|
بد ترین جفا در مقابل مولفه های چون، وحدت ملی،عدالت اجتماعی،انساندوستی،برادری و برابری...........ازطرف ماها، با چشم پُت گذشتن ازکنارخدمات وفداکاری های کسانی است،
که در بوجود آوردن این ارزش ها، درمقاطع زمانی زنده گی شان مبارزه و تلاش کرده و جانهای شرین وعزیز شانرا از دست داده اند. امروز27 حمل 1391 مطابق 15 اپریل2012 مصادف با نزدهمین بهار و سالروز شهادت شاه قدم نیکپی، یکی از چهره های ماندگارعرصه های مردم دوستی و خدمتگذاری به مردم مظلوم و ستمکشیده افغانستان است. یاد آوری از سالروز شهادت شاه قدم نیکپی،درحقیقت احترام و ارجگذاری به خون پاک شهیدان مردم ما ما که در راه عدالت، انسانیت و رهایی از بربریت رزمیدند و جانهای شرین شان را، عاشقانه در این راه مقدس از دست داده اند میباشد. شاه قدم نیکپی این شیربچه نیکپی وهزاره و سایر شخصیت های بزرگ مردم ما شهید شدندتا پیام انسان زیستن و خود شناسی را برای هزاران تن از مردم بجا بگذارند. زیرا خود شناسی خدا شناسی است. آنکه بخود،معنویت خود وانسانیت خود پی نبرد وبه آن تفکر واندیشه نکند هیچگاهی خدا را نخواهد شناخت. خوب بیاد دارم،درسالهای قبل ازشهادتش توصیه ها و پیشنهاد های بیشماری ازطرف دوستان و شخصیت های مهمی ازداخل وخارج مبنی بر ترک وطن واینکه خطرات جدی حیات او را تهدید میکند به او شده بود. اما شاه قدم نیکپی مزاری گونه خواست در بین مردمش بماند وجان شرین اش را در بین مردمش از دست بدهد او در بین زنده گی با ذ لت و مرگ با افتخار یکی را باید انتخاب میکرد که کرد. میگویند نهال آزادی هرملت و مردمی با خون شهدایش آبیاری میگردد. شهیدان و شخصیت های بزرگ مردم ما با خون های پاک شان نهال آزادی را آبیاری کرده ،گذاشتند بر من وتو تا برای من و تو بارو گشته ثمر بدهد. پس برمن وتو ست تا نهال آزادی و حُریت را حفاظت نموده با وحدت و همدلی راه و آرمان های پاک شهیدان مردم ما را پاسداری نمایم وخاطره های ارزشمند این بزرگان را گرامی بداریم آفرین و افتخار بر شیرمردانی که دلهای شان مانند صخره ها کلان، غمخوار مردم بیچاره و مظلوم خود بودند.جان دادند و نام های گرامی شان را جاویدانی ساختند وجایب ومکلفیت های انسانی شانرا بجا و نیکو انجام دادند. سعدیا مرد نیکونام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نیکویی نبرند اگر آنها مانند بسیاری ازما مادی پرست میبودند و چسپیده به منافع شخصی شان می بودند هیچگاهی به چنین منزلت های شامخ دست نمیافتند. وده ها نفر بلبلانه درمورد شان نغمه سرایی نمیکردند. حقا که چنین شخصیتی های کم نظیر ارزش توصیف و نغمه سرایی را دارد. بعضی از کوته نظران وکوته فکران مردم خودما به این عقیده اند که : دایره شخصیت اجتماعی وشهرت شاه قدم آنچنانی نبود که بعد از مرگش توسط بعضی ها بزرگنمایی میشود. ما تحمل افتخارات زنده هایمانرا نداریم ،با تاسف حتی به رفته گان وافتخارات بزرگ وانسانی آنها که دربوجود آوردن فضای انسانی و انسان زیستن ماها جان داده اند نیز حسادت میورزیم اینها شایسته تمجید ویاد آوری کسانی را میدانند که با حیله، نیرنگ وترفند های سیاسی به پول وقدرت رسیده وبرچشم مردم خاک پاشیده اند. به نظر بنده این عده از دوستان ما تا حال به خود باوری معتقد نشده اند ودرک درستی هم از آن به تمام معنی ندارند. همیشه خود را از دیگران کمتروحقیر میبینند. شخصیت بودن و شخصیت شدن را همیشه شایسته دیگران میدانند. با تاسف و درد!؟ امروز مردم عزیز ما از نبود شخصیت های بزرگ و گرانمایه که بتواند ناخدا گونه کشتی شکستۀ این مردم را به ساحل نجات و خوشبختی برساند وخواست های شخصی وچند نفری شانرا فدای منافع مشروع وانسانی مردم شان نمایند سخت و فوق العاده رنج میبرند. اما درچنین حالتی چه باید کرد؟ باید دست بالا دست گذاشت و نشست تا مسیرپیشامد ها سرنوشت ما را تعین کند یا ما خود منحیث کتله بزرگ از این اجتماع حق داریم تا ارزش های بزرگ وحقی که مردم ما دارد با آن نایل شویم. به نظر بنده یگانه راه حل واقعی گسترش فرهنگ تحمل و همدیگر پذیری بین مردم ما است از هر زی پی و دسته ای که باشد. مخاطبم شخص یا فرد مشخصی نیست بلکه همه گی است فعالان اجتماعی،اشخاص وشخصیت های تاثیر گذار بر سرنوشت مردم یا مسولیت های خطیر وفوق العاده مهم شانرا درک نموده وظایف و مسولیت های شانرا درقبال مردم آنچنانی که هست انجام داده از خواست های شخصی و سلیقوی و برتری خواهی خود بگذرند. یا بیطرفی اختیارنمایند نمیشود هم نماینده گی از مردم کرد هم فعالیت های لازمی را که مردم مستحق آن است انجام نداد و دست بالای دست گذاشت تا ببنیم چه میشود. فعالان اجتماعی وشخصیت های تاثیر گذار به کسانی اطلاق میشود که، حس واندیشۀ تحمل و همدیگرپذیری داشته عنصرمفید برای اجتماع ومردم شان واقع شده باعث گسترش خوشبختی ها و خوبی ها برای مردم شان گردند. کسانی از همین مردم که در همین اجتماع پرورش یافته بودند بخاطر مردم جانهای شرین شانرا قربانی کردند مگر ما ها خواست های شخصی و گروهی خود را بخاطر مردم قربانی کرده نمیتوانیم حد اقل با هم منسجم شده جور نمیایم تا در بسیاری موارد قابل محاسبه باشیم تا از ظلم، ستم وبیرحمی این و آن در امان مانده لگد مال نشویم. چندی قبل شعر بسیار جالبی در دسترسم قرار گرفت، این شعر بیانگر عمق شخصیت برازنده شاه قدم نیکپی است. سرایش این شعر دایره شخصیت و تاثیر گذاری وی را از یک قوم و منطقه خاص بیرون ساخته افغانستان شمول میسازد.خواستم تا غرض معلومات خواننده های ارجمند دراینجا عینآ آنرا نقل کنم کجا رفتی شرف توته هــــزاره کجایی ای جگر گوشه هـــزاره تو بودی نام و نـــنگ ملــت ما چراغ روشن خانه هــــزاره ز ظالم حفظ میکردی وطـن را توبودی قفل بر درگه هزاره به تاریخ ثبت کردی خُلق نیک ات جوان خوب و شائسته هزاره یتــیم و مفلــــسان را بودی همراه توان و قوتِ بـــیوه هـــــزاره برای ما بودی تو جاه و هســتی توبودی شاخ پُر میوه هزاره ز نامت می حِراسید شیر جنگل پسر نیکپی وشیر بچه هزاره نشان تــو فــــرا موشـــــی ندارد تو هستی جاوید زنده هزاره قلم نامت نمود با زر نوشــــــته به دفتر های پاینده هزاره تو بودی بر وطن المــاس نایاب تویی خورشیدی تابنده هزاره الهی شهر ما تاریـک کــــــــردی گر فتی شخص فرخنده هزاره زمین پرسم چی کردی شاه قدم را چرا خاموش شد خنده هزاره قمر با مهر و اختر دربیگـــــیری ندادی گوش بر گریه هزاره چرا ای آسمان کردی خــیــانت رسید برکر سیان ناله هزاره وطن برشاه قدم دارد ضرورت برای مرد فامــــیده هـزاره فلک از تو ندارم هیچ خواهـش مکش بر چالش آینده هـزاره ابیات وچهاربیتی های ذیل از شعر(سروده و رازدل دوجوان نیکپی) نقل شده که توسط شخصی بنام سید دربند کی سروده شده است .با تقدیم درود و صلوات به اروح پاک همۀ شهیدان مردم ما که به نحوی در راه مردم و منافع مردم شان جانهای شرین شانرا از دست داده اند این کوتاه نوشته را به پایان میبرم
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۲۷ساعت ۴:۳۴ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
|
|