|
اخلاق در آینه اسلام نوشته شده توسط صاحب نظر "سنگین اخلاق لغتی است شایع در زبان همه مردم و بلکه همه مردم دنیا به هر زبان لغتی معادل این لغت است که پس همه اخلاق را میشناسند که احتیاج به تعریف ندارد. در اسلام از نظر اخلاقی از یک طرف توجیه و تاکید می شود به مبارزه و مجاهد با نفس و هوایی نفس و از طرف دیگر تمام تکیه ها روی بزرگواری نفس است که کوشش کنید احساس بزرگواری را در نفس خود از دست ندهید. احترام ذات و نفس را از دست ندهید. اینها چگونه با یکدیگر جور در میاید و گفتم نفس در اصل معنی یعنی ( خود ) نفس ان خود انسان است. آیا خود را باید شکست زبون و خوار کرد یا خود را باید مکرم داشت و محترم شمرد و عزتش را حفظ کرد. آیا این هر دو یک خود است این که نمیشود و آیا در انسان دو خود وجود دارد که از نظر اخلاقی با یکی از اینها باید مبارزه کرد باید او را در زنجیر کرد جلو ازادی اش را گرفت زبونش کرد و به تعبیر از مولانا: در زمین دیگران خانه مکن کار خود کن کار بیگانه مکن کیست بیگانه تن خاکی – تو کز برای اوست غمنا کی تو تاتو تن را چرب و شیرین می دهی گوهرجان را نیابی فربهی گرمیان مشک تن را جاشود وقت مردم گند آن پیدا شود اگر این بدن را همیشه در مشک بگذاری همین که مرد دو روز بگذرد عفونت می گیرد و مردم مجبورند برای فرار از عفونتش ان را دو متر زیر خاک مخفی کنند. تمثل مولوی ! تمثل خیلی خوبی است. فرض کنید انسان زمین جهت ساختمان برای خودش تهیه کرده به وبراینکه در آن سکونت کند. پول های خرچ می کند خانه ای میسازد مکمل و مجهز و انسان هم خاطرش جمع که خانه خیلی خوبی برای خودش ساخته است. ان روزیکه حرکت میکند میرود داخل خانه وقتی نگاه میکند میبیند خانه را در زمین دیگران ساخته ولی نه در زمین خودش زمین خودش چطور سخت و بی حاصل آنجاه مانده چه حالتی به انسان دست میدهد می گوید این حالت هما ن ادمی است که وارد قیامت می شود خودش را ببیند مثل یک زمین سخت آن که برایش کار نکرده خودش است و آن که برایش کار کرده او نبوده کارهایکه به آنها کار اخلاقی می میگویم می بینیم تفاوت آن با کار عادی این است که قابل ستایش و آفرین و تحسین اند. به عباره دیگر بشر برای اینگونه کار ها ارزش قایل است. تفاوت کار اخلاقی با کار طبیعی درین است که کار های اخلاقی در وجدان هر فرد و یا بشر دارای ارزش است یعنی یک کار ارزشمند و گرانبهاست و بشر برای خود این کار قیمت قایل است و آن هم قیمت که برایش قایل است و نه از نوع قیمت و ارزش است که برای کار یک گارگر قایل است که ارزش مادی ایجاد می کند و مبلغی پول در مقابل کار خودش پیدا میکند. اما آن سربازی که جان خودش را فدای دیگران میکند کارش را با ارزش میداند ولی تمام ارزش ان از نوع ارزشهای مادی نیست در تمام دنیا یک نیروی نیکی وجو دارد و پس ان نیرو نیروی تسلط بر خویشتن است هرکس برخورد مسلط شده ب تعبیر و بر جهان مسلط شده است. در همه جهان یک نیکی وجود دارد و آن دوست داشتن دیگران است مانند دوست داشتن خود به قول سعدی : بجهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشم برهمه عالم که همه عالم از اوست قرانکریم که کتاب مقدس و راهنمایی جامعه بشری بخصوص مسلمانان جهان است . تقوا و پرهیزگاری را نمونه خوب و اخلاق اسلامی قرار داده است که چنانچه میفرماید . ( لعلکم تتقون ) تا پرهیزگار شوید تقوا در وجود انسان نیرو میگرد. انسان پرهیز گار شود انسان صفای باطن پیدا میکند انسان از غرایز ناسالیم وجود خود مبارزه بکند انسان از درد فقرا آگاه شود انسان روزه بگیرد و از گرسنگان و محرومان اگاه شود و با آنان همدردی نماید که در قرانکریم فرموده است ( قد افلح من ذها و قد خاب من دسها) هرکه نفس خود را پاک کرد و رستگار شد و هرکه بگناه آلوده کرد و زیان کارشد زندگی به معنی واقعی را باید با اخلاق حمیده در محیطی بالاتر از جهان مادی نان وآب و مقام جستجو کنند و مواهب مادی را هدف قرار ندهیم و بلکه آنها را به عنوان وسیله ای برای زندگی عالیتر بخواهیم و دنیایی حاضر که همه امور از آن لجام گسیخته شده است بیش از بیش از آن که دچار فقر غذای جسمی باشد گرفتار فقر غذای روحی و اخلاقی گشته است و فقر روحی و اخلاقی هم ناشی از دوری انسان از خداوند و ازیادکردن و یا از یاد بردن خداوند تبارک و تعالی است. شناخت انسان شناخت یزدان است و شناخت یزدان پایه و بنیادی دینی اسلامی انسانی و اخلاقی ما است که آئین اسلام تمامآ برآ ن استوار است بدون چنین شناختی هرگونه کاری در اسلام و هرگونه عملی برای اسلام بی ارج و برباد است. اخلاق خرد و دانش و اندیشه هم شروط اساسی برای رهرروان این راه است زیرا بدون اخلاق و خرد آیه متبرکه قرانکریم و شگفتی جهان را درک کرده نیمتوانیم و بدون اندیشه فرستنده قران و خداوند گار شگفت های جهان شناخته نمیگردد و بدون دانش آیات قران شریف و شگفت های جهان و هم خداوند گار آن شناخته نمیشود. هر کار هدفی دارد انسان از هر کار یک منظور و هدف دارد که میخواهد به آن منظور و هدف بر سر کار اخلاقی است و انسان اخلاقی انسانی است که از دایره خود پاه بیرون گذاشته و به غیر از خود رسیده است و این همان مسلکی است که اخلاق و محبت را به عنوان پایه اخلاقی تبلیغ میکند و اخلاق در نظر او یعنی محبت و معلم اخلاق است که خودش را پیام اور محبت صداقت و دوستی میداند.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۱۴ساعت ۸:۴۶ ق.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
|
|