|
وضعیت یا روند کنونی کشور افغانستان را به کجا خواهد کشاند...؟ نویسینده : نجیب الله " جویا " در طول تاریخ همیشه مردم ما در مقابل عملکرد دولت بی تفاوت بوده و از خود هیچ نوع عکس العمل نشان نداده است و نظام ام وجود نداشته که به صدای خفه شده مردم رسیدگی نماید ولی بی تفاوت بودن اعضای یک جامعه در تمام ابعاد ممکلت هم کار خوبی نیست و نباید در برابر بحران های اجتماعی بی تفاوت بود در قبال سرنوشت کل کشور باید صدای بلند کرد تا از معنی فروپاشی آن جامعه جلوگیری کرد که در دیدگاه کارکردگرایی ساختاری از آن به عنوان مهم ترین تحدید علیه نظام اجتماعی یاد شده است ولی افسوس که همه بیخبر انند از این موضوع. من همچنان برداشتی از توازن در داخل جامعه دارم. افراد بشری با ارگانیسمهای زیست شناسی مهمترین مفهومش بوده که توقع برده میشود که باید شناخت داشت نه مانند روند امروزی در کشور. اما در حالیکه زیست شناسی به بررسی گونه ارگانیسم فردی میپردازد، جامعه شناسی باید ارگانیسم اجتماعی را بررسی کند و مقایسه ارگانیسم اجتماعی با زیست شناسی از نظر من، مقایسه های است که کانت میان ارگانیسم زنده ها در سطح زیست شناختی با خانواده در جهان اجتماعی، مقایسه ارگانیسم بافتهای زیستی با طبقات اجتماعی و نیز مقایسه ارگانیسم اعضای بدن با شهرها و اجتماعات در جهان اجتماعی، میکرد. تا این جا روشن شد که جامعه به عنوان یک ارگانیسم زنده دارای تغییر و تحول میباشد که اجزای آن هر کدام به نوبه خود نقش های مؤثر و یا تخریبی را در این فرایند به عهده دارد ولی امروز ما شاهد خرابی های بیشتر از طرف دولت هستیم ولی هیچ نوع موثریت به زره بین هم دیده نمیشود ورنگش را هم از دست داده است. یعنی هرجز از جامعه مسئول است که در برابر بحران ها و نا بسامانی های اجتماعی ، اقتصادی وسیاسی واکنش نشان بدهند و گرنه منجر به اختلال در کل ارگانیسم بوجود خواهد آمد. اما موضوع اصلی این نوشتار بررسی جامعه از روند بدین مفهوم که مدیران نا بکار امروزی و بیتفاوت بودن اعضای جامعه افغانستان در برابر بحران ها، نا امنی ها، فساد سیاسی، فساد اداری، فقر، بیکاری، نابرابری، عدم بازسازی، بی عدالتی، عقب گرایی میباشد. با توجه به مقدمه و ستون فوق، برای اثبات و تبین موضوع یاد شده بررسی رابطه قشر بندی اجتماعی از دیدگاه کار کرد گرایی ساختاری ضروری بوده است که در مقدمه این بحث گفته شده که جامعه به مثابه ارگانیسم زنده دارای اجزا و عناصر میباشد که هر کدام به نوبه خود دارای کارکرد بوده و اختلال در یک عضو احتمالاً منجر به ایجاد اختلالات در کل نظام اجتماعی میگردد. ولی در نظام افغانستانی ارگانیسم فقط از تیم حاکم تشکیل شده نامی ام از جامعه و مردم نبوده و ندارد هیچ جامعه ای در جهان نبوده است که قشر بندی نشده یا کاملاً بدون طبقه اجتماعی باشد ولی بدبختانه امروز در افغانستان این اصل را از بین برده و تیم حاکم همیشه مطابق به خواست شان عمل نموده و مینماید. همچنان آنها نظام قشر بندی را به عنوان یک ساختار در نظر میگیرند و یاد آور میشوند که قشر بندی اجتماعی نه به افراد درون نظام قشر بندی، بلکه به نظام از سمت ها اطلاق میشود. کشمکش های بسیار شدید داخلی در یک جامعه ایجاب میکند که عوامل گوناگون نظارت اجتماعی وارد صحنه شوند و با کار برد زور و کشمکش ها را فرونشاند. با در نظر داشت دیدگاهای یاد شده و نگاهی دقیق به واقعیت های اجتماعی جامعه افغانستان میتوان گفت که بی تفاوتی مردم در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی در جامعه افغانستان تهدید جدی و از جمله مهمترین عوامل ساکن بودن ، فقر، بیکاری، ناامنی، فساد ومیباشد. زیرا بخش از جامعه به بنا به بی تفاوت بودن در برابر بحران ها، عملاً از کار افتاده و قدرت اجرای نقش های فعال را در جامعه ندارند. نتایج انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی ما را بارومند میسازد که کشور به طرف بی عدالتی و دنیایی مافیایی مواد مخدر درحرکت بوده به مسیر سعودی میپماید. به نظر اکثر دانشمندان و روشنفکران افغانستان 80 در صد پارلمان نظر به اعلان نتایج نسبی انختاباتی شاهد حضور کمیشن کاران، قوماندان های حاکم ، ناقذین حقوق بشر، تجاران و نماینده های کشور های خارجی در پارلمان حضور خواهند یافت. عملکرد دیروز این مسولین وضعیت از دو طرف منجر به نابودی جامعه افغانستان ساخته و امروز یکبار دیگر تکرار خواهد شد. از یک طرف بخش از جامعه توده های بی تفاوت در برابر همه چیز عملاً دارای کار کرد نبوده و نقش را در جریان بازسازی، ایجاد امنیت، فقر زدایی، تأمین عدالت اجتماعی، بازسازی، فرهنگ سازی، هویت سازی داشته چون بی تفاوت اند واز طرف دیگر بی تفاوتی آنان به عنوان مخرب کننده سایر ساختار های اجتماعی از جمله ساختار های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی میگردد. زیرا توده ها به عنوان کنترول کننده گان اجتماعی در یک نظام ساختاری کلان بوده و بی تفاوت بودن آنان به معنی برداشته شدن کنترل های اجتماعی بر عملکردهای کار گزاران سیاسی، فرهنگی واقتصادی می گردد که روند همین بوده تا امروز در افغانستان. مردم نقش فعال و سازنده را در مهار و بحران زدایی نداشته واز طرف دیگر کارگزاران سیاسی اجتماعی این جامعه بی تفاوت تر از مردم ظاهر شده اند ساکت بودن مردم در برابر نابسامانی های نظیر؛ نا امنی، کشتار غیر نظامیان، فقر، بیکاری، آلودگی هوا، فسادهای اداری و سیاسی، فساد اخلاقی و در طول سال های اخیر در دوران حکومت اقای کرزی ثابت کننده ادعای ماست. به بیان دیگر سکوت مردم در وضعیت های بحرانی افغانستان به مثابه بی تفاوتی آن ها بوده که منجربه نابودی جامعه افغانستان گردید است.از هواداران دیموکراسی و عدالت اجتماعی ميخواهم مسئولانه شکيبايي به خرج داده و تا زمان اعلام نتايج نهايي انتخابات پارلمانی آرامش خود را حفظ کنند به دليل شرايط حساس کشور، برگزاري هيچ گونه تجمع و تظاهراتي مناسب حال کشور نمیدانم در عين حال مردم کشور حامد كرزی رئيس جمهوري و ریس کميسيون به نام مستقل انتخابات افغانستان را مسئول وضعیت کنوني اين کشور بدانند. نکته جالب اینست که دیروز تنها شوروی در افغانستان تجاوز کرده بود ولی امروز تمام کشور ها به شکل متحدانه حضور دارند ایا چیزی دیگریست ما بارها گفتیم که پدیده تروریزم هیچگاه پدیده افغانی نبود، بلکه یک پدیده بیرونی و خارجی بوده ولی امروز حکومت افغانستان دست را به دست هم داده بخاطر از بین بردن ارزش ها و فرهنگ دیرینه افغانستانی را از بین ببرند و تهداب فساد را نهادینه سازند و مطابق خواست خارجی عمل نمایند تا به کرسی ریاست جمهوری باقی بمانند همرای تیم مافیایی حاکمش ولی باید تیم حاکم بدانند که افتخار تاریخی این سرزمین به هیچ قومی قشر گروه سمتی متعلق نبوده بلکه به مردم تاریخ وسرزمین افغانستان متعلق است.هم اکنون تروریزم نه تنها افغانستان را بلکه کشور های همسایه، منطقه و جهان را تهدید میکند و نیاز است تا در این عرصه تجدید نظر صورت گیرد. پس از سالها جنگ، زبر بناهای معارف و تحصیلات عالی کشور تقریبا از بین رفت و در بخش فرهنگی کادرهای مسلکی به کشورهای همسایه و دیگر نقاط جهان مهاجر شدند. با این حال، با سقوط حاکمیت گروه طالبان و به وجود آمدن حکومت آقای کرزی و برقراری صلح و ثبات نسبی در افغانستان نهادها و موسسات داخلی و خارجی در تلاش ایجاد مراکز فرهنگی و دانشگاههای خصوصی شدند که هم اکنون در مرکز و ولایات در حال گسترش است. امروز مردم افغانستان شاهد بیش از 100 ها دانشگاه خصوصی در سال های گذشته بیانگر پیشرفت تحصیلات عالی محسوب نمیشود و در حال حاضر در پایتخت و مراکز ولایات هزاران دانشجو مشغول تحصیلات عالی به سیستم فرسوده نوت میباشند. علاوه بر دانشگاه خصوصی که ثبت و راجستر شدة وزارت تحصبلات عالی کشور میباشد، بیش از ده ها دانشگاه دولتی در مرکز و ولایات افغانستان فعالیت دارند، اما با آن هم تعداد زیادی از جوانان دانشجو از ادامه تحصیلات عالی در کشور محروم هستند. ایا این را میتوان یک مدیریت خوب گفت. کارشناسان مسایل فرهنگی فعالیت دانشگاههای خصوصی را نسبت به دانشگاههای دولتی در شرایط کنونی افغانستان مثبت ارزیابی میکنند و بدین باورند که سیستم تدریس دانشگاههای خصوصی در این کشور با معیارهای بینالمللی مطابقت ندارد. من بدین باورم که فارغ التحصیلین دانشگاه بعد از گذشت بهترین سالهای عمر و عدم توانمندی کامل آن در راستای حل مشکلات فعلی کشور و عدم تولید فکر، خلاقیت و ابتکار در عرصه های مختلف را بهترین گواه بر ادعا میدانم، در نهایت مفاد این همه تلاش فقط پیدایش یک لقمه نان و شاغل بودن درحد بیکار نبودن و نان بدست آوردن است نه چیز بیشتری. و تاکید مینمایم که کمبود نیروهای توانمند علمی آگاه به شیوههای تدریسی امروزی بهرمندی از سطوح علمی حداقل فوق لیسانس و حداکثردکترا بزرگترین ضایعه علمی برای نسل جوان کشور ما است. درعین حال اظهار تاسف میکنم که امروزه بسیاری از استعدادهای ما در داخل دانشگاهها خفه میشوند و با تظاهر به واسطه برخورد قانونی، قربانی تعصبات زبانی و یا مذهبی قرار می گیرند. اگر در رابطه به زن صحبت نمایم و همه بدین باروند که زن نیم پیکر جامعه را تشکیل میدهد و همه در شعار از حقوق زن جملات مقبول را به کار میبرند و روز جهانی زن را تجلیل به عمل میاورند و از تامین حقوق انسانی زن و همگانی ساختن حقوق زن در و حمایت به نحوی به زبان میاورند ولی ما شاهد هزاران مشکلات که متوجه زنان است شاهید هستیم به نظرم زن ها در افغانستان در یک شرایط رقت بار اقوام مختلف جامعه افغانی قرار دارند. امروز مردم افغانستان شاهد عصر تحولات در عرصه های مختلف زندگی قرار دارند چه در عرصه های سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی. ولی بد بختانه امروز هم زنان در یک شرایط رقد بار زندگی به سر میبرند میتوان چند نمونه را اشاره کرد. نداشتن حق بیان، ازدواج، تصمیمگیری در فامیل، وظیفه ، تعلیم ، تحصیل همه حقوق و یا حق است که باید داشته باشند ولی متسافانه که محروم انند. و روند ازادی و نا برابری فرهنگی ، مذهبی، تفاوت اجتماعی، انتخابات هژده ميزان و هفده سنبله را ميتوان اولين انتخابات در تاريخ کشور نام گذاشت. اين انتخابات از حيث اشتراک مردم قابل تامل است نه از حيث نتيجه . از نظر اشتراک مردم جا دارد آنرا جز افتخارات ملي افغانستان قلمداد کرد و يک حرکت ملي گفت. شرکت ميليون ها مرد و زن افغان در چنين نوع انتخاباتي در کشور ماهر گز سابقه نداشته است. اين انتخابات در زماني بر گذار گرديد که کشورما به نحوي حالت جنگ زده دارد. اين انتخابات در زماني صورت گرفت که طالبان و تروريزم بين المللي دشمني خود را با او اعلان کرده بودند. اين انتخابات در زماني صورت گرفت که يک بدنه کشور هنوز زير ضرب ساتور بن لادن وملا عمر و کشور همسایه قرار دارد. عجب است که طالبان خوب! هم از اين انتخابات استقبال نکردند. ولي مردم ما نشان دادند که يک ربع قرن جنگ و خانه ويراني آنها را از آينده مايوس و سرخورده نکرده است. مردم ما نشان دادند که از شعور سياسي لازم براي ايجاد يک افغانستان نوين برخور دارند. مردم ما ثابت کردند که ميتوانند گذشته هاي تلخ را به فراموشي بسپارند اشتراک بیش حد مرد و زن در انتخابات گواه یک واقعیت دیگر هم بود و که مشکل در مردم نیست مشکل در تیم حاکم در جامعه است. رييس جمهور افغانستان از خود خامي سياسي قابل توجهي نشان داداين ملت افغانستان بود که ازخود پختگي سياسي نشان داد تحريم انتخابات در اولين ساعات راي دهي جز يک شتاب زدگي ناشي از احساسات چيز ديگري نميتواند باشد. چگونه از هزاران صندوق راي دهي ظرف چند ساعت به روساي چارده گانه اطلاع رسيد که رنگ شصت بيش از چند دقيقه پايدار نمي ماند؟ اگر رفتن رنگ سبب گرديد که طرفداران آقاي کرزي چند بار راي بدهند ، چرا طرفداران کانديدا هاي مخالف خاموش نشسته و نگاه ميکردند؟ مگر مانعي وجود داشت که آنهاهم چند بار به کانديد مورد نظر خود شان راي دهند ؟ شکي وجود ندارد که در انتخابات غلطي ها و نارسايي هاي عمدي و سهوي وجود داشت وهمه کساني که چيزي ! ميدانند منتظر آن بودند. مدبرانه آن بود که معترضين آنچه را بعدا کردند در همان اول مینمودند. اولا به يک مرجع که مورد اعتماد شان بود شکايت ميکردند نبود و اگر دادخواهي صورت نميگرفت قبل از اعلان نتيجه انتخابات از قبول آن ا متناع و نتيجه را غير قانوني تلقي ميکردند. ولی به هر صورت در دور پارلمانی توجه کرد که این عمل تکرار نگردد. تقاضای مردم از حکومت و تیم حاکیم و مسولین اینست که اگر در دوره ریاست جهموری مشکلات در برگذاری انتخابات داشتند باید تجربه میکرد ودر دوره انتخابات پارلمانی نباید تکرار میشد که شد ولی افسوس به این ملت که یک اداره که بتواند نیازمندی های مردمیکه سالهاست در دود توب و تفنگ زندگی کرده کاری میکرد که به سوی یک زندگی مرفه گام های را میگذاشت که نگذاشت بلکه در عوض به گفته های با داران شان عمل کردند مردم افغانستان بدین باورند که تا کی عمل خواهد کردند و چه گفتنی خواهد داشت با مردم در اخیر ویا کشور را ترک خواهند کرد. چرا هميشه خارجي ها کلان هاي ما را عقل نشان ميدهند ؟ چرا خود افغانها از حل مشکلات خويش عاجز ميمانند ؟ مگر سفيرهاي دول خارجه عقل اضافي دارند ؟ کانديداهاي مخالف مثل اينکه در معامله قدرت به اميد ها بيشتر اتکا نموده بودند تا واقعيت ها. والا واقعيت نشان ميدهد که جورج بوش ميليارد ها دالر را براي اين بمصرف نميرساند تا کسي غير از آقاي کرزي به پيروزي برسد. پيروزي داخلي جورج بوش در امريکا به پيروزي سياست خارجي او گره نا گسستني يي خورده است و کسانيکه در اين روز ها مبارزه قدرت در امريکا را از ببينند دل به دور دوم انتخابات نمي بستند و اقای باراک اوباما هم چنین کار را کرد که بوش کرده بود اوباما تلاش زیاد کرد که برایش شخصی مناسب را پیدا کند ولی موفق نشد باز هم کزینه بوش را تعقیب کرد. موضوع حیران کننده اینست که همیشه از طریق مطبوعات میشنویم که امریکاه هیچ کس را حمایت نمی کند ولی در عمل چیزی دیگری میشود این خود بی اعتمادی مردم را افزود میسازد در در مقابل دولت حالا دانسته باشید که امريکا از کي حمايت ميکند. نکته ديگر اينکه مجاهدين ، فرماندهان و رهبران آنها که سه سال زير تبليغات غرب سالاران به عنوان مانع بر سرراه دموکراسي يا غرب ها قرار داشتند در انتخابات اشتراک نمودند و در هيچ جاه مشکل عمده اي بوجود نيامد. حتي تعدادي از اين رهبران مانند استاد رباني ، صبغت الله مجددي صاحب حاجی محمد محقق و پير گيلاني از آقاي کرزي حمايت کردند و اين سومين دور حمايت اينان از آقاي کرزي است این خود نشان دهننده بی تفاوت بودن از روند کنونی کشور است . و اين بايد درس خوبي بايد براي خدمت گذاران دربار بوده باشد اگر اعضای جامعه افغانستان در مقابل همه چیز حساس می بودند، مطمئناً وضعیت جامعه افغانستان از هر لحاظ متفاوت تر و بهتر از امروز میبود. در اخر میخواهم خدمت شما به عرض برسانم پارلمان افغانستان یک پارلمنان متخصص نه بکله یک پارلمان ارباب سالار و قاچاق بر و کمیشن کار و بلاخره گروه ناقذین حقوق بشر تلاش خواهند که سود را به نفع تیم شان بدست ارند و بس و تعدادی اندکی که از نظر تخصص و مسلک راه خواهند یافت قدرت ساختن یک اپیوزسیون قوی را نخواهند داشت و نخواهد توانستند در مقابل اشخاصیکه در فوق نام بردم ایستادگی نمایند. این مردم است که از چندین دهه بدین سو به تمام معنی از اشخاص شناخت حاصل نمودند ولی بد بختانه خود شان به پاه شان تیشه میزنند که زدند کسانی در پارلمان راه میابد همین مردم انتخاب کرده مشکل با انها نیست بلکه مشکل با مردم است دلیل هم همین است که مردم کور نگهداشته شده و این هم یکی دستاورد های تیم حاکیم است در بقای قدرت در افغانستان.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۸ساعت ۱۲:۴۵ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
|
|