|
دوستان نهایت عزیز! سایت زندگی نو ، نهاد فرهنگی و اجتماعی در داخل کشور بوده، که صمیمانه ترین تبریکات خویش را به حضور یکایک شما مردم شریف افغانستان و چه دوستان که در داخل و خارج از کشور به سر میبرند و چه در سراسر دنیا پراکنده زندگی دارند، تقدیم مینماید. عید قربان که مظهر اراده و عشق و وفاداری به پروردگار عالمیان و حضرت آدم (ع) است، یکی از مفاخر و مظاهر فرهنگی مردم مسلمان افغانستان نیز هست. در همین روز فلسفه ی فداکاری و ایثار در تاریخ دینی ما بظهور آمده. مردم افغانستان سالهاست که قربانی آفات بسیاری هستند، دختران و زنان دربند افغانستان سالهاست که برای آرزوهای بیگانگان ودشمنان داخلی و خارجی مردم قربانی میشوند. درآستانهء فرارسیدن عیدقربان از خداوند عالم تمنا دارم که آفات وبلیات ناشی از بحران جنگ وبی عدالتی ومداخلات کشور های خارجی و حتی کشورهای بزرگ وکوچک را از زندگی مردم افغانستان دور سازد و آگاهی، آزادی و اتحاد واقعی وبرابری اقوام و اقشار مختلف ساکن در کشور مارا فراهم گرداند. با این آرزو که مردمی محروم و پر حوصله ی افغانستان در داخل و خارج کشور به سر میبرند در حفظ حضرت پروردگار باشند و از خوشبختی نصیب یابند، به مراتب تبریکات مجدد واحترامات عیدانه خویش را در خدمت هموطنان تقدیم مینمایم. تمنای ما از خالق عالم در این روز مبارک آنست که فقر، بیعدالتی، بحران و دشمنی گروههای مردمی در میان همه افراد اعم از زن ومرد، برطرف گردد و صلح وصلاح، آرامی ورفاه، سعادت و ارتقا در زندگی مردم بینوا و فقر ما مسلط گردد. با احترام نجیب الله " جویا "
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۴ساعت ۱۱:۱۵ ق.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
روند انکشاف روستاها درافغانستان جز شعار چیزی بیش نیست انسان ها در محیط و منطقه قبل از یکجا نشینی و سکونت در محل خاص و پیش از آموختن و کشف فنون و ابزارهای مختلف، برای تأمین نیازهای زندگی خود به کوچ و چند جا نشینی میپرداختند و اغلب مناطقی را برای سکونت موقت خود انتخاب میکردند و ما شاهد ان امروز هم میباشیم که از نظر منابع طبیعی مانند چراگاه، آب و حیوانات غنی باشد، اما هنگامی که انسان زراعت و فنون مختلف آن را آموخت و این توانایی را کسب کند تا ابزارهای مورد نیاز زندگی خود را بسازد، به یکجانشینی روی عادت گیرد و بدین ترتیب، روستاها یا دهات به عنوان اولین مراکز اجتماعی زندگی نوین انسان ها به وجود آمده و میباشد. پس از تشکیل قریه جات و دهات رشد انکشاف آنها بر اساس عواملی چون پیشرفتهای اقتصادی، موقعیتهای اجتماعی و فرهنگی و نقش سیاسی، از دهات گسترش یافته و شهرها را ایجاد کردند، اما با ایجاد شهرها، روستاها از رونق اولیه باز ماندند و علی رغم این که زمینه ساز ایجاد شهرها بودند و تا حدودی میتوان گفت در برخی کشورها مانند افغانستان رشد اقتصادی روستاها میتواند، رشد اقتصادی تمام مملکت را به دنبال داشته باشد، ولی بدبختانه در افغانستان روستاهاو دهات در سحطی پایین و عقب مانده باقی مانده است. از چند دهه اخیر و با رشد پر شتاب صنعت و فن اوری در ابعاد مختلف، عقب ماندگی روستاها و قریه جات بیشتر عیان گردید و در اکثر روستاهای کشور مشاهده میشود که روستایان واهالی قریه جات نسبت به شهرنشینان دارای درآمد کمتر بوده و میباشد و از سطح سهولتهای اجتماعی پایین برخوردارهستند. این امر خصوصا در افغانستان بسیار به وضوح قابل مشاهده است و با این که قریب به 89 درصد مردم افغانستان به کار زراعت مشغول هستند و یک بخش عمده از این زارعین در روستاها و دهات سراسر افغانستان زندگی میکنند، متاسفانه، سطح خدمات و درآمد و رشد اقتصادی در روستاهای کشور بسیار پاین است. این امر خود موجب آن شده تا کل کشور از سطح اقتصادی پایینی برخوردار باشد، چرا که افغانستان کشوری زراعتی و مالدار است و اقتصاد، وابسته به زراعت ومالداری است. با وجود کمک های سیل اساب جامعه جهانی، وزارت خانه ها در اثر نبود پلان منظم و جامع که بتواند به نیازمندی های مردم روستایی رسیدگی نماید و برنامه های دقیق کارساز داشته باشند که بتوانند تا توقعاتی که از آنها میرفت برای مردم دهات نشین برآورده میساختند و تنها به چند پروژه، در چند ولایت محدود جنوبی بسنده دانسته و هیچ اقدامی نداشتند. از جمله میتوان وزارت احیاء و انکشاف دهات فقط به پروژه های همبستگی ملی اکتفا کرده که درد مردم افغانستان مداوا کرده نمیتواند و وزارت زراعت نیز به چند پروژه زراعتی در چند ولایت و برگزاری برخی ورکشاپ ها اکتفا نموده، در حالی که حتی برنامهای مدون و مشخص برای مقابله با آفات طبعی زراعتی نداشته . مردم افغانستان شاهد مشکلات ذیل در سال اخیر در افغانستان بوده که میتوان نام برد آفاتی چون ملخ، مگس خربوزه، قانغوزک کچالو و سایر آفات، خسارات بسیاری را به زارعین وارد کردند و در سال جاری نیز فعلا تهدیدهای زیادی در مورد هجوم مورها به کشت زارها و محصولات زراعتی مردم قرار گرفت . باید وزیر صاحبان و و تیم که از مردم افغانستان نمایندگی میکنند و کرده نمیتواند باید پلان مشخص را باید با خود میداشتند تا مورد عفوه مردم افغانستان قرار میگرفت ولی نا گفته نباید گذاشت که شاید مردم افغانستان کابینه های بعد از دوره های سقوط طالبان را ببخشد ولی تاریخ نخواهد بخشید. باید دانست که راه توسعه روستاها و رشد زراعت و مالداری درکشور چیست و چگونه عملکردی باید داشت؟ چنان که گفته شد، علل اصلی عدم رشد و انکشاف روستاها، عدم مدیریت صحیح در ادارات دولتی کابینه اقایی کرزی، نبود برنامه و پالیسی مشخص اقتصادی و انکشافی، انتخاب وزیر بر اساس روابط و یا سهمیه حزب ملتی پراکندگی جغرافیایی روستاها و دهات، سنتی بودن و عدم تخصصی ونبودن زراعت در روستاهامیباشند. در این میان و برای رفع این عوامل، بحث توسعه و انکشاف روستایی به میان میآید که خود جزء برنامه های توسعوی هر کشوری بوده و برای ایجاد یک دگرگونی و تحول در ساختار اجتماعی ـ اقتصادی روستاها و قریه جات به کار میرود. اما برای موفقیت در انکشاف دهات، باید استراتژی هایی را مد نظر قرار داد که بر اساس آن سطح بهره وری اقتصادی بالا رفته، میزان اشتغال رشد یابد و به دنبال آن سطح خدمات اجتماعی نیز به سطح مطلوبی برسد. ما شاهد روستا های هستیم که از اب سر شار برخوردار است ولی متاسفانه که از ان استفاده موثر در جهت باغ داری و ابی ساختن زمین ها استفاده کرده نمیتواند دهاقین به دلیل اینکه از یک وضعیت بدی اقتصادی برخوردار است و دولت هیچ نوع توجه مبذول نداشت تا امروز. وزمین زراعتی مردم همه روزه مورد هدف حوادث غیر مطرقبه از قبیل سلاب دریا خیزی قرار میگرد و کسی نیست که توجه نماید. مواشی مردم همه در اثر امراض مختلف از بین میرود هیچ ادرس نیست که جهت جلوگیری از امراض رسیدگی نماید به مشکلات مردم و همچنان میتوان گفت که محصولات زارعین همه ساله در اثر ملوس شن امراض به مالکین زمین بی علاقگی نشان داده و نا امید مشود. معمولا در این استراتژی، اصولی چون تأکید بیشتر بر نیازمندی های مردم، تشویق و افزایش مشارکت مردم در هر مرحله از فرایند برنامه ریزی، بسط و ترویج سرمایه گذاری های کوچک که مردم قادر به اجرای آن باشند، کاهش هزینه های مردم و افزایش میزان درآمد آنان و تشویق مردم در جهت تداوم و نگهداری پروژه های توسعوی (افزایش آگاهی های مردم و کاهش زمان و هزینه های طرح ها و پروژه ها)، در محوریت قرا گیرد و مشکلات به عنوان وسیله ای برای گسترش و توزیع دوباره فرصت ها با هدف اتخاذ تصمیم های جمعی در توسعه همگانی شود. به هر حال، ارگان های مسئول دولتی ، تا حال نتوانسته اند تا به اهدافی که در فوق ذکر شد و از لازمه های انکشاف و رشد دهات و اقتصاد آن ها است، دست یابند. همچنان روستاها و قریه جات کشور در وضعیتی بس ناگوار و بد، چه از لحاظ توسعوی و خدمات و چه از لحاظ اقتصادی به سر میبرند. هم اكنون شهرهای اصلی افغانستان با فشار روز افزون مراجعه كنندگان از قریه ها مواجه می باشد. این كار باعث گردیده است تا شاروالی ها در این شهرهای بزرگ چون كابل، قندهار، هرات، مزار شریف و جلال آباد با ناتوانی در اجرای خدمات شهری به شهریان ساكن در این شهرها مواجه شدند. و شاروال ها به شکل که باید استخدام میشد نشده وبه شکل انتصابی با در نظر داشت روابط انتخاب میشود. كارشناسان علوم اجتماعی به این باور می باشند كه اگر دولت افغانستان بتواند زمینه های زندگی مناسب در روستاها را برای مردم فراهم بكند و بخصوص به دو ضرورت مهم مردم در عرصه صحی و در عرصه معارف توجه كند که موفق به این کار نشده است،با توجه به اینكه امروزه همه مردم آموزش را یك ضرورت اساسی میدانند، كوشش میكنند تا به هر صورتی كه شده است، شرایط آموزش را برای فرزندان شان مهیا كنند. از همین رو وقتی میبینند كه در روستاها این فرصت برای فرزندان شان وجود ندارد، كوشش میكنند تا با كوچ كردن به شهرها چنین فرصتی را برای اولاد شان مساعد سازند. این یک کار خوبیست که از طرف فامیلین محترم صورت میگرد و البته امکانات انرا دارد پس ان عده مردم غریب که توانایی چنین کار را ندارد چه خواهند کرد و دولت را به اساس اراده مردم انتخاب شده چه به شکل مشروع و یا نا مشروع به قدرت رسیدند ولی ایشان چه خدمات را برای مردم افغانستان فراهم کرده است که بتوانم نام ببرم. در شهرها نیز در حالت بهتر از آنچه در روستاها است، نبوده و از این نظر مردم با مشكل مواجه هستند. اما با آنهم برای اینكه بتوانند فرصت تحصیل و تعلیم را برای اولاد شان برابر كنند، راه شهرها را در پیش میگیرند. بنا بر این دولت می تواند با مناسب سازی زمینه های تعلیم و تربیت از طریق آبادی و اعمار مكاتب و گماردن معلمان خوب، رضایت مردم روستا نشین را جلب كرده و از كوچ كشی روی آنان به شهرها جلوگیری كنند. کمکها متأسفانه مستقیماً در دسترس دولت قرار نمی گیرد. متأسفانه یکی از مشکلاتی که دولت افغانستان دارد این است که برنامه ریزی ها زیر نظر مشاوران خارجی است و متأسفانه این برنامه ها ملی و مردمی نیست و مقدار کمکی هم که در دسترس دولت قرار میگیرد مستقیماً در جیب وزیران و کمیشن کاران قرار میگرد 100در صد یک پروژه 15 در صد قابل اجرا میگردد.. ) چگونگی مصرف ونحوه حیف و میل کمکهای بین المللی برای بازسازی افغانستان طی 8 سال گذشته چطور بررسی شود کاریست بس دشوار و از توان ما بیرون هر کس را مامور سازد باز هم نتیجه مطلوب بدست نخواهد امد چرا که سوال های وجود دارد. وقتیکه کمکها وارد افغانستان می شوند مبلغ کمی به دولت واگذار میشود و قسمت اعظم آن به اینجوها و موسسات خارجی اختصاص داده میشود که آنها در مسائل تشریفاتی از جمله دفاتر و ماشین های مدرن و مدل بالا به مصرف میرسانند. بنابراین عملاً مقدار کمی از کمکها به مصرف میرسد و مراجع اقتصادی دولتی به علت عدم هماهنگی نمیتوانند حتی این مقدار کم را هم به صورت درست بنابراین یک زنجیره مشکلات بروکراسی و عدم شفافیت و عدم کنترل چه در سطح کشورهای کمک کننده جهانی و چه در سطح دولت افغانستان و انجوها به وجود آمده که این کمکها تأثیر بسیار ناچیزی بر زندگی همه مردم افغانستان رونما میگردد. اقتصاد بازار آزاد بدون مطالعۀ کافی در افغانستان تحمیل شد . گروهها و باندهای مافیایی در طی این چند سال شکل گرفتند که اینها با استفاده از روابط سیاسی گسترده خود در سطح کابینه افغانستان و در سطح دفتر ریاست جمهور قرار دادهای بسیار زیادی را دور از چارچوب بازار آزاد و رقابت و سیستم مزایده و مناقصه با استفاده از مسائل رفاقتی و واسطه بازی به دست اوردند و بانگ های را در کشور ساختند و تجارت های را در سطح ملی و بین المللی ساختند و 99 در صد مردم در وضعیت بدی زندگی به سر میبرند بنابراین این بازار آزاد زمینه بسیار مناسبی برای رشد باندهای مافیایی و زد و بندهای پشت پرده با استفاده از نفوذ سیاسی به وجود آورده است و ثروتمندان را به ثروتمندتر کرده است و تعداد زیادی از مردم افغانستان را در فقر و بدبختی باقی گذاشته است که باعث افزایش سرسام آور قیمت ها شده است و دولت هم کوچکترین توجهی به رفاه اجتماعی و کاهش درد و رنج مردم افغانستان نداشته. بررسی شود و کمکهای بدون قید و شرط بین الملی از مجامع بین المللی به افغانستان سرازیر شود ودر اختیار دولت و ملت و مردم افغانستان قرار بگیرد و هماهنگی میان قوه مجریه و مقننه با پشتیبانی ملت به وجود بیاید من مطمئن هستم که زمینه بازسازی افغانستان آماده می شود و مشکلات حل شود چون افغانستان از معادن طبیعی برخوردار است و اگر منابع استخراج شود زمینه برای بازسازی مهیا میشود. زمینه اشتغال نيز بايد در محور توجه دولت و حكومت قرار گيرد بايد بــــراي مردم انگيزه،اين را داد كه از طريق حرفه ميتوان به سودی دست خواهند يافت و دركنارش با سواد شد؛ دولـت و ارگان هاي مسوول، بايد در راستاي آگاهي دهي تلاش كنند و تبليغات گسترده اي را در زمينه،منفعت سواد و حرفه، راه اندازي نموده و علاقـه مردم را بدان جلب نمود. اگر وضعيت به همين شكل يعني سطح پايين سواد ميان زن و مرد ادامه پيدا كند، پيامدهاي متعددی ناگوار را به بارخواهد آورد. اين كار اولاً صدمه،بزرگ به اقتصاد كشور مي رساند. به باور بنده؛ وقتي اتباع افغانستان توانايي كار را نداشته و توليد نكنند، اجتماع صدمه،بزرگي را متقبل خواهند شد. از سوي ديگر بار مسايل فرهنگي و عنعنات ناپسند نيز ناشي از پايين بودن سطح سواد مي باشد. بيسوادي وعقبماني، ناامني هـا را در قبال دارد؛ چون اگر كسي زمينه،كار برايش مساعد نباشد و عدم آگاهي از پيشرفت هاي جهاني نداشته باشد، اين موضوع خود مولد جنگ و ناامني در كشور است و اينگونه اشخاص، رو به جنگ مي آورند. من به اين باورم كه مسايل فرهنگي، عـرف وعنعنات، جنگ هاي طولاني، عدم توجه دولت بـــه رشد متوازن بين زن و مرد، سبب شده است كه زنان نتوانند از سواد بهره مند شوند كه اين وضعيت نگران كننده ميباشد.يكي ازعمده تـرين مشكلات اجتماعي، پايين بودن سطح سواد و حرفه در كشور ميباشد كه متاسفانه مشكلاتي همچون بحران امنيت، ضعف اقتصادي، ناهنجاري هـاي اجتماعي ريشه دارد.به باور آگاهان امورافغانستان كشوري است كه در منطقه وحتي جهان، داراي پايين ترين سطح سواد و حرفه ميباشد و ايــن خود نگراني هايي را ببارآورده است در ذهن اعوام. چنین نتیجگیری مینمایم که در افغانستان باید در وزارت خانه ها کادر های علمی و تخصصی گماشته شود بدون در نظر داشت روابط به اساس معیار های پذیرفته شده وشایسته سالاری بدون در نظر داشت ملیتی، سمتی؛ حزبی ، لسانی و شناخت میتوانیم کابینه متخصص بسازیم و پالیسی های کوتاه مدت و دراز مدت را زیر کار بگریم و وجوه هایکه از طرف جامعه جهانی و عواید دولت را به پروژه های که اولویت داده شود به مصرف رسانده در تمام ولایات افغانستان بدون در نظر داشت لسان و سمت در کار نماید تا یک روستایی بدون تفاوت چه از نظر تعلیمی ، ساختاری، انکشافی، بازسازی، آموزشی و آگاهی یکسان توجه صورت بگیرد تا توانسته باشیم یک افغانستان واحد انکشاف متوازن ساخته باشیم وبه امید چنین روزی رشته تحریر را اختتام میبخشم.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۹ساعت ۸:۱۹ ق.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
|
|