پیشکش به روح پاک نیکپی نخست

درود و دعا بر تو نخست نیکپی عزیز،

تخستت می خوانم،

زیرا،

دیگران تنها خون نیکپی را داشتد،

و تو اندیشه اش را نیز. "کهکش" بودی ، "نیکپی" شدی،

زیرا،

نام ، شهرت و افتخار بر تخلصت سنگینی میکرد،

این همه نیکویی ها را در  کلمه "نیکپی" زیبا دیدی،

تو ذینب نیکپی شدی و نیکپی زیب تو شد،

هردو زیبا تر از زیبایی ها.نخستت می خوانم،

زیرا،

تو به نیکپی ات هم نام دادی و هم جان،

نامت نشان نیکپی شد و جانت راه نیکپی.نخستت می خوانم،

زیرا،

 نیکپی شدی، نیکپی زیستی، نیکپی رفتی،

درود و دعا بر تو نخست نیکپی عزیز، ای شاه قدم نیکپی.

از طرف ثنا نیکپی

کانادا ، 15 اپریل 2012

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۲۸ساعت ۷:۵۳ ق.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  | 
بد ترین جفا در مقابل مولفه های چون، وحدت ملی،عدالت اجتماعی،انساندوستی،برادری و برابری...........ازطرف ماها، با چشم پُت گذشتن ازکنارخدمات وفداکاری های کسانی است،

 که در بوجود آوردن این ارزش ها، درمقاطع زمانی زنده گی شان مبارزه و تلاش کرده و جانهای شرین وعزیز شانرا از دست داده اند.

امروز27 حمل 1391 مطابق 15 اپریل2012 مصادف با نزدهمین بهار و سالروز شهادت  شاه قدم نیکپی، یکی از چهره های ماندگارعرصه های مردم دوستی و خدمتگذاری به مردم مظلوم و ستمکشیده افغانستان است.

یاد آوری از سالروز شهادت شاه قدم نیکپی،درحقیقت احترام و ارجگذاری به خون پاک شهیدان مردم ما ما که در راه عدالت، انسانیت و رهایی از بربریت رزمیدند و جانهای شرین شان را، عاشقانه در این راه مقدس از دست داده اند میباشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۲۷ساعت ۴:۳۴ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  | 
 نزدهمین سالگرد شهادت شهید شاه قدم نیکپی!

بیست وهفتم حمل 1391 که مصادف است به نوردهمین سالگرد شهادت جوان فرزانه و زنده یاد جنرال شاه قدم یک شخصیت کم نظیر نیکپی در منطقه است ودر افق شعر میتوان گفت مقاومت چون ستاره تابناکی، پرتو افشانی میکرد، چشمان حاسدان کینه توز را خیره میساخت. او سزاوار هرنوع مقام و جایگاه خاص خود بود شاه قدم بادرک این واقعیت که غنامندی مادی و معنوی هم مزایا و هم مصائبی را برای انسان در قبال دارد، شب و روز سعی و تلاش می ورزید تا درکنار فعالیت هایش، به زیورغنای معنوی نیزآراسته گردد که، معنویت علاوه از ابعاد گسترده ایکه دارد، یک بعد بسیار مهم و ارزشمند آن خدمت برای خود ،ملیت و مردم خود میباشد که بناً، برای شاه قدم نیکپی جهت تحقق آرمان های والای انسانی اش که بیانگر آزادی و سرافرازی مردم ما نیکپی و صلح و سعادت دنیوی بود ، شهید شاه قدم نیکپی همانگونه که در دوران حیات افتخار آفرین خود پرچمدار حماسه های جاودانه بود وحضورش دردل میلیونها هموطنش می درخشد، پس از شهادتش نیز در دل میلیونها انسان آزادی خواهی مردمش جاوادنه و درخشنده است. دشمن نیکپی،همانگونه که در حیات شهیدان جاوید ما نتوانستند، سنگر روشنگری و آزادی را از ایشان تسخیر نمایند، پس از شهادت او نیز درقلب میلیونها عاشقان و دوست داران سنگر ازادی او می باشد که با گذشت زمان یاد او در دلهای مردم مثل خورشید نورافشانی مینماید.

دنیا وهرچه بود به دنیا نهاد و رفت

وچون لاله داغ بردل صحرا نهاد و رفت

از دیر زمان بدین سو دشمنان آزادی و دشمنان مردم ما سخت تلاش می ورزند که نشانی های قهرمانان ما را به گونه ای از ذهنی مردم ما حذف نمایند. ولی نمیدانند که نام و جای این شهیدان در قلب مردمش حک شده است و هرگز حذف نخواهد شد و یاد شان جاویدان و گرامی خواهد بود. زندگی هرانسان درامتداد هستی وسیرپیشروندۀ زمان خیلی اندک وگذرا ست. اما آنچه که ازانسانها درروند هستی به جریان زمان همیشه ماندگارتاریخ می پیوندد، اندیشۀ وکارنامه های پسندیده ایشان است که درآزمون زندگی وزمان به نمایش گذاشته میشود.

اینجا سخن ازیاد وخاطره شاه قدم که یکی ازنمونه های کم نظیری جوان فرزانه کی سی و سه سال پیش ازامروزبا ریختن خون سرخ خویش برپای باورهای جاودانه اش، نه تنها خودش را به تاریخ منطقه مان پیوند زد، که حقانیت درک خویش را ازجامعۀ استبداد زدۀ منطقه ما درمکتب عدالت اجتماعی به اثبات رساند.

شاه قدم را میتوان گفت که همان فرشته نجات کی سه دهه عمر شانرا وقف خدمت گذاری به مردم انجام داد و میتوان گفت که صدها زن،مرد وکودک مظلوم هزاره در حوادث افشار کابل در دهه سیزده هفتاد نام برد و میتوان گفت که بیش از هزاران خانواده را از میان دود و آتش جنگ که هر لحظه انتظار مرگ شان بودند نجات داد که تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد.

ای برادران! از هر زی و پی که هستید بیاید به خاطر روح شهیدان ما به خصوص شاه قدم شهید و سایر شهیدان راه آزادی برای آزادی شما از اسارت دشمنان و بیگانگان درمقابل  نیرومند ترین دشمن ما، سینه شانرا سپر ساختند تا ما و شما درمنطقه مان با عزت وافتخار زندگی نمایم. ایا میدانید که  زمان حساس است و بوی سیاست های زمین سوخته و دشمن شما از هر جر وقولی بوی وحشت به مشام مان میرسد. منتظر دیگران نباشید و خود شعله های غیرت و همت را روشن سازید. دیر نشده بیایید که هم صدا و هم نوا شویم و تا دشمنان آزادی و دشمنان مردم ما بدانند که شاه قدم و سایر شهدا روشن تر از دیروز درهرقطره خون دوستانش جریان دارد و به سان خورشید درخشان درصبح سرنوشت هزاران انسان این منطقه می درخشد. بیاید بخاطر شاد نگهداشتن روح شهیدان راه آزادی دور از هر نوع سیلقه های شخصی ، خانوادگی و دسته وی دست را به دست هم داده و ارمان شهدای خود را زنده نگهداریم یاد شان جاویدان و ارمان شان گرامی باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۲۷ساعت ۴:۲۸ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  | 

بنام و یاد شهیدان راه آزادی!

  امروز كه بيش از هر وقت ديگر مردم مان به وحدت، همبستگي و برادري نياز دارد، متأسفانه هستند حلقاتی كه از رهگذر طرح تفرقه و اختلاف، وحدت نیکپیان را از بين مي برند و قضاياي نكوهيده را برمي انگيزند. اينها با هوشياري تمام، مردم ما را بر معيارهاي خانوادگی، ذی و پی، و بلاخره دسته تقسيم مي کنند و باز براي هر كدام چنان ديكته مي نمايند كه بر شما ستم شده، مورد جفا قرارگرفته ايد و حق تان در مقابل ديگران تلف شده است ولی که چنین نیست.  تأسف اين جا است در اين قضاياي نكوهيده و وحدت زدا، تاحدي زياد، در بین قشر تحصيل يافته مردم ما دخيل است و اين بحران چنان پيش رفته است كه حتی جوانان با احساس و دردمند منطقه ما را نيز به دنبال خود كشيده است.
 
ميراث شيطان عصبيت و احساس برتري خواهي قومي نیکپیان، و خود خواهی همزمان با پيدايش انسان، به وجود آمده است و ريشة اين درخت زقوم، به گفتار مغرورانه شيطان در هنگام ابا ورزيدن از سجده به آدم عليه السلام بر مي گردد، آنگاه كه گفت: "انا خير منه" يعنى "من از وي بهترم". اگر به اين موضوع عميق بينديشيم واضح مي شود كه عامل اصلي اين بيماري مهلك در هر عصر وزمان، حس تكبر و خود برتر خواهي بوده و هست. كسي كه به سوي تعصب دعوت نمايد و به خاطر تعصب بجنگد و در راه آن بميرد، از ما نيست.
 
محبت داشتن با قوم و ملت خويش هيچ مشكلي ندارد، ولي احساس همدردي با قوم و خود را عضو آن شمردن فضيلت بزرگ است. در كنار اين كه عزم آباداني شهر و قريه خود را مي داشته باشيم، خوب است كه آرزومند آزادي همه منطقه خود را نيز باشيم. به اميد روزي كه شاهد اتحاد كامل همه نیکپیان بوده و چشمان مان با ديدن اتحاد و همدیگر پذیری روشن گردد.
 توجه به اخلاق اسلامی در عرصه تعاملات اجتماعی نشانه ایمان و اخلاص است که اسلام پیروان خود را سفارش کرده است که از راهای مشروع به مقاصد و اهداف خویش برسند و بنابرین یک مومن ضمانیکه دارای هدف والا است و از راه های مشروع نیز استفاده میکند همیشه تاکید شده است که به حفظ و حرمت دیگران توجه شود. به نظرم کفر در نادانى است، بلکه نادانى حقیقى همین کفر است و بس. چه نادانى بزرگ‌ تر و چه مصیبتی بالاتر از جهل کسی که خدایش را نشناسد شناخته نمیتواند خودش و بلاخره قومش را ؟

 در برابر این چنین اشخاص، شخص دیگرى را در نظر بگیرید که از هر جهت موفق و کامیاب گردیده و البته او کسى است که نیروى فکرش را به کار برده و از علم و عقلى که خداوند به او داده، درست استفاده نموده است. وچه ثروتى می‌ تواند کالاى ایمان او را بخرد؟  و نیز باید دانست که در سراسر جهان مردى غنى‌ تر و ثروتمند‌ تر از او یافت نخواهد شد و همچنین تابع شهوات نفسانى خودش نیست، بلکه به آنچه از راه مشروع بدست می‌آورد قانع است و بر ثروت حرام چشم نمى‌ دوزد و نه دوخته است اگرچه خروارها هیرو و دالر حرام بر او عرضه شود، باکمال تحقیر و استخفاف آنرا رد خواهد کرد و نخواهد پذیرفت به هیچ عنوان.  يكي از آموزه هاي مهم تربيتي كه مورد تاكيد مكتب انسانی قرار دارد ضرورت حرمت آبروي ديگران است. اين موضوع آنقدر مهم است كه تجاوز به آبروي ديگران جزء بزرگترين گناه محسوب شده و از طرف خداوند وعده عذاب اليم داده شده است.

در سراسر دنیا کسى محبوب ‌تر از او در قلوب مردم و عزیزتر از او در نظر مردم، پیدا نخواهد شد؛ زیرا این چنین مردى حقوق کامل همه ا‌ی افراد را بدون کم و کاست ادا می‌کند و نسبت به همه نیکى روا می‌دارد و با هیچکس بدرفتارى نمی‌کند، بلکه براى سعادت همه می‌کوشد و از آن‌ها جزائى و پاداشى براى خود نمی‌خواهد ...

 اینها همه عوامل و موجباتى هستند که قلوب مردم را جذب می‌کند، و همه را وادار مى‌کند تاچنین کسى را دوست بدارند و احترامش کنند و تجلیلش نمایند.  در اين مكتب  انسانی آبروي انسان همچون مال و خون او بر انسان ديگر حرام شمرده شده است. طبق تعاليم ديني اسلام نزديكترين وضعي كه بنده به كفر پيدا مي كند آن است كه با فردي برادر دیگرش باشد و لغزش ها و خطاهاي او را شمار كند تا روزي او را به آنها سرزنش نمايد. بر اساس همين تعليمات و تربيت ديني ست كه مومن هرگز خشم خدا را بر نمي انگيزد و مهار نفس خويش را به دست شيطان نمي سپارد. همانا كسي كه لجام نفس خويش را به دست ابليس سپرد بي گمان شيطان به جائي هدايتش نمي كند مگر به قعر فساد و تباهي وهدايت نمي كند مگر به قعر دوزخ سوزان . مسلمان واقعي كسي ست كه ديگران ا ز دست و زبان او درامان باشند.

و اگر چنين نبود ازجرگه مسلماني خارج شده و مشمول غضب خداوند خواهد شد . اثبات حقانيت خويش به قيمت تخريب ديگران نمي تواند عملي اخلاقي واسلامي باشد. مسئولان ما كه در واقع همان مسئولان ديروز و يا دولتمردان فردا هستند، بايد در عمل و منش خويش مبلغ و منادي فضيلت ها و ارزش هاي انساني بوده كه در آن صورت نمي توانند به منظور رسيدن به قدرت از هر ابزاري همچون تهمت، افترا، دروغ و توهين براي تخريب چهره مسئولان و زير سوال بردن عملكرد آنها استفاده نمايند.  انسان نمى‌تواند خدا را اطاعت کند و پیرو قانون او باشد و در راه او سیر کند، مگر اینکه یک رشته مطالبى را بداند و علم او در زمینه‌ ای این مطالب به حد یقین برسد...

 که میتوان این نکته را در سایر مسایل اجتماعی پذیرفت یعنی بدین معناست که ما تا زمانیکه یک سلسله مطالب را بدانیم و به واقعیت برسیم میتوانیم جامعه که سالهاست بی مدیر بوده یک مدیر دریابیم و بتوانیم برای جامعه خود موثر واقع شویم در غیر ان به سود هیچ یک ما نخواهد بود . و در نتیجه به این باورم که از شيوه ناپسند هيچ كس سود نمي برد، چرا كه اگر اين رفتار ضد اخلاقي نهادينه شود همه از اين ابزار عليه رقيبان استفاده خواهند كرد و در آن صورت اين ابزار تبديل به شمشير دو لبه كه روزي با ما و روزي ديگر عليه ما خواهد شد. 

 ارادتمند شما جویا

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۰۷ساعت ۲:۴ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  |