غوث الدين مير

خدا را شکر که بمشامم بوی گلاب می آید

روزگاری بود که همه را برضد یکدیگردر دسیسه وتوطئه وبدگوئی میدیدم، در انروز ها انقدر دلم تنگ شده بود که مپرس، باید عرض کرد که بنده یک افغانيی  هستم که به هیچ يک از  سازمان های سیاسی فعال امروزی وابسته گی ندارم ولی باافتخار باید گفت یک مامور نظامی جمهوری افغانستان بودم که   بیست سال پیش خدا از ماعزت ووطن را گرفت اواره وسرگردان در جمع افغانهای بیوطن پیوستم  ولی در همانروزگار که هرکس هرانچه از دهنش می برامد نثار  همان رفیق همرزم دیروزش میکرد، این همه  برای من سخت دردناک بود روزی پیامی در سایت ها نوشتم وازهمه هموطنانم بخصوص انانیکه دیروز پیرو یک مکتب بودند،امروزسلیقه ها فرق پیدا کرده یکدیگر را  به نگاه خشن نگاه میکنند نوشتم که ای هموطنان کسی که رفیق ودوست همرزم تو امروز درکنارت نیست وجام شهادت نوشیده بخاطر ارمان همان هموطنت بخاطر فرزندان شهید وطنت کدورت را دورسازید شما که دیروز در وحدت تان کشور داشتید امروز اگر چنین بی اتفاقی باشد، ما هرگز صاحب کشور نخواهيم شد  بیائید باهم اشتی نمایم باهم وحدت نمایم باهم مشترکا فکر نمایم که چه نوع از اشتباهات دیروز خود بیاموزیم ............ خوشبختانه که عاشقان اصلی وطن و سپاهیان سرسپرده این کشوراز هما نروز ها  تلاش در را ه همبسته گی نمودند.

انجمن همبسته گی با مهاجرین افغان  در اروپا وکانون فرهنگ افغان دراتریش بامعاونت دوستان تلاش نمودند تا باارتباطات خویش دامنه این محبت را را وسیع تر سازند .اینجانب که با هیت رهبری محترم نهضت فراگیردموکراسی افغانستان دراتریش صحبت داشتم انهاباجبین گشاده در جواب گفتند که ما همیشه  در یک وحدت صادقانه متحد هستیم .همانطوریکه شناخت وظیفوی با جناب محترم  جنرال صاحب علومی داشتم در اولین صحبت  تلفونی  جناب ایشان فرمودند که در ضمیر ما بی اتفاقی نیست وما همه تلاش مینمایم که به زوایای مختلف زمینه وحدت نیرو های ملی ومترقی را فراهم سازیم، ما همیشه برای وحدت تلاش نموده وخواهيم نمود .صحبت هایشان به من قوت بخشید.بعدا پیامی عنوانی جناب محترمسرخابی فرستاده ام, ومن در همان روز ها امیدواربودم که دانشمندان عزیزوقابل قدر ما یک روز نی یکروز متحد خواهند شدند که خدا راشکر در همین روزها زنده هستم واین خبرها ی وحدت وهمبسته گی را از دهان انها و صفحه انترنتی  مطالعه مینمایم

خدا شما را همیشه موفق وسرفراز داشته باشد تا  از وحدت وهمبسته گی شماماهم بتوانیم  خدمات  فرهنگی واجتماعی خودرا سرعت ببخشیم.

وحدت وهمبسته گی ضامن مؤفقيت وپيروزی ايست، از افتراق ما ديگران سود ميبرند، امّا وحدت ما باعث تکامل درونی خود ما ومايه سرفرازی در جامعه است، ميهن ما سخت رنجور وزجر ديده است درمان تن نحيف وخسته از جنگ وطن همبسته گی ووحدت نيروهای ملی ومترقی افغان است، من شخصاً به همه تحرکات وحدت طلبانه از هر دهان وزبانی که باشد، ارج فراوان قايل هستم، من که از عرصه چندين سال بدينطرف در عرصه های فرهنگی ودفاع از حقوق پناهجويان ومهاجران افغان در اروپا مصروف هستم بيشر از هرکس ديگر طعم تلخ افتراق ودروی از همديگر رالمس واحساس مينمايم،چه در حالاتی که دوگانه گی وچند گانه گی در روند کاری ما مستولی بوده ناکامی ها را در قبال داشت، ولی هنگامی که باهم متفق ومتحد بوديم برنامه ها وکار های فرهنگی مسير هدفمند خود را پيموده است، مثالهای فراوان در اين عرصه وجود دارد که برجسته ترين مثال آن در مسأله ايجاد سازمان همبسته گی اروپايی افغانهاست که بادريغ دوسال قبل بنابر دوگانه گی وفقدان مسوؤليت پذيری بعضی ها نتوانستيم به اين مأمول نايل آئيم، که اکنون نياز شديد به آن محسوس است و در حقيقت زمان را هدر از دست داديم.

مثال مثبت در اين عرصه نيز وجود دارد:اتحاد وهمبسته گی نهاد ها، سازمانها، اتحاديه ها، انجمنها وشورا های افغانها در سرتاسر اروپا در حمايت وپشتيبانی از داعيه برحق پناهجويان افغان  در هالند ميباشد، که همه به صدای اتحاديهء انجمنهای افغانها در هالند وندای انجمن همبسته گی مهاجرين افغان در اتريش لبيک گفته ودست بدست هم با صدور پيامها ، نامه های اعتراضی وراه اندازی تظاهرات وسپردن نامه اعتراصی به نماينده گی های سياسی هالند در اروپا نشان دادند که افغانها علی الرغم  دشواری های که دارند،امادرشرايط خاص قدرت وتوانايی اتحاد وهمبسته گی را هم دارند.

به اميد آنکه اتحاد وهمبستگی نيروهای سياسی سببت همدلی های بيشتر گردد و موانعی که اکنون در برابرکار های صنفی وفرهنگی ما  وجود دارد کاملاً برطرف گردد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۸۷/۰۹/۱۴ساعت ۹:۳۰ ق.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  | 
 

 

به نام خداوند یکتا و بی همتا!

جای خوشی و افتخار است که شاهد بعضی از تلاش های خستگی ناپذیر بعضی مبارزین و جوانان اسماعیلی هستیم.ولی درنشریات اسماعیلی افراد غیر مسلکی و غیر تخصصی کار می کند که تلاش به مشق و تمرین نویسندگی دارند و کار آنها زبادتر تمرنی است ، تا علمی و مسلکی گردد. چنین سایت ها به همکاری افراد مجرب و متخصص  ضرورت دارد که با ایشان همکاری  صورت بگیرد .

درعدم همکاری قلم بدستان و اشخاص مسلکی نه تنها سطح نشریات اسماعیلی پایین نگهداشته می شود و موجب دلسردی خواننده ها میگردد بلکه انعهده برادران تان که دست به چنین ابتکار و تلاش نموده است روز به روز مایوس تر گردیده در مقابل نا ملایمات زمان به شکست مواجه میشود.

 درین سال های اخیر علاقمندی یا دلچسپی به فعالیت های فرهنگی رونق گرفته و امید است که در زمینه مبارزه با بی عدالتی همگام بوده و در صدد نهادینه شدن عدالت اجتماعی، تساوی حقوق،حفظ کرامت انسانی، برابری،برادری،بدون در نظر داشت رنگ،پوست،زبان،سمت و بی عدالتی مبارزه نموده زمینه رشد افراد فقیر جامعه شده باشد روی این ملحوظ سایت های جدید اسماعیلی بوجود آمده است که از نقطه نظر کمیت چشمگیر است ، ولی اکثر آنها از کیفیت لازم برخوردار نمیباشند. بقسم الکترونیک نشر می شوند همه انها تازه به فعالیت آغاز ننموده بلکه یک عده خاص است که به شکل ذیل دیده میتواند در جمع سایت های اسماعیلی.

اگر میخواهید مرور نماید بالای لینک های  مورد نظر تان کلیک نماید.

         http://www.naikpaian.blogfa.com 

http://www.zindaginow.blogfa.com 

http://www.afghanismailis.blogfa.com 

http://doshichi.blogfa.com 

http://www.mobtakeer.blogfa.com 

http://www.naikpai.blogfa.com 

http://www.jasarat.blogfa.com

http://www.imroz.org

www.brgasht.blogfa.com

http://www.marifat.persianblog.ir

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۷/۰۹/۰۴ساعت ۱۰:۲۴ ق.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  | 
 

نقاط قوت و ضعف سوسیالیسم و دموکراسی

نویسینده  : نجیب الله جویا

سوسیالیسم و دیموکراسی بتدریج در طول تاریخ نقاط ضعف و قوت خویش را اشکار نموده است که به نظر بنده دیموکراسی دلپذیر و دلربایی بود و به مردم مژده آذادیهای سیاسی ،انتخاب شغل و دین،امنیت و نوید احقاق حقوق بشر را داده است.

تمام این نوید ها بسیار دلربا و جذاب بودند اما دریغا که در دموکراسی حساسیت لازم نسبت به امکانات و بهره مندی های مادی دیده نمیشد.به همین سبب بود که بعد ها پیشوایان مکتب مارکسیسم آذادیهای دموکراتیک را به عنوان فریبهای بورژوازی متهم کردند. و انها را علی الاصول،فرع برآذادی سرمایه دانستند و چنان وانمودند که این اذادیها فقط برای تامین منافع قوم خاصی و برای رونق رواج احوال طبقه معین منظور بوده انند ودر تدابیر دموکراتیک بشریت از ان جهت که بشریت است مورد توجه نبوده و فقط شئون طبقه خاصی در نظر بوده است و حکومت مردم بر مردم نه که باز هم حکومت طبقه ای بر دیگر طبقات تدارک دیده شده است.

به همین سبب مارکسیسم مهمترین اسلحه خود را از نقد بورژوازی و دموکراسی برگرفت و کوشید تا به محرومان جوامع نشان دهد که عدالت گستری مورد ادعایی دموکراسی سرابی بیش نیست و حقیقت و گوهر عدالت را باید  در جای دیگری جست.سوسیالیسم و مارکسیسم بیش از هر چیز به نقد سرمایه داری و ظلم نهان درآن پرداختند ظلمی که خود را مزورانه در جامعه عدالت عرضه میگردد.سوسیالیسم به ادمیان وعده جامعه را میداد که دران انسانها به تناسب احتیاج یا استحقاق شان از مواهب طبیعی و امکانات مادی برخوردار میشوند،جامعه ای که طبقه ای بر طبقه دیگر زور نمیراند،جامعه ای بی طبقه که دران مدیریت و قدرت وجود دارد اما علیه محرومان به کارنمیرود ایدیالوژیست ولی در کار توجیه نظام حاکم نیست.

این وعده ها که به پشتوانه های ظاهرآ علمی قوی هم متکی بود بردلی کثیری از ادمیان اعم از محرومان و متفکران خوش افتاد و بر مبنای ان حکومت و جامعه ای بنابر کردند که در قرن بیست زاده و بر باشد و دزهمین قرن هم فرو افتاد اگر نگویم که مرد علی ای حال معلوم شد که ان وعده ها و تحلیل ها اگر هم از سر حسن نیت و تحقیق ادا شده بودند.در مقام عمل و تحقق از اصالت و وصلابت چندانی برخوردار نبودند و اگر داعیه داران اندیشه ها حقیقتآ در حسرت عدالت بودند باری ابزار و افکاری که در حول این انگیزه پدید آوردند، به ان حسرت ها  آروزو ها وفا نمیکردند این تجربه ای تلخ بود ولی نا بجاست که این تجربه و تلخ بشری را جشن بگریم و در عزری ان پای کوبی کنیم و به گرویدگان ان طعن بزنیم دراین جا بیش از هر چیز باید به ان دیده عبرت نظر کنیم.

همه ما بشریم و هر کاری که میکنیم تجربه بشری است.

هیچ کس از ابتدا به چنین سرنوشتی ایمن نیست و برای انکه چنان خلاف ها و خطای تاریخی دوباره رخ ندهند باید همه دانسته های خود را محتاج نو دوزی و نوسازی بدانیم و مهر تایئد و خاتمیت بر هیچ چیز نزنیم و باب هیچ تحلیل تازه ای را نبندیم و به نقد ها حساسیت نورزیم و خطا پوشی نکنیم و در مقدس تراشی چنان پیش نرویم که رفته رفته همه چیز فوق چون و چرا شود  حق عقل را به اندازه عاطفه و عشق ادا کنیم و از طلوع  وغروب مارکسیسم عبرت بیندوزیم که چگونه معرفت خطا پذیر بشری را بر مسند خطا ناپذیری نشاند و مارکسیسم علمی را چنان غیر علمی و ابطال ناپذیر کرد و چنان از کشف و قبول خطا ها وافوی شکافها استنکاف کرد.

که اینک جامعه و ایده و عریان در معبر تاریخ ایستاده است و از خجلت میلرزد.

پس ما و شما جوانان یا طبقه با درک چامعه احساس مسولیت نمایم تا نگذاریم که وطن ما باز به چالش که 100 سال قبل مواجه شده بود ما گردیم اگر چنین شود این مفهوم را ارایه میکند که ما نو در موقف انهایی قرار داریم که انها قرار داشتند به امید روزی که همه به واقعیت عینی پی برده و نگزارد که خطا های گذشته بالای ما تحمیل گردد و اجازه ندهیم به هیچ شخص از اشخاص جامعه جامعه ما را نابود سازد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۷/۰۹/۰۳ساعت ۲:۸ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  |