|
باری دیگر در حق مردم افغانستان جفا صورت گرفت در انتخابات 1389! نویسنده : نجیب الله " جویا " روز شنبه برابر است به 27 سنبله 1389 دومین انتخابات پارلمانی در افغانستان برگزار شد. نحوه برگزاری و نظارت در انتخابات قبلی و تقلب های انتخابات فعلی باز هم یک با دیگر به شکل مرموزصورت گرفت ، کشور را با خطری جدی مواجه کرده که می تواند تمام تلاش جامعه بین المللی، دولت افغانستان و مردم این کشور را در طی چند سال گذشته به شکلی آنی با شکست مواجه کند و در نتیجه افغانستان را یک بار دیگر به قهقرای بنیادگرایی و آشوب زدگی جنگی بکشاند. انتظار می رفت که حکومت و افراد قدرتمند از گذشته بیاموزند و تمام کوشش خود را برای برگزاری یک انتخابات واقعی، سالم و عادلانه به کار گیرند تا مبادا حیثیت و مشروعیت خانه ملت از بین نبرد. علاوه بر مشکلات و چالش های عظیمی که بر سر راه یک انتخابات واقعی در افغانستان وجود داشت که از آن جمله می توان به نا امنی و بسته شدن نزدیک به هزار حوزه رای گیری بنا به دلایل امنیتی (دلایلی که هنوز به طور شفاف به مردم اعلام نشده اند)، عدم وجود آمار دقیق از نفوس کشور، توزیع کارت های متعدد و جعلی که از طریق مطبوعات به سهم هموطنان رسانیده شد ولی از طرف حکومت هیچ نوع توجه صورت نگرفت، حضور دوباره متهمان نقض حقوق بشر منحیث نامزد، عدم رسیدگی به شکایات مردم علیه ناقضان حقوق بشر و... زنان نامزد انتخابات در کارزار های انتخاباتی با چالش های جدی تری نسبت به مردان مواجه بود که ارگان به این موضوع رسیدگی نکرد. بسیاری از زنان با تهدیدات جانی رو به رو شدند. اعضای ستاد انتخاباتی آنها تهدید و در مواردی کشته شده اند. فعالیت های تبلیغاتی وسیعی علیه آنها صورت گرفته است. در رسانه های صوتی، تصویری و چاپی به صورت مستقیم مورد توهین و تحقیر قرار گرفته اند. زنان هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ سیاسی در موقعیت نابرابر و با چالش های جدی رو به رو بوده اند. در انتخابات قبلی نیز بسیاری از رای دهندگان زن با خطرات جانی تهدید شدند و حتا مردان بسیاری به جای زنان رای دادند. تمام این موارد هشداری بوده است مبنی بر اینکه در جریان انتخابات موانع جدی بر سر راه نامزدان زن و زنان رای دهنده وجود دارد. ایجاد ممانعت برای زنان رای دهنده و تقلب در شمارش آرا و ادامه تبلیغات رسانه ای علیه زنان از سوی رسانه های زن ستیز می تواند روند برگزاری انتخابات سالم و عادلانه را مختل سازد و مشروعیت آن را زیر سئوال ببرد. دولت افغانستان باید تمام تلاش خود را برای برگزاری سالم، شفاف و عادلانه انتخابات به کار میگرفت که هیچ نوع توجه به جز از تامین امنیت در بعضی مناطق که به نفع تیم حاکم بود تامین شد. و از هر نوع اقدامی که علیه زنان نامزد از سوی افراد مسلح محلی، رسانه ها، صورت می گیرد، مقابله جدی نماید. دولت افغانستان موظف است امنیت جانی رای دهندگان و نامزدان را در سراسر کشور تامین نماید و از بروز هر نوع نا امنی که روند انتخابات و نتایج آن را زیر سوال ببرد جلوگیری کند که در بعض مناطق قادر به این کار نشد. کمیسیون برگزاری انتخابات و سمع شکایات باید در مورد گزارش های مربوط به ایجاد اخلال و شکایات نامزدان از تخطی های انتخاباتی تحقیق نمایند و اقدامات قانونی مورد نیاز را انجام و به افکار عمومی اطلاع دهند که هیچ نوع توجه صورت نگرفت. ناظران ملی و بین المللی حاضر در حوزه های انتخاباتی باید به طور دقیق و بدون چشم پوشی از کوچکترین تخطی ها نتایج نظارت و بررسی ها ی خود را تا قبل از پایان شمارش آرا به اطلاع جامعه جهانی و مردم افغانستان برسانند و خواستار پیگرد قانونی متخلفان باشند که مردم افغانستان شاهد هیچ عمل درین زمینه باشد نبوده. بدین معناست که ما منحیث یک شهروند افغانستانی مسوولیت داریم تا کسی را انتخاب کنیم که شخص صادق، دلسوز، پاک و از درد و رنج مردم کشور باخبر بوده و تا حد توان به درد و مشکلات مردم رسیده گی نماید. شاید بعضی شهروندان فکر کنند که چنین کاری خیلی مشکل است ولی فکر میکنم وقتی ما میخواهیم به کسی رای دهیم، باید در مورد شخص مذکور تحقیق نمایم که در گذشته کی بوده چه اعمال را در گذشته انجام داده نه اینکه معیار پول را قرار بدهیم و آگاهانه رای خود را دهیم. مردم نباید مسایل زبانی، قومی را در نظر بگرند و رای به شخصی داده که اصلاً ظرفیت نماینده شدن را نداشته باشد. صرفاً بخاطری داشتن تعلقات زبانی و سمتی نباید منافع ملی را قربانی منافع قومی و شخصی نماییم. چونکه در آینده نماینده که به اساس زبان و قوم داخل خانه ملت میشود، در فکر منافع ملی نبوده و خود را در چهارچوب قومی و یا هم زبانی میبیند پس عمل که باید عاقلانه باشد اینست که ما به شخص تحصیل کرده، کارفهم، پاک و نیک رای خود را بریزیم. پس اگر ما نماینده گان واقعی خود را انتخاب کنیم، آنها بدون شک که مصدر خدمت برای ما مردم ما گردند دوستان گرامی! هدف از مقدمهی فوق این است که در پرتو آن شرائط کنونی کشور عزیز و مردم مظلوم خود را تحلیل و تجزیه نمائیم. و بالآخره اینکه بیش از یک سال میشود که مردم افغانستان را مصروف کمپاینهای انتخاباتی نموده اند، رسانهها به غرض مفاد مادی که بدست میآورند با دلچسپی خاصی تبلیغات کاندیداها را پخش نموده، وزارتخانهها و دوایر دولتی تقریبا به حالت تعطیل در آمده، و اکثر مسئولین این دوایر مشغول کمپاین برای دوستان، همفکران و نزدیکان خود میباشند. صدها ملیون دالر از سرمایة مردم فقیر و تنگدست ما برای هیچ و پوچ به مصرف رسید. استعمار در طول تاریخ کوشیده در کشورهای که به چنگ میآورد شخصیتهای کاذب درست نموده و آنان را بر سرنوشت مردم حاکم گرداند. بلی، مردم به خوبی درک کرده است پارلمانی که متشکل از عدهای پولدار، هنرمند!، زنان و افراد کم سواد باشد نمیتواند عمق مسائل مهمی چون اشغال و استقلال را درک نماید و برای اسلام و ملت دل نسوختانده و در جواب دشمن نه گفته نمیتواند. ما و مردم ما در کشور شاهد چالشهای زیادی روبرو هستیم؛ بیکاری، فقر، فساد ادرای، اقربا پروری، مؤسسه های خارجی و وجود قوتهای بیگانه در کشور و... چالشهای است که ملت مظلوم ما را تهدید میکند. پس انتخابات نه تنها دردی از دردهای مردم مستضعف ما را دوا نمیکند بلکه تهدیدی دیگری فراروی آنها شده است و زخم آنان را عمیقترتر میکند. مشکلات را که مردم افغانستان درین دور مواجه شد قرار ذیل نام میبرم: 1- استفاده از رنگ ها بدل که که دشمنان و تاجران مواد مخدر از سوه استفاده کردند. 2- چاب و تکثیر کارت راهی دهی جعلی از طرف ادرس های نا معلوم. 3- تقلب که اکثر کاندیدان از به نفع شان چندین رای استفاده کردند. 4- در نظر نگرفتن مساوات خانمان با مردان در قسمت ایجاد سایت رای دهی. 5- ایرسال ورقه های رای دهی متفاوت در نقاط مختلف کشور. 6- زمینه سازی جنک های محلی در مناطق مختلف کشور و استفاده رای به نفع تیم حاکیم. 7- غیر عادلانه تقسیمات اوراق راهی دهی در مناطق دری زبانان به شکل نمونه میتوان غرب کابل و سایر منطقه ها نام گرفت. 8- مسدود نمود نمودن سایت رای دهی بدون کدام خطر جدی از طرف دولت. 9- برای دو ولسوالی در درواز کمتر از دو هزار برگه رای فرستاده اند. 10- براساس این وعده که برگه های بیشتر خواهند فرستاد ولی بدلیل نداشتن هلیکوپتر از فرستادن آن امتناع نمودند. 11- بدین ترتیب از فرستادن نه هزار برگه رای در دو ولسوالی که زادگاه آقای دکتر پدرام است، جلو گیری نمودند. 12- مردم بدخشان بخصوص مردم ولسوالی های مایمی و نسی توسط حکومت فاشیست و دلقک های مربوط به آن توحین شده اند. 13- بی توجه ای مسولین کمسیون انتخاباتی در قسمت شکایات مردم و ناظرین کاندان. 14- اشتراک نکردن مردم این خود بی اعتمادی مردم را نشان میدهد در ادرس دولت. اين نمونهي واضحي از عدم استقلال و كار آيي كميسيون مستقل انتخابات است كه دست خوش دخالتهاي حكومت در امر انتخابات ميباشد. یکبار دیگر مردم افغانستان از كميسيون مستقل انتخابات و نهادهاي ذيدخل در پروسه ميخواهد تا به خواستهي بر حق مردم رسيدگي نمايد در غير آن ما مكلف هستيم به مانند هميشه ازتمام راههاي موجود و قانوني حقوق حقهي مردم دفاع نماييم. و شكايتهاي مردم را به گوش افكار عمومي برسانيم. تا مردم درین زمینه تصمیم بگرید.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۶/۳۱ساعت ۹:۱۶ ق.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
نقش تعلیم و تربیه در جامعه روستایی افغانستان !
نویسنده : نجیب الله " جویا " وقتیکه کلمه و یا واژه علم و دانش را به زبان میاوریم تکرار مکرر آن بالای مغز و افکار ما تاثیر نمیگذارد و اما موقع که به عمق کلمه شویم و به معنی آن فرو برویم از تفکر ما بدور است. در دین مبین اسلام دانش در یک نقطه خیلی عالی و به سزایی و مقدم قرار داشته و دارد و برای مقدم بودن آن زمان به آیات و نصوص قرانی مراجع نمایم در باره علم و دانش خیلی ها ارج گذاشته است که میتوان اشاره کرد. (هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون ) ترجمه : ایا برابر انند کسانی که میدانند و کسانیکه نمی دانند. آیت ( هل یستوی الاعمی والبصیر ) ایا برابر است کور و بینا. که تشبیه شده است تفریق بین عالم و ناخوانده. و همچنان درین زمینه حضرت پیامبر اسلام و رهنمایی بشریت گفته است : اطلوب العلم من المهدی الی الحد. ترجمه طلب کنید علم را از گهواره تا به گور از گهواره تا گور دانش بجوی. پس آموختن و طلب علم به زمان و وقت و به سن و سال ارتباط ندارد هر زمانیکه انسان خواسته باشد میتواند علم بیاموزد و آهمیت تعلیم و تربیه را بیاموزد. و آموختن دانش به جنسیت نیز مطرح نیست چنانچه پیامبر خدا فرموده است که : طلب العلم فریضه علی کلی مسلم و مسلمته . ترجمه : طلب کردن علم به هر زن و مرد مسلمان فرض است. طوریکه از نگاهی بشریت و خلاقیت زنان هم نیم از پیکر جامعه را تشکیل داده است پس چطور نیم از پیکر از جامعه میتواند بدون دانش بماند چطور بتواند با مردان هم پیکر و هم سنگر وارد میدان باز سازی و خود کفایی کشور خود شود. بنآ حریت و آزادی برای زنان و دختران در چوکات و چار چوب اسلام کار بسا ارزنده و مفید است که روشنی و افتخار را در درب هر خانه حس کرده میتوانیم. تقلید و نقل و قول از از ازادیهایی کنونی که در جامعه و اجتماع محسوس میشود با حریت و دیموکراسی اسلام خیلی فرق دارد. لهذا از اینکه اوقات گرانبهایی شما نگرفته باشم روی نکات چند اهمیت و نقش تعلیم و تربیه میپردازم : تعلیم و تربیه موجب سازندگی و برازندگی انسان هاست. زیرا ناتوانی و ضعف انسان در بدو تولد بر همگان اشکار است ، چه در عامل جز تعلیم و تربیت باعث میشود که این انسان ناتوان جوانمردی، بلند نظری شجاع، نوع دوست، با حکمت، عدالت جو و عمل گرا فقط در جامعه انسانی و سالم است که انسانها را واجد خصلت های فوق ذکر شده می گرداند. انسان در صورتیکه تربیت نشود و یا تحت تاثیر جامعه اسلامی و انسانی آموزش های لازیم را نبیند و نه تنها خصایص مذکور در او ظاهر نمی شود بلکه اعمال و رفتار او مانند سایر حیوانات غیر ناطق در حد ابتدایی و غریزی باقی خواهد ماند. به هر حال اگر تعلیم و تربیت را عین زندگی بدانیم و بدون آن تحقق زندگی را ناممکن و یا مشکل به انگاریم تعلیم و تربیه اهمیت و فواید بسیار دارد که تشخیص کردن همه انها کاری دشواریست برای یک جامعه ای که همیشه دور نهگداشته شده است. تعلیم عبارت از فراگیری علوم و آموختن معلومات در رشته های مورد نظر می باشد آما تربیت یعنی ایجاد تغیرات مطلوب در رفتار انسانی برای رسیدن به یک زندگی کامل و همجانه است. همانگونه که تحولات در عرصه های مختلف افغانستان رونما گردیده در ساحه تعلیم و تربیه نیز تحولاتی بوجود آمده است مکاتب دهاتی و ابتدایی رشده نموده مکاتب جدید مکاتب نیمه کاره آباد شده و تجهیزات لازمه به آن تخصیص داده شده و اصلاحات جدید در معرض تطبیق قرار گرفت که حاوی 15 ماده بود ولی بد بختانه که تاریخ سیاه که ما مردم افغانستان پشت سر گذشتاندیم همه دارایی های مادی و معنوی مردم افغانستان به باد فنا رفت که اعمار مجدد آن کار است خیلی ها دشوار. مراکز تعلیمی در شرایط فعلی تنها در شهر کابل و چند ولایات مرکزی فعالیت هایش قابل لمس است که آن هم از وضعیت خوبی برخوردار نبوده ولی اکثرآ مناطق روستایی افغانستان که تقریبآ 70 در 100 ما در روستا زندگی مینمایم از وضعیت بدی تعلیمی به سر میبریم. مردم زیان زیادی را از ناحیه تعلیم و تربیه متقبل شده است و تعلیم و تربیه به معنی حقیقی اش وجود نداشت که شما هم به این باور هستید و به همگان ویداست که پیروزی عظیم که نسیب مردم افغانستان شد در سال 1380 که گفته میتوانم که دریچه جدید بروی ما باز شد امروز ما در یک مرحله جدید زندگی قرار داریم میتوان گفت در حیات سیاسی و اجتماعی فرهنگی و در برابر آزمون بزرگ دیگری قرار گرفت که عبارت از جهاد سازندگی کشور است و بازسازی معارف نیز بخش نهایت مهم و بنیادی میباشد و خوشبختانه درین راستا گامهای نخستین و اساسی برداشته شود. و شیرازه نظام معارف که تباه شده بود اساس یک معارف متوازن متعادل غیر سیاسی و اکادمیک گذاشته شود که خواست جامعه بشری است و به ویژه جامعه روستایی زیرا معارف عصری و اکادمیک هدف اساسی و اصل مهم تعلیم و تربیه و آماده ساختن شاگردان به منظور رهبر برای آینده کشور. باید آفزود که : نتیجه و هدف عمده تعلیم و تربیه در کشور های متمدن جهان تنها پیشبرد تربیت و تعلیم بصورت مجرد نیست بلکه انست که بر اساس امکانهای انکشاف اقتصادی، اجتماعی، در خدمت بهبود بخشیدن وضع زندگی مردم قرار گرفته و وسیله ای شود تا سویه های حیات اقتصادی و اجتماعی مردم بلند برود. تعلیم و تربیه عبارت از سامان دهی تجربه بر معنی دار شدن و عمق آن می افزاید و توانایی هدایت جریان تجربه را توسعه میدهد و تعلیم و تربیت ضرورت زندگی میدانم محیط اجتماعی نقش مهم تربیتی داشته و دارد و فراگیری کودک امری است انتزاعی و مجرد و از مناسبات و روبط اجتماعی و محیط نیست بلکه در متن همین مناسبات مطالب فراوانی فرا می گیرد. به نظرم باید انگیزه ها و کوشش های مشخص نو آموز را باید کنترل و هدایت کردو نقش راستین تعلیم و تربیت همین است که باعث رشد نو آموز میگردد و درین نکته تاکید میروزم که تعلیم و تربیت به رشد رساندن است و رشد عمیق زندگی تا زندگی است تعلیم و تربیت هم است. تعلیم و تربیت در هر کشوری بزرگترین انتقـال دهنده فرهنگ، تاریخ تمدن و علم و دانش از نسلی به نسل دیگر به شمار میرود. آنچه از دانش بشر در گذر تاریخ به یادگار مانده و به نسل های بعدی منتقل شده و هر نسلی در سایه پیشرفت و ترقی بخشی را به آن افزوده، فقط و فقط در سایه تعلیم و آموزش بوده است. در جامعه مدرن امروز کتله های انسانی تهی از نظام تعلیم و تربیه اصلاً قابل تصور نیست و هیچ مجموعۀ انسانی نمیتوانند به دور از آموزش و تعلیم و تعلم باشند. امروزه روش های تعلیم و تعلم خود به یک دانش پیشرفته تبدیل شده و علوم تربیتی نقش اصلی در تغییر و تحول و مدرنیزه کردن سیستم آموزشی دارد. به همین دلیل در کشورهای پیشرفته، هزاران نفر که دارای درجه دکتورا در علوم تربیتی هستند، سال ها روی یک سیستم با کیفیت آموزشی مطالعه و تحقیق میکنند و با توجه به پیشرفت دانش روان شناسی و علوم تربیتی، کتاب های درسی را در مقاطع مختلف تحصیلی تدوین مینمایند. معلمی شغل مقدسی است که در کشورهای دیگر از جایگاه معنوی و مادی خاصی برخوردار اند و احترام ویژه ای را در جامعه دارند. این معلمان سال ها علوم تربیتی ،روان شناسی و شیوه های تدریس و آموزش را فرا میگیرند، در دنیای امروز به عنوان یک معلم پذیرفته میشوند. در دنیای امروز تعلیم و تربیت پایه و اساس بنیه علمی هر کشوری به شمار میرود و کشوری میتواند از نظر علمی به جایگاه رفیع و بلندی برسد که از بهترین سیستم کیفی تعلیم و تربیت برخوردار باشد. به همین دلیل در بسیاری از کشورها، پس از چند سال تغییراتی در سیستم آموزشی آنان به وجود می آید و کتاب های درسی نیز تغییر یافته و مطابق با پیشرفت های علمی و تربیتی زمان خودشان دوباره تدوین مینمایند. اکنون با توجه به این پیش زمینه سوال اساسی این است که آیا سیستم تعلیم و تربیت در افغانستان از چنین ویژه گی برخوردارهست؟ باید گفت که روند تعلیم و تربیت در افغانستان نیز همانند تاریخ این کشور پر از فراز و نشیب بوده و است. در افغانستان و تربیه دولتی در قـالب عصری آن از زمان شاه امان الله آغاز گردید و با فراز نشیبی که تحولات سیاسی و نظامی افغانستان پیدا کرد دستگاه آموزشی و تعلیمی در کشور نیز از رشد کیفی باز ماند و نتوانست همزمان با دیگر کشورها و مطابق با پیشرفت و توسعه جهان در زمینه تعلیم و تربیه از رشد کیفی و کمی برخوردار گردد. این روند نشان می دهد که دولت افغانستان نتوانسته است، نیازهای کمی تعلیم و تربیت را در سراسر کشور پاسخگو باشد و نشان میدهد که در بعضی از روستاهای افغانستان که در دسترس دشمنان علم و دانش و نبود معلمین مسلکی و سایر مسایل است که هم اکنون مکتب وجود ندارد. و حـال هم جای شکر است که تا حد زیاد دولت افغانستان توانسته است در قسمت اعمار مکاتب و معلمان مسلکی توجه اندک نموده ولی به نظرم بسنده نیست، و این خود نعمت بسیار بزرگی در عرصه تعلیم و تربیه و دانش اندوزی نسل فردای جامعۀ ما که صورت میگرد اگر بتوانیم در قسمت جوانان و نوجوانان ما که در روستایی کشور زندگی مینمایند توجه نمایم و بتوانیم نقش و مسولیت های شانرا در عرصه های مختلف کشور تذکر دهیم و بتوانیم که در عرصه های مختلف افراد مسلکی و متخصص در جامعه روستایی خود تقدیم نمایم و در حدی توان توانسته باشیم فقر را در ابعاد مختلف کاهش دهیم و به امید یک آینده روشن گام های مقدماتی خویش را برداریم.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۶/۲۲ساعت ۱۰:۱۰ ق.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
|
|