|
کلمه مبارزات انتخاباتی مشروع و استفاده نامشروع در افغانستان! نویسنده : نجیب الله "جویا " طوریکه ما و مردم افغانستان شاهد بودیم که چندین دوره انتخاباتی را در افغانستان پشت سر گذاشتاندیم البته تا بحال افغانستان چندین دوره انتخاباتی محدودی راسپری نموده که هنوز هم مبارزات انتخاباتی سالم برای نهادینه شدن ضرورت داشته و دارد تا برای مردم افهام شود که شیوه معقول از مبارزه انتخاباتی یعنی چی. لهذا دلیل بر اینکه فرهنگ مبارزات انتخاباتی در جامعه ما درحالت رشد بوده و شمرده شده میشود وکاندیدای انتخابات ریاست جمهوری و ولسی جرگه دور اول و ولسی جرگه سال 1389 بودند و هستند تعریف کردن وشکل دادن این روند مبارزات را عهده دار بودند که باید گام های را بخاطر بلند بردن سطح اگاهی مردم برمیداشتند، چراکه این افکار توسط رفتار وفعالیت های وکلای احتمالی رنگ میگرفت که گرفته است ولی نه چیز که توقع ما مردم افغانستان و ان عده مردمیکه در نقاط دورافتاده کشور میرفت نشد. روند مبارزات انتخاباتی ریاست جهموری و ولسی جرگه ها باید برنامه های خاص خود را میداشت که هرکدام آن باید مدت معینه درطول مدت های تعین شده بتواند کاندیدرا به جامعه وجامعه را به کاندید بهترمعرفی مینمود.(هر چندیکه کاندید از قبل باید ازجامعه و جامعه از کاندیدا آگاهی داشته باشد). باید تذکر داد که انتخابات بصورت کل بالخصوص در افغانستان یک پروژه آموزشی بوده که در نتیجه سطع آگاهی مردم توسط کمسیون مستقل انتخابات و کاندیدای محترم به چه اندازه بلند برده میشد که مرتبط به زحمات آنها میشد. اما بااظهار تاسف باید گفت که بصورت عموم مبارزات انتخاباتی که تابحال در افغانستان صورت گرفته یک روش آموزنده، روشن ومسلکی را ازخود بجا نگذاشته تا دیگر کاندیدان که در دوره های بعدی این روند را تعقیب میکرد و ازروند آن الهام میگرفت. حتی عدم مسلکی بودن اکثر کاندایدان درگذشته باعث گردیده که مبارزات انتخاباتی نه به یک وجیبه ملی بلکه به یک معاملۀ تجارتی نامعقول و فرهنگ تعامل سرمایه داری و حمایت کمپنی های و معامله به یک عرف تبدیل گردید. در این مقطع زمانی گویا برعکس یک عده مردم برای معامله های تجارتی کوتاه مدت (تابستانی) و یک تعداد کاندیدای هم در امر ترویچ رای فروشی کار کردند نه برافکار ملت سازی، وبه این پرسش که کدام کاندید بلند ترین ارقام پولی را نصیب شان خواهد کرد احساسات ملی شانرا به فروش رسانند به تمام مردم افغانستان ویدا شد. بروز چنین مشکلات عدم بی برنامه گی وغیرمسلکی بودن اکثریت کاندیدان محسوب امروز ولسی جرگه جای پاس قانون نبوده بلکه در عوض به مکان بوتل جنگی مسما شد؛ چرا که این بازار را این کاندیدان خود برای ملت گرم نموده تا اینکه تمام مسولیت های ملی خویش رابقدرت پول تعیین کرده یعنی نه بر اساس رای مشروع و انتخاب شده باشد و در مقابل مردم هم هیچ بازپرس کرده نمیتواند دلیل اینست که این مقام را در بدل پول بدست آوده به بر اساس شایستگی و تعهد و گزینش مردم. نظر به تیوری جان لاک میتوان پروسه رای دهی را یک قرارداد اجتماعی(قرار داد اجتماعی) نامید که در این قرارداد (موافقه) مردم بوسیله رای خویش کاندید مورد نظر خود را انتخاب و در مقابل کاندید خدمات خود را به مردم عرضه میکند که بدون تردید این معامله به مدت تعیین شده آن کرسی میباشد. بنظر نویسنده کاندیدای که بیشتر شان شعار های مبارزه علیه فساد اداری را دارند باید آغاز آن را ازخود کرد نه از دیگران طوریکه ما یک معقوله داریم اگر اصلاحات میخواهی از خود شروع کن بعدآ از دیگران. مبارزات انتخاباتی بارقابت های برنامه وافکار روشن نه بلکه با قدرت پولی جیبی به پیش رود و رقابت سالم که دموکراسی آن را تشویق میکند در مراحل ابتدایی خویش ازرشد وتکامل بازمانده و بسوی تعریف سو سوق میدهد که داده . که بالاخره این روند باعث میگردد که تفکیک بین کاندیدا دشوار میگردد زیرا یکی مقلد دیگری قرار میگیرد، و در عین حال این امرسبب تضعیف نهضت فکری وابتکارات مغزی کاندیدای جوان میگردد. پس بجاست که که بگویم کاندیدای امروزی به تاریخ ونسل بعدی افغانستان جوابگوهستند. البته این یک موضوع آشکاراست که مبارزات انتخاباتی مصارف و هزینه بردار میباشد ولی باید واضح نمایم که پول برای تطبیق افکار و برنامه های کاندیدان به خرچ رسد نه به عکس و روغن و پول نقد مبایل و سایر وسیله خرید رای مردم. پیروزی کاندیدان مستقل با داشتن بر نامه ها وأهداف نا همآهنگ باعث اختلاف ونا همآهنگی در پارلمان میشود طوریکه قبلا تذکر رفت بیش از هزار تن بنام کاندید مستقل در کمیسیون انتخابات افغانستان ثبت وراجستر گردیده اگر هر یکی ازین کاندیدان پالیسی وهدف خاص خودرا داشته است معنی اش این است که سلیقه هر یکی از کاندیدان مؤفق باید شامل بر نامه های یک دولت گردد. ولی ما هم کاندیدان داریم به نام حزب کاندید کردند ولی رای ان حزبی نیست بلکه از وجود همین مردم بیچاره به پارلمان گفته میتوانم پیش از اینکه نتایج اعلان شود گمان دارم که بلند ترین رای را خواهد برد که کاریست نهایت دشوار وحتی غیر ممکن . اگر دموکراسی را حکومتی بدانیم که بر خاسته از ارادۀ مردم باشد درانصورت وجود أحزاب سیاسی ونهاد های دفاع از حقوق بشر وجامعه مدنی از پیش شرط های اساسی آن بحساب می آید. وأحزاب سیاسی وسیلۀ خوبی اند بین مردم وحکومت که خواسته های پراگندۀ افراد راکه دارای أهداف وعقاید مشترک اند در یک چوکات منظم منسجم میسازد. تشکیل أحزاب سیاسی مؤثر ومعیاری برای نهادینه ساختن دموکراسی نو پا در افغانستان از أهمیت زیاد بر خوردار است. اندیشمندان ارتباطات معتقدند که مطالعه در وسایل ارتباط جمعی میتواند شامل مطالعه روی پیام دهندگان، پیام، وسایل انتقال پیام، مخاطبین و آثار اجتماعی پیام پایه گذاری شود؛ چرا که این مقولات هر یک عناصر تشکیل دهنده نظام ارتباطات میباشند. پس رسانه ها یگانه شیوه است که مردم از برنامه های کاندیداتوران اگاهی یابد ولی بدبختی اینست که قاچاق بران بانگداران و تاجران مواد مخدر و بلاخره کمیشن کاران و تفنگ سالاران. بسیار کسانی هستند که نیازمندیهای اطلاعاتی خود را از درون همین رسانهها جست وجو میکنند و بنابراین بررسی درباره نقشها و کارکردهای اجتماعی و سیاسی این وسایل میتواند زمینه ساز بهره مندی بیشتر کاندیدان شود. آگاهی صحیح نسبت به کارکردهای واقعی رسانهها برای سیاستگذاران و برنامه ریزان مملکتی نیز میتواند بسیار سودمند باشد. نقش و تاثیری که این وسایل بر نهادها و فعالیتهایی همچون آموزش و پرورش، مبارزات سیاسی، امور قضایی، سیاستگذاریها و برنامه ریزیهای اقتصادی و فرهنگی در این راستا در زمان انتخابات که نمونه ای از مبارزات سیاسی است رسانه ها به ویژه تلویزیون ها به دلیل دربرگیری حجم زیادی از مخاطبان میتوانند در جهت دهی و تغییر نگرش سیاسی افراد جامعه تاثیرگذار باشند ولی بدبختانه امروز تلویزون ها بستگی به کسانی دارد که که به سرنوشت مردم افغانستان در چند دهه اخیر بازی نموده است. آنچه در اینجا مطرح است این است که تغییر در دانش منجر به تغییر ادراک و تغییر ادراک منجر به تغییر نگرش و در نهایت تغییر نگرش موجب تغییر رفتار میشود که به دنبال آن عملکرد و کنش صورت میگیرد. بنابراین لازم است دانش و شناخت لازم که زیربنای این تغییرات اصولی است به طریقی مناسب حاصل شود که مردم افغانستان بدبختانه به شیوه نا مناسب دست رسی مینمایند. در این بین اگر انتخابات قرار است آزاد و عادلانه باشد، رایدهندگان باید بتوانند آزادانه و آگاهانه، نامزد خود را انتخاب کنند. بنابراین رای دهندگان به اطلاعاتی در مورد نامزدها نیاز دارند. از سوی دیگر تنها راهی که نامزدها میتوانند پیام خود را در یک زمان به میلیونها نفر رایدهنده برسانند، استفاده از رسانههای جمعی از جمله تلویزیون است. پیشرفتهای چند سال اخیر در زمینه تبلیغات سیاسی و گسترش وسیع آنها در کشورهای مختلف جهان، سبب شدهاند که بعضی از صاحب نظران جامعه شناسی و علوم سیاسی، آن را به عنوان یک پدیده جدید و یک نیروی بزرگ سیاسی بنگرند و حتی قرن بیستم را قرن تبلیغات بنامند. اگر تبلیغات سیاسی را از لحاظ تاریخی بررسی کنیم، ملاحظه مینماییم که تبلیغات از زمانهای قدیم توجه فرمانروایان را به خود مشغول داشته و در دورههای مختلف، به اشکال گوناگون مورد استفاده قرارگرفته است. · و بیشتر موثریت متوجه کسانی شده است که از نظر مالی امکانات بیشتر بدست دارند ولی موثر تمام میشود به شرط اینکه یک معیار عادلانه باشد که تمام کاندیدان استفاده کرده بتواند. · پوشش رسانه ای رقابتهای انتخاباتی، در کشاندن مردم به پای صندوقهای رای تاثیر بیشتر داشته و دارد. · تعداد کمی از مردم تحت تاثیر دریافتهای خود از رسانه ها، تغییر رای میدهند. · مخاطبان رسانهها، خود را در معرض پیامهایی موافق با نگرشهای قبلی خود قرار میدهند. · تغییر رای عده ای اندک نیز نه به علت تاثیر مستقیم رسانهها، بلکه تحت تاثیر اطلاعات ارائه شده از سوی افرادی بوده است که مورد احترام آنان بوده اند. در نهایت این طور میتوان نتیجه گیری کرد که در دنیای امروز، تبلیغات سیاسی در کسب و حفظ قدرت سیاسی نقش عمده ای دارد. هدف از تبلیغات سیاسی تاثیر در عقاید و افکار افراد و جلب اعتماد و اعتقاد آنان و ایجاد همکاری و هماهنگی عمومی است. درباره آثار تبلیغات و چگونگی تامین هدفهای آن، نظرات مختلفی وجود دارند. برخی معتقدند که از طریق تبلیغات سیاسی میتوان در افکار عمومی نفوذ گذاشت و آن را هدایت نمود و بعضی اعتقاد دارند که به کمک تبلیغات نه تنها میتوان در افکار عمومی تاثیر نهاد و آن را هدایت کرد، بلکه آن را ایجاد هم میتوان نمود. تجربه نشان داده است که تبلیغات در مبارزات سیاسی کشورهای غربی نقش مهمی دارد و بسیاری از احزاب، تنها به کمک تبلیغات ماهرانه خود میتواند در انتخابات پیروز شوند و به حکومت برسند. البته تاثیر تبلیغات با توجه به وضع اجتماعی افراد، علاقه و عدم علاقه آنان به سیاست، سنتهای ملی و مذهبی متفاوت است. در عصر حاضر، به علت شرایط خاص زندگی گروهی اجتماعات، چون بین مسوولان حکومتی و افراد عادی، ارتباط و همبستگی وجود ندارد، تبلیغات زمینه نفوذ روانی مساعدی را دارا است. ولی باید در نظر داشت که اگر چه نمیتوان به وسیله تبلیغات افراد را تهییج نمود و برای مدتی با شعارهای فریبنده اغوا کرد، ولی به طور دائم نمیتوان پندارهای آنان را در مسیر معینی نگه داشت. در این زمان استفاده از رادیو و تلویزیون در تبلیغات انتخاباتی، انقلاب مهمی در این امر پدید آمده و تبلیغات انتخاباتی وارد مرحله نوینی شده؛ به طوریکه حق استفاده از رادیو و تلویزیون برای رساندن پیامهای انتخاباتی احزاب و گروهها به مردم را بسیاری از متخصصان و محققان ارتباطات از مهمترین عواملی میدانند که شیوههای سنتی تبلیغات را دگرگون کرد و دوران جدیدی را در امر تبلیغات پدید آورد. در واقع اهمیت یافتن نقش رسانهها و ضرورت دریافت اخبار و اطلاعات از رسانهها در 20 سال اخیر در دوران مبارزات انتخاباتی، این مبارزه را به مبارزه ارتباطاتی تبدیل کرده است. امروزه بیشتر از کاندیدان که از یک موقف مالی خوبی برخوردارند ( حمایت شده کشور های خارجی،قاچاقبران،تاجران و کمیشنکاران ) تلاش میکنند که از طریق رسانههای جمعی به خصوص تلویزیون به ارائه پیام و تبلیغ سیاسی بپردازند. اگر چه در طول سالهای اخیر مبارزات انتخاباتی دستخوش تغییرات اساسی شده و نقش احزاب سیاسی در این مبارزات افول کرده، اما نقش رسانهها افزایش یافته است. به طوری که پژوهشگران علوم ارتباطات بر افزایش قدرت رسانه های جمعی و رشد نفوذ شان چه خوب و چه بد در مبارزات انتخاباتی تاکید کرده اند ولی به ویژه در افغانستان به شکل نا مشروع استفاده میشود به دلیلکه اینکه اکثرآ کسانی از طریق رسانه و یا مطبوعات به نمایش گذاشته میشود که از موقف مالی خوبی برخوردار هستند در ین زمینه کدام ارگان ناظر بر مساوات بر عملکرد مطبوعات وجود ندارد هستند کسانیکه برنامه های موثر دارند ولی توانایی مالی ندارند که خود را در صحنه ظاهر نمایند که این خود یک بی عدالتی پنداشته میشود. من بدین باورم که در پارلمان این دور شاید کسانی راه یابد که همه از نظر تخصص و مسلک و به درد بخور مردم افغانستان تمام نخواهد شد.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۰۶ساعت ۱۲:۴۹ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
|
|