|
کلمه ای بنام آذادی انسان در زبانها ! نویسنده نجیب الله(جویا ) برای شناخت بهتر از بحران حاضر شاید عاری از سود نخواهد بود که به موضعگیری آمروز توجه کنیم در زندگی همیشه باید انتخاب کرد مادر حال نزدیک شدن به مرحله ای هستیم که باید مصالحه یا حمله نظامی را انتخاب کنیم یا راه دیگری را که شاید این به سالها طول بکشد تا مشخص شود که طراح و پشتیبانان این عمل چه کسی و چه کشوری و چه اندیشه است شاید سالها طول بکشد تا مشخص شود.اما این نکته مشخص است که تروریستها به نام آذادی آنسان دست به کشتار زده آنها ظاهرآ برای مبارزه علیه تروریسم و یا طالبان شعار میدهند. این خون خوران ظاهرآ بنام دفاع از حقوق انسانی و از حقوق انسانهای ستم دیده بیرحمانه دست به کشتار انسانهای زدند که مستقیمآ در ستمگری نقش نداشتند و کسانی هستند و میباشند که همیشه بنام اعاده شدن حقوق انسانیت نقش به سزای داشتند و حرکات و این حرکت تروریستی بهانه ای را برای شان حمایت کردند برای قدرتمندان و قدرت طلبان، ستمگران و برای آنها که انسان را به زنجیر کشیده و از رنج آنان زحمت کشان نظامی سلطه گر بنا کنند. و با پنهان شدن در پشت پرچم اذادی به نوع بالای مردم جهان حاکمیت کنند و نمودند و از وجود مردم به نام ها و ارزش های مختلف استفاده سوء نمودند تا بقای قدرت نمایند. میتوان به شکل نمونه نام برد توافقنامه را به امضا رساندند به نام بن و در توافقنامه تعهد نمودند که تا رژیم استبدادی طالبانی را از بین برده و در صدد نهادینه نمودن یک حکومت که مشارکت ملی و رعایت و یا مشارکت ملی را ایجاد نماید در کوتاه مدت و کسانیکه دست شان به خون مردم آلوده است به محکمه کشانده و زمینه ساز برای یک نظام دیموکراسی تلاش می ورزند و تا مردم افغانستان را از زیر یوغ دیکتاتوری که توسط قوم مشخص و گروه های مشخص است که انسانهای ستم دیده در غول زنجیر شان است رهای بخشند و نور دیموکراسی را بیتابانند. با توجه به انتخابات سال 29 اسد 1388 به تمام جهانیان واضح نمود که این همه شعار های گوناگون بخاطر رهایی بخشیدن مردم از قید زنجیر استبداد نبوده بلکه ایجاد زمینه برای مردمان قدرت طلب و کشور های استعمار گر بوده و درک این کلمه خارج از ذهن مردم افغانستان است که تصور نمایند روند فعلی افغانستان به کجا کشیده است با آنکه تعهدات که صورت گرفته بود مردم افغانستان در معکوس یک تعهد قرار گرفتند. افغانستان از زمان حمله امریکا و انتقال قدرت از طالبان به حامیان امریکا و کسانی که همیشه به سرنوشت مردم بازی کرده اند به بزرگترین تولید کننده مواد مخدر تبدیل شده است که نه تنها اندیشه ارتجاعی آنها با اندیشه پویا و مترقی جاگزین نشده است بلکه در تمام مناسبات داخلی افغانستان نقش آفرینی دارند تا کشور های اشغالگر و خانمان سوز ضد بشر، ضد آذادی، ضد زندگی مرفع در پنای قانون در چشم مردم جهان خاک انداخته دست به سرکوبی گسترده ای مردم به جان رسیده زده اند که مردم افغانستان شاهد این ظاهر موضوع است که به چشم سر میبینند. و افغانستان را چنین یک ضربات زیر بنای زده است که نیاز به صد ها بهانه دیگر انجاد نموده است که درین خاک باقی بیمانند. ما مبتوانم له طور مثال چند موضوع را نام ببریم. فقر، آب ، یرق، بهداشتی و صر مسایل دیگر مردم افغانستان را بیداد کرده و این همه بالای افغانستان آورده شده است. و صد ها انسان از اثر تبعید و جنایت و شکنجه و ستم رژیم های گذشته به خارج فرار نمودند تا صدای مردم بیچاره را به گوش جهانیان برسانند ولی که است که بشنود کسانی که امروز مدافع حقوق بشری هستند همه دست باز دارد در مسحله بحران افغانستان و جهان پس مانده امروز سرنوشت مردم افغانستان به دست مردم نیست این یک خیالی های است که حاکمان افغانستان میزنند ویا بخاطر حفظ و بقایی قدرت با مردم تذویر مینمایند که انتخابات افغانستان که خود یک نمونه بارز این فریبکاران است. زمانی کلمه از نام استقلال برده میشود که یک کشور در تمام مسایل داخلی و خارجی صلاحیت کامل داشته باشد و خود حاکمان کشور در تمام مسایل دست باز داشته باشند که ما به چشم سر شاهد شدیم در اخیر و گمان مردم را به حقیقت مبدل ساخت. دیگر مردم باور کرده نمیتواند به این کلمات و وعده دروغین که روزانه سرنوشت صد انسان بی گناه به خاک کشانیده میشود و هیچ مراجع وجود ندارد که از بقایایی این اشخاص بی گناه رسیدگی نماید چرا که همه مصروف ایجاد روابط با گروه مصروف هستند در صدد ان است که چگونه بتواند وجوه مالی شانرا افزایش بدهند و بس کسی نیست که در فکر ایجاد یک نظام عادل فکر نماید و یا ایجاد انگیزه نماید زمانیکه یک کابینه که خود به نام نظام فاسد است وقتی که انسان به یک مرض مبتلا میشود این خود باعث ایجاد مشکلات بر دیگران میگردد واین حاکمان به نام های مختلف القاب خورده پیوند داشته چگونه میتواند تغیرات مثب بیاورد. این مفهوم را ارایه میکند که نظام موجود یک نظام ناکام در افغانستان خواهد بود.. پس مردم افغانستان باید باور داشت که تمامی رژیم ها از خود سرنگونی دارد و به این امید و دانش که اگر مغول و قشون انگلیس و بلاخره قشون سرخ انگلیس از افغانستان رانده شد پس این عمامه به سر هم به زباله تاریخ سپرده خواهد شد و یک چشم اندازی خوبی به مردم افغانستان خواهند داشت. اصیل ترین و استوار ترین تکیه گاه برای ملت ستمیده افغانستان خواهد بود. و مردم ما به این سلاح مسلح خواهد شد که هرگز هیچ کس و یا نهادی و یا بلاخره رژیم و ستمگری ما را خلع سلاح کرد. تمام وام و غم زورگویان، خود محوران، جهان طلبان و حاکمان در راستایی خلع سلاح انسان ها از امید است. و این زورگویان میخواهند که هیچ دانشجو به توان خود شک کند،میخواهد کارگر و معلم برای خود حق اعتراض ندهد، می خواهند دیگران نه اندیشند و به خود توان خود باوری نداشته باشند. نقش آفرینش مردم می خواهند به ما بقبولانند که این جنک یک جنک خصوصی است مردم در آن نقشی ندارد و برای مردم جاه انداخت که که اصلا جنک بر سر بود و نبود اسلام و انسان نیست و یا بر سر درست و غلط بودن نیست و بر سر نگرش از اسلام ویا دیگری نیست اصلآ اسلام صورت مساله نیست بلکه بر عکس آنچه مرتجعین می خواهند القا کنند اصل دعوا بر سر نان، کار، مسکن و آذادی است ونه هیچ چیز دیگر. و دقیقآ به این دلیل است که نقش آفرینی مردم شرط اصلی پایه است. بدون دخالت مستقیم و دایم مردم سرنگونی رژیم موفق نخواهد بود بدون دخالت و نقش آفرینی مستعمر ومستقیم مردم بر سرنگونی معنی ندارد. پس باید به این اصل مردم باید باور داشت در غیر آین صورت دشمن در تمام مراحل چند قدم جلوتر خواهد گذاشت. و بر روند مبارزه سلطه خواهد داشت. و توانایی خواهد یافت که انداخت چند مرمی و گلوله روند تظاهرات و یا اعتراضات اجتماعی را در نطفه خفه تا اذهان مردم کور شود. و به این باور نشوند که راهکار دیگری هم است که آگاه شد و باید بیشتر دانست و سیستماتیک تر تنظیم رابطه کرد. باید برای مردم با مردم بود، در جایی که کوچکترین انتقاد باشد با شدیدترین عکس العمل روبرو میشود بایر بشتر آگاه شد و بیشتر آگاه کرد زورمداران می خواهند ما را تحمیق کنند. میخواهند ندانیم که بر سر ما چه می آید میخواهند خفقان بگریم و این رویش آنهاست که نفس کسی در نیاید تا هر کاری دلشان خواست بکنند. پس ما تلاش نمایم که از خفقان کردن جلوگیری نمایم باید هرچه بیشتر به کیفیت فرهنگ مبارزاتی خود افزود نمایم و باید پذیرفت که دلیل عمده پیروزی زورمداران فقر فرهنگی ما ا ست و فقر فرهنگ مبارزاتی ماست و باید آکاه شد و باید آگاه کرد! و باید شعور را در کنار شعور گذاشت اما نمی توان جنگیدن را دلیلی بر حقانیت خود عرضه کرد. دیروز و آمروز بنام القاعده به خیلی ها در سراسر جهان تیر و تفنگ می دهد آنها قتل و کشتار جمعی و تروریست است و بلاخره گسترش بنیاد گرایی. انها بنام آذادی انسان ، انسان را به خون میکشانند و ظاهرآ انان مبارزترین مبارز به شما ر میروند، و صد ها شهروند افغانی کشته میشوند و آنها آدم کشانی هستند که شعور وشعور بر آنها حاکم نیست. عوامل القاعده و امثالهم تحمیق شده اند چرا که تنها به شور مسلح شده اند. شور،و شعور بر آنها حاکم نیست. بدون شعور و آگاهی و بلاخره بدون اعتماد به نقش آفرینی و تشخیص مردم از آگاهی و دانش و اعتقاد به مفاهیم پایه همچون آذادی، عدالت اجتماعی و حقوق بشر دارند باید به این روش از مبارزه پشت خالی کرد و باید بدانیم و آگاه باشیم که چه بوده ایم و چه هستیم و خواهیم شویم و نادیده گرفتن و پشت کردن اصل آگاهی یعنی پشت کردن مفهوم آذادی در نتیجه به بیراه کشاندن اصول است. در شرایط که امروز افغانستان و مردم افغانستان قرار دارد افزایش نیروی های خارجی نه ختم بحران بلکه به وسعت و گسترش و ابعاد بحران می آنجامد زیرا دولتی که در کشور خود متکی به نیرو های خود نباشد به نیروی های خارجی اتکا نماید مسلمآ اعتماد مردم خود را در داخل از دست میدهد. و آما سیر خوادث و تحولات در افغانستان نشان میدهد که خارجی ها ذیدخل در افغانستان توجه و صداقتی به این امر ندارند. اکنون بر خلاف سالهای گذشته در کابل ما شاهد ایجاد تشکیل کمپنی های امنیتی خصوصی هستیم که برای نیروی های خارجی و یا سفارت خانه ها و موسسات خارجی اجیر میگرند و این چه مفهوم را ارایه میکند تقویت نیروی های دولتی است ویا تضعیف آن درین تردیدی نیست که فساد فزاینده یکی از این گسترش بحران نقش عمده دارد و دولت در رابطه به مسایل مهم ملی فاقد یک برنامه و اجندای ملی است. اما به این نکته توجه نمیکند که فساد و سالم نبودن تنها در ادارات دولتی ودر اجراات دفتری و اداری دولت خلاصه نمی شود. بلکه فاسد بودن و ناسالم بودن در برنامه و استراتیژی دولت در تمام زمینه های سیاسی اقتصادی آجتماعی و نظامی امنیتی در تشدید و گسترش بحران نقش عمده دارد. از این رو یک نوع بی اعتمادی پوشیده و گاهی هم اشکار در داخل دستگاه دولت، نهاد ها و ارگانهای دولتی در برابر هم و در برابر دولتیکه خود مسولین و مدیران انرا تشکیل میدهند وجود دارد که تا هنوز دولت افغانستان قادر به جلوگیری این موضوع نشده است چه رسد به دیگر مسایل های سازنده در کشور این درد هایست که مردم افغانستان به چشم میبینند. چه رسد اینکه به کلمه اذادی انسان و حفظ و کرامت انسانی بشر که مورد توجه دولتمردان فعلی قرار بگرید مخصوصآ مردم آفغانستان که همیشه مورد حملات غیر انسانی قرار گرفته و میگرد.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۰۸/۲۴ساعت ۹:۲۹ ق.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
|
|