بردیگران مکنید. این است راهی جاودان برای زندگی نیک و آسوده. به همسایگان نیکی کنید بخصوص بزرگان و فرهیخته گان را ارج گذارید. پاکی و نیکی تنها راهی است که انسان بایستی از آن پیروی کند. در جهان تنها دو چیز است که برای ابد باقی می ماند. آری آنهم سخن راست و کردار نیک است.

دو تابوت را فراهم کرد دنيا

صدای لحظه را کم کرد دنيا

پدررفت وقيام  دنبالش ا فتاد  

چه ظالمانه چاي دم کرد دنيا.

رحمت الله (قيام ) مربوط به خانواده بزرگ « مير» هاي نيک پي، دردره اسکارولسوالي دوشي ولايت بغلان پا به هستي وجود گذاشت وي ازاوان خوردي طفل باهوش وذکاوت بود وهمين ذکاوت وفهم طفلانه اش باعث شد که راهي مدرسه شود. درآن مقطع تاريخ درس خواندن ومدرسه رفتن به معناي واقعي کلمه گذشتن ازهفتخوان  رستم بود ، شرايط اجتماعي وسياسي آن دوران براي رحمت الله قيام وامثال وي سخت طاقت فرسا وکشنده بود ازيکطرف ستم طبقاتي نظام حاکم برکشوروازجانب ديگربراي يک پسردهقان زمينه تحصيل ومدرسه خود مشکلي بزرگي محسوب ميشد ، جامعه عقب نگداشته شده ومردم ستمکشيده، يک شکم نان سيرخود نعمتي بود وچه رسد به خرچ ومصارفات مکتب ومدرسه وسفرومسافري. درچنين اوضاع واحوال وي بعدازسپري نمودن دوران ابتدايي ومتوسطه شامل ليسه ابن سينايي کابل گرديد وبانمرات بلند وعالي دوره ليسه رادرزمان ستم شاهي به پايان رساند ودرمربوطات وزارت فوايد عامه شامل کارگرديد ودرجريان وظيفه به عسکري شتافت وازولسوالي فرخارولايت تخارسند اتمام خدمت سربازي رابدست آورد.

موصوف دراموري اداري ، درآگاهي سياسي ودردرک اجتماعي ازاستعداد بالاي برخورداربود وهميشه ازبرابري وبرادري حرف ميزد وهمين تفکرانساني موصوف رابه مبارزات سياسي کشاند ودرين مسيرتلاشهاي مثمري انجام داد. وي دردي عميقي ازنابرابري هاي اجتماعي داشت وچاره کاررادرخدمتگذاري وصداقتمندي به مردم کشورش ميدانست.

ازمشكلات استقبال كنيم . مشكلات، سازه‌هاي يك زندگي موفق هستند به شرطي كه نحوه رويكرد ما به آن نگرش حل مسئله باشد و در مقابل مسائل و مشكلاتي كه در زندگي ما پيش مي‌آيد همواره اين سؤال را مطرح نماييم كه اين رويداد براي ما چه پيام مثبتي داشته است؟ با چنين نگرشي، زندگي با مسائل و مشكلاتش معناي زيبايي پيدا مي‌كند و در واقع موفقيت و پيروزي ما در صحنه زندگي، حل مشكلات اطرافمان مي‌گردد.

خوب بخاطردارم شبي درمنزلش واقع قلعه نجارهاي خيرخانه تقريبآ به اين مضمون بحث جالبي داشت:

اگر انديشه ما لذت بردن از كمك به ديگران باشد، ديگر به دنبال لذت تشكر و قدرداني نمي‌رويم و بدانيم كه در اين عالم چيزي محو و نابود نمي‌شود چرا كه اگر امروز شما خدمتي به ديگران انجام دهيد، در زماني ديگر اين محبت به بهترين شكل به شما برمي‌گردد.

هميشه شكرگزارباشيم .انسان‌هايي كه به داشته‌هايشان فكر مي‌كنند، آرامش و نشاطي نصيب‌شان خواهد شد كه پيوسته باعث افزايش اين نعمت‌ها در زندگي‌شان مي‌شود.

رحمت الله (قيام) احترام زيادي به چگوارا - مرد مبارزوهدفمند آمريکايي لاتين داشت ودايم اين سخن ارزشمند - چه -   ورد زبانش بود:

چه : حتی مرگم را شکست به حساب نمی آورم! به جای آن تنها حسرت ترانه ای ناتمام را با خود به گور خواهم برد من نه یک مسیحی هستم و نه یک بشردوست. من هرچیزی برعکس یک مسیحی هستم و بشردوستی در مقایسه با آنچه من باور دارم بی ارزش به نظر میرسد. من به جای اینکه اجازه بدهم به یک صلیب میخکوب شوم با هر سلاحی که دستم به آن برسد میجنگم!.

همچنان قيام اکثرآ مقوله جالبي به اين مضمون ازلينن اقتباس ميکرد :

لنین: گاهی دهه ها از پی یکدیگر می روند و هیچ تغییری روی نمی دهد ولی گاهی طی چند هفته اتفاقاتی به اندازه چند دهه روی می دهد.

 ( قيام ) ازشاعران پارسي گوي حرمت وعلاقه ي فرواني به  { مهدی ا خوان ثالث} داشت

وهميشه اشعار« خفته»  وي برزبانش جاري بود:

گفتم به روح خفته آن مرد بی خبر
تا کی تو خفته ای؟بنگرآفتاب زد
برخیزومردباش ولیکن حذرحذر
زنهار! بیگدارنباید به آب زد

همدردمن! عزیزمن! ای مردبینوا
آخرتونیززنده ای این خواب جهل چیست؟
مرد نبرد باش که دراین کهن سرا
کاری محال دربرمرد نبرد نیست

زنهار! خواب غفلت وبیچارگی بس است
هنگام کوشش است اگرچشم واکنی
تاکی به انتظارقیامت توان نشست؟
برخیزتاهزارقیامت به پاکنی .
رحمت الله ( قيام ) بعدازپايان دوره عسکري به وظيفه شتافت ومديرعمومي يک بخشي ازرياست ميخانيکي وزارت فوايد عامه شد وبعدازحادثه ششم جدي سال ( 1358 ) خورشيدي درپهلوي وظايف دولتي ، کار سياسي وحزبي اداره متذکره نيزبه وي محول گرديد وبعدترمنشي کميته حزبي رياست ميخانيکي وعضوناحيه هفتم حزبي کميته شهرکابل گرديد.

قيام بعدازسال( 1366)  چندان علاقه به کارحزبي نداشت وسرانجام همين موضوع وشرايط پيچيده زمان حکومت داکترنجيب الله باعث شد که وي فريب يکي ازقدرتمداران محلي ومذهبي ولايت بغلان رابخورد وبافروش منزل شخصي اش راهي بغلان شود. نامبرده  ازين قول وقرارميان خالي البته نزد خود اهدافي هم داشت تابتواند به زادگاهش مصدرخدمت ودرتنويروآگاهي دهي مردمش نقش داشت باشد. دربغلان نه تنها ازعهد وپيمان زمامداران محلي سخني به ميان نيامد وبلکه مدتي بيکاروسرگردان ته وبالا دويد وسرانجام به اساس استعداد وفهمش درزمينه تعليم وتربيه به معارف بغلان جذب وازاينطريق درخدمتگزاري به مردمش کمرهمت بست .

قيام راحاکمان محلي بخاطرولسوال شدن درولسوالي دوشي دعوت کردند اما بمجرد مواصلت موصوف آب ازآب تکان نخورد . ولي قيام اهدافي که داشت به آن رسيد . اول – هدف بزرگش خدمت به مردم محل بود که اين راه را تاآخيرادامه داد ودوم – آگاهي دهي ورشد فکري نسل جوان منطقه بود که تاحدود توان درين مسيرپيش رفت وخدماتي را انجام داد که خارج ازتصورحاکمان محلي بود.

قيام باوجود بيماري ديابت ( شکر) لحظه ي هم ازخدمت به معارف وتعليم وتربيه اولاد وطن دريغ نورزيد وسرانجام ازدارالفنا به دارالبقا شتافت وياد وخاطره اش گرامي باد. 

ولسوالي دوشي ولايت بغلان وبخصوص دره نيک پي ، يکي ازفقيرترين وبيچاره ترين انسانهاي وطن رادرخويش جاداده است وتعليم يافتگان وانديشمنداني اندکي داشت که به مشکل به اندازانگشتان يک دست ميرسد. درينجا لازم ميبنم از نقش روشنگري جنابان ميراحمد ( جوينده ) شخصيت متفکر، انديشمند وتحليل گرمسايل افغانستان ، متخصصي اموري باستان شناسي ونماينده منتخب مردم دراولين دوره ولسي جرگه درحاکميت کرزي ويکي ازفعالين جامعه مدني کشور، مرحوم سيد احمد برخورداراستاد فاکولته حقوق وعلوم سياسي ، مرحوم ابراهيم آرزوومرحوم رحمت الله قيام اشاره شود وکارکردهاي اشخاص متذکره مستقيم وياغيرمستقيم دررشد ذهني وآگاهي سياسي مردم نقشي به سزايي داشته است.  ازين چهارانسان هدفمند تنها جناب (جوينده ) ازحوادث وکشمکشهاي زندگي درامان است وازخداوند بزرگ ولايزال طول عمربه وي وخدمتگذاري مثمري ازوي آرزوداريم .

                                      بادرودهاي گرم وصميمانه ( صباح ) ازشهرمانتريال کانادا

ايميل:  ustad _ sabah@yahoo.com

ustad _ sabah@hotmail.com        

تلفون : +1-514- 443- 4243

دلها غم  ديد ه ودرگیر درد  است

که اين چرخ فلک باماچه کرد ست

در امتدادي  يک  جزيره  اشکي

دوکلبه راببين ساکت وسرد است .

به نشريه هاي :

www.esalat.org

http://roshnaye.blogfa.com

http://www.maihan.org

http://www.vatandar.at

http://homayun.org

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۱۳ساعت ۸:۵۰ ق.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  | 

درسوگ و اندوه شخصیت فرهنگی کشور مرحوم مدیر رحمت الله خان( نیکپی)!

مرحوم مدیر رحمت الله خان( نیکپی ) عمر عزیزش را در راه خدمت در معارف و در راه تعلیم و تربیه فرزندان این کشور صرف کرده که از خداوند اجر بیکران و بهشت برین برای شان خواهانم. وفات استاد رحمت الله خان نیکپی حادثه اسفناکی برای مردم ما وضایعه جبران ناپذیر برای منطقه بوده. استاد رحمت الله از جمله قافله سالاران فرهنگ افغانستان و از جمله خوش سخنان و و مربیان بی مانند کشورعزیز ما بود که در راه معارف افغانستان اگر بگویم بیشتر از ملیون انسان را از داشته های علمی خویش بهره مند ساخته که نمای از نیک سرشتی و نیک اندیشی این مرد بزرگ میباشد مربی نبود که در هیچ کجای منطقه نیست بهره مندان دانش وی وجود نداشته باشد.

باور دارم که روح استاد نیکپی بزرگ زنده است و راه تعلیم و تربیه حالا با مرگ وی ماندگار تر و زمزمه جوانان این دیار ( نیکپی)خواهد شد. استاد رحمت الله نیکپی یکی از مردان دانشمند کشور و منطقه بود که علاوه بر اینکه کسب تعلیم وتربیه را حق مردم میدانست، آموختن و تعلیم متداوم را متضمن رعایت و دستیابی به دیگر ارزشها و حقوق نیز حساب می نمود.

کسب تعلیم وتربیه را خاصتاً برای زنان و دختران نیکپی بصورت جدی توصیه می نمود. این همه احساسات و توصیه های او برای کسب تعلیم وتربیه ، بطور مشخص به دختران و زنان نیکپی بود. مرد سخن و ادب ، دلسوز و ومردم خوا ، و دلپذیر بود که سالهای دراز بنام کبوتر پیام اوری تعلیم و تربیه معرفی شده بود. وفات استاد رحمت الله نیکپی،بدون شک دیواری دیگری از کاخ بلند فرزانگی و مردانگی فرو ریخت و مردم ما یک تن از متعهد ترین فرزند خود را از دست داد. ولی استاد رحمت الله خان نمیدانست که دشمنی نا جوانی دارد بنام شکر که باعث مرگش میشود که بلاخره مورخ چهارم قوس سال 1390 داعی اجل را لبیگ گفت و به لقا الله پیوست.

بلی استاد رحمت الله خان چنین میگفت که این عاشقان خانواده گرا از دیر زمانی است که در جهل و نادانی وبی عقلی غرق اند. این طایفه نه حقیقیت را می پذیرند و نه عدالت و استقلالیت را از دیر زمانی است که این طایفه با علم وفرهنگ و دانش در جنگ اند. دانشمندان را میکشند حقیقت گویان را گردن می زنند که همانطور هم شد.

مدیر رحمت الله خان ( نیکپی ) آتش یک شخصيت برازنده اجتماعي و يکي از چهره های قابل قدرو دانشمند منطقه و کشورعزیز ما افغانستان است، که در راه وحدت مردمی و تأسیس شورای مردمی تلاش های خستگی ناپذیری را انجام داده است.

 هر چه سعی می مینمایم که بپذیرم که خبر مرگی استاد را، ولی برایم مشکل تر میشود، امید هایکه برای زنده ماندنش زنده است، و بلاخره باید باور کنم که استاد مرده است که دیگر واژه ی درگذشت پیشوند نامش شده است، استاد به باور شما قسم میخورم که این حرکت ادامه خواهد داشت. دیروز علم برداران دیگر بود که رفتند و فردا معلوم نیست نوبت کدام پرچم بردار شهامت و روشنگری خواهد بود. اندیشه تو به مثابه یک راه و روند قابل قبول،برای همیش در بین ما پایدار خواهد ماند،زیرا شما به مسایل برتری به این مردم می اندیشیدید.!

انا لله و انا الیه راجعون

نجیب الله جویا

کابل - افغانستان

در سایت های زیر بخوانید

http://www.khawaran.com

http://www.khorasanzameen.net

http://www.hamkarnews.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۰۶ساعت ۲:۳۴ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  |