نویسینده نجیب الله  جویا

                

 مردم و انتخابات

 

در صورت عدم تصمیم گیری و حضور مشارکت  سهمگیری هماهنگی  قاطع مردم در ساختن یک نظامیکه حقیقتآ مردمی و طرف تایید همه مردم باشد

یگانه برنده استعمار و دشمنان ما استقلال ،فرهنگ ، مصالح ، منافع و سایر ارزشهای مادی و معنوی این مردم خواهد بود.

به جای توجیه خشونت و تضاد های ناسالیم اغوش برادری و اخوت بروی همه باز میگردد تا دست را به دست هم داده و در هر نقطه کشور با هر جناح و بخشی از جامعه که قرار داریم در یک فضای صلح و مسالمت تماس براقرار نمایم نه از طریق زور گویی انانیت و عداوت.

اگر دیگران سیاست های شان مبتنی به خشونت است دلیلش بهانه سازی برای دست یافتن اجنبی وپوششی برای از بین بردن نام این مردم میباشد و اما اساس ما را وحدت برادری خدمت به مردم و رشد دادن سطح تعلیم و تربیه  این مردم میباشد.

اگر بخواهیم حالات  اوضاع منطقه و مردم خود را تنها  از تصاویر و مناظر دلخراش اوراق دیوان خاطره های غم آلود  سیاه حافظه های ذهنی خود را از گذشته بدینسو به برروسی گیرم. درد ها،رنج ها،اواره گیهاو سیاه روزی ها مردم و منطقه را ریشه یابی کنیم اکثراریشه در سیاست های یک تعداد افراد و اشخاص  حکومت های گذشته ربط داشته  درین دوران بهره گیری های مختلف که بالای این مردم صورت گرفته است قلم که به قید تحریر درآوردن ان عاجزی میکند.

به مثابه عاملین اصلی تجاوز،کشتار،فقر،جنگ،ویرانی وسایر بدبختیهایکه ما خود همه نه تنها بیننده و ناظر انهایم بلکه هرکدام در یک صورت و شکلی بیک شیوه و نحوی با یک درد و رنجی حلقه وصل این جریان استبداد وظلم بر ملت خویش را شکل فزیکی داده و عینیت بخشیده ایم و با جسم و جان خویش این درد ها را احساس و درک نمودیم.

بلی اگر از یکسو شاهد یک واقعیت نامیمون و تلخ حاکم برفضای این مردم و منطقه هستیم و عوامل داخلی و خارجی این همه تیره روزی ها را در اشکال  و مظاهر گوناگون ومختلف می بینیم.

برخورد های دو چهره و عوام فریبانه و جریانهای ظاهرآ متعارض دردرون جامعه انتخاب و گزینش جبهه حق را از باطل برای یکعده دشوار ساخته است.

اما درمقابل زمینه های بسیاری عالی و خوب دیگری هم در جامعه وجود دارد که در صورت استفاده سالم و مثبت از انها مردم میتوانند قدرت و توانمندی مقابله خردمندانه و معقول با بسیاری از انها را داشته باشند و ازرشد و تداوم بیشتر اکثر از ناهنجاری ها و پدیده های که ملت را بستوه اورده در چنین موقعیت دشوار قرار داده جلوگیر نمایم.

به هر صورت باز هم  نام از انتخابات  ونظام سازی است  وقت ان رسیده است که ملت ما بیدارو جدی شود دراین دوره باز هم اجازه ندهند که ابر سیاه و تاریک نفاق و چند دستگی جدارها و موانع ساختگی و تحمیلی مناسبات منطقوی ،حزبی، مدنیت گرایی ، قشر گرایی سنتی ملت را مرتبه دیگر در همین قالبها محصور و زندانی نگه بدارد به جای جمع شدن در محور که مصالح شان حکم میکند عمل نماید باز هم یکبار به جبهه فریب برخلاف مصالح و منافع خود نیرو ببخشد.

اما انچه که زیاد ترازهمه شایان ذکر ویاداوری است حالت و چگونگی جریانی است اگر تقریبآ اکثریت جامعه را در بر هم گرفته است و انچه که تا اینجا تذکر داده شد کاملا انطباق دارد و باوجود هم نظری در نگرانی وتاثیر شدید نسبت به وضع موجود دارد.

بویژه اکنون که فضا وجو انتخابات است انهم با انواع دسایس وحیله گریهای در برابر این ملت اکثریت ناراض  و بستوه امده از این همه شرارت  پیشگی های استعمارجویانه نتوانسته به هدفشان نایل ایند پس باید ما همه و همه مردم با دررابطه به یک فرد مشخص به توافق وهمنظری برسیم و ازاین جو موجود برای آذادی و نجات ملت و مردم خود استفاده سالیم و مثبت نمایم.

نفاق و چند دستگی ازقبیل سمتی، منطقوی،قومی ، بستگی  گروهی، فکری ،اندیشوی و موضع گیری های سیاسی و تعلقات وابستگی های خانواده گی به نظرم رمزموفقیت ما و شما نیست

پس پیشنهاد من در رابطه به نامزاد ها اینست:

 چون هدف گزینش و انتخاب بهترین راه حل و مقابله با مشکلات جامعه باشد و توقوع میرود تا هریک ازشخصیت ها و افرادیکه در خود توانایی و قابلیت ادای این رسالت ووجیبه ملی را میبنند در عرضه و معرفی برنامه ها و راه حل های که باخود دارند تنها و بالاترین ارمان شان بهترین خدمت به جامعه و مردم تشکیل داده باشد و قتی که این چنین انگیزه پاکیزه و مقدس دربرابر انظار مردم شریف خود قرار میگریند چنانچه مسلم است شاید افراد و اشخاص متعدد دیگری را هم در کنار شان مشغول یک سلسله فعالیت های مبارزاتی درارتباط به این موضوع داشته باشند از نظر من بسیار مناسب و شایسته خواهدبود که نامزاد های انتخاباتی در چنین موقعیت با رسیدن در مراحل اساس و هیجانیکه مسلمآ این چنین مبارزه را با خود دارد تحت تاثیر منفی قرار نگیرند.

  اشخاصکه خود را برای دوره پیش رو در پارلمان افغانستان کاندید یا نامزاد میدارند اعلان مناظره و تبادل افکار در ارتباط با ارایه بهترین طرح ها در ساحات مختلف سیاسی،اقتصادی، فرهنگی و سایر خدمات اجتماعی اعلان نمایند.

تا ما با در نظر داشت اعلان برنامه های کاری شان کاندید مورد خود را انتخاب نمایم تا مسولیت که ما در برابر مردم خود داریم ادا نمایم و این عمل باعیث بهبودی وضعیت ما و مردم ما گردد و تا ما  همه دست را به دست همه داده حمایت خویش را از سخص مورد نظر  اعلان نمایم و به خاطر رسیدن به این هدف مشترک گام برداریم تانسته باشیم یک دست آورد چشمگیررا برای خود و مردم داشته باشیم به امید موفقیت تمام برادران ما که نیت خدمت کردن به مردم را دارنند.

                                            

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۷/۰۵/۲۷ساعت ۵:۵ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  | 

 

علم چیست؟

ن - نجیب الله جویا

چیستی و تعریف علم خود یک مبحث بزرگ علمی فلسفی است که آنرا "فلسفه علم" نامند. علم درباره بدست آوردن دانش دقیق و قابل اتکا از دنیای اطراف ما است، کلمه علم در عربی به چندین معنی است (عرب پرستها به این ویژگی زبان عربی فصاحت زبان عربی میگویند.)، به معنی دانستن، دانش و حتی آموختن و آموزیدن. اما در انگلیسی علم "Science" از ریشه لاتین "Scare" به معنی داشتن است.  علم درواقع کشف کردن (و نه اختراع کردن) واقعیت هایی است که وجود و جریان کلی آنها بطور کلی مستقل از وجود انسانی و عوامل ادراک انسانی (حس، خیال و عقل) باشد و اگر مسئله و قضیه ای بر این اساس و مفهوم استوار باشد آن قضیه و مفهوم را را قضیه و مفهوم علمی گویند. میتوان مفاهیم را به علمی و غیر علمی و ضد علمی دسته بندی نمود.

روش علمی را میتوان اینگونه خلاصه کرد:

1.      مشاهده جنبه هایی از دنیای اطراف

2.      ساختن تئوری سازگار با مشاهده

3.      ایجاد پیشبینی های آزمون پذیر در مورد این تئوری

4.      آزمودن  پیشبینیها با آزمایش و یا انجام مشاهده های بیشتر

5.      ویرایش تئوری با توجه اطلاعات و دانسته های جدید

6.      بازگشت به مرحله سوم

آزمودن در علم با هدف از بین بردن تئوریها و رد کردن و تختئه و ابطال آنها انجام میگیرد، یعنی یک کشف علمی وقتی انجام گرفته است که تئوریهای قبلی توسط شخصی ابطال گردند. بنابر این دانشمندان همواره در تلاشند که یافته ها و دانسته های دانشمندان قبلی را باطل کنند تا نظریات و یافته های علمی تازه تری به دست آورند و این خود غنی بودن علم است. هر آنچه علمی است ابطال پذیر است.

بر خلاف باوری که عوام دارند هر آنچه یک نظر غیر قابل تردید تر باشد، آن نظر غیر علمی تر است، علم دنیای قطعیات نیست! مذهب و تخیلات مطالبی را بصورت قطعی و یقین مطرح میکنند و همین نکته ضد علم بودن آنها را نشان میدهد.

علم عبارت است از انکشاف واقعیتی که وجود و جریان کلی آن بی نیاز از من و عوامل درک انسانی (حس، خیال، عقل) بوده باشد که با آن ارتباط برقرار نموده است. در عین حال قضیه و مساله ای را که از این نوع انکشاف حکایت کند قضیه علمی گویند. هر نظریه که با هیچ پیشامد قابل تصور نتواند مردود شود، غیر علمی است. ابطال ناپذیری، حسن یک نظریه نیست (که مردمان غالباً چنان تصور میکنند)، بلکه عیب آن است.

قضیه علمی نه قابل اثبات است نه قابل رد، اگر چیزی بطور مطلق و قطعی غیر قابل رد کردن باشد آن چیز علمی نیست! نظریه فرضیه و تئوری هیچ کدام قطعیت ندارند و قطعیت در علم بی معنی است. علم دنبال قطعیات نیست بلکه بدنبال ظنیات است!

تئوری بالاترین درجه ایست که یک پدیده علمی میتواند به آن درجه برسد هیچ چیز قطعی تر از یک تئوری در دنیای علم وجود ندارد، حتی به مفاهیم بسیار روشنی مثل سرعت نور، قضیه فیثاغورس، قوانین حرکتی نیوتون و... نیز در اصطلاحات علمی تنها تئوری میگویند. تئوری تا وقتی تئوری است که هیچ تئوری دیگر و یا دلیل مستدل و مستند دیگری در رد آن وجود نداشته باشد.

خیلی از افراد به این گفته اساسی که پایه های علم را تشکیل میدهد اعتراض میکنند و میگویند در علم قوانین وجود دارد، قانون بالاتر از تئوری است، مانند قوانین سه گانه حرکتی نیوتون، قانون فیثاغورس، قانون سرعت نور و... اشتباه این افراد این است که نمیدانند در اصطلاح علمی، به قوانین فیثاغورس درون مثلث، تئوری قانون رابطه فیثاغورس و به قوانین نیوتون، تئوری قوانین نیوتون گفته میشود.

یعنی این دانشمندان و متفکرین تئوریهایی را ارائه کرده اند که در آنها ادعا میشود قوانین و نظم مشخصی بین مسائلی وجود دارد، بنابر این قوانین را نباید با قطعیات اشتباه گرفت، در دنیای علم هیچ چیز قطعی نیست!

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۷/۰۵/۲۰ساعت ۱۲:۳۶ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  | 
 

حامد کرزی مسوول جنایات در بهسود

نويسنده: ثنا متین نیکپی

سال پار درست در این موسم افراد مسلح "کوچی" های پاکستانی زندگی آرام و مسالمت آمیز ساکنان بهسود را مختل کردند ، خانه ها را به آتش کشیدند، دارایی مردم را چپاول و سیزده نفر را به قتل رساندند، ولایت ورک شاهد فاجعه بزرگ انسانی بود. بعد از جنایات وردک ، وحید الله سباوون نماینده "کوچی" ها در پارلمان افغانستان، بی باکانه و سبکسرانه اعلان کرد که کوچی ها را در شمال و جنوب هندوکش ساکن می سازد. در آنوقت من مقاله یی را زیر عنوان "شمال و جنوب هندوکش جایی برای "کوچی" ها نیست" نوشته و آنرا در "کابل پرس" و ماهنامه " اندیشه نو" در کانادا به نشر رسانیدم که در قسمت از آن آمده است: " مسلح کردن ، اعزام و حمله کوچی ها طوری عملی گردید که اول با بی تفاوتی (حمایه گری خاموشانه) رییس جمهور مواجه شد و بعدا با بزرگ منشی و «سخاوت» وی. مطبوعات وابسته داخلی و خارجی با یک صدا تبلیغ کردند که گویا : «کوچی قرار خواهش رییس جمهور بهسود را موقتا ترک می کند»1. اگر جوانب حقوقی ، اخلاقی و انسانی این جمله سنجیده شده تبلیغاتی را مورد مداقه قرار بدهیم ، فتنه های زیادی در آن نهفته است. بلی، با حمله دوباره کوچی ها بعد از یکسال ، فتنه های نهفته در سخنان رییس جمهور بر همگان برملا شد. رییس جمهور " خواهش" کرده بود که کوچی ها بهسود را موقتا ترک کنند. در اینجا در دو کلمه "خواهش" و "موقتا" نیرنگ های زیاد پنهان شده است که از عقل کرزی بالا می باشد. "خواهش" یعنی کار مهاجمین موجه است و آنها جنایتکار نیستند. "خواهش" یعنی رییس جمهور بالای آنها روی و خاطر دارد. "خواهش یعنی آنها نمی خواهستند منطقه را رها کنند، ولی قرار خواهش رییس جمهور این کا ر را کردند. "خواهش روابط و همسویی کرزی را با متجاورین خارجی نشان میدهد. "موقتا" یعنی آنها می توانند باز گردند و دوباره مرتکب تجاوز و جنایت شوند. و حالا نیز آنها به گفته رییس جمهور جنایت شان را تکرار کرده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۷/۰۵/۱۳ساعت ۱۱:۳۹ ق.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  | 

 

توجه پدر و مادر به آینده اولاد شان چگونه باشد؟

 

نویسنده نجیب الله (جویا)

 

متاسفانه که بنابر دلایل گوناگون اجتماعی و  زد و بند های  مرد سالاری دختران و زنان حتی از زمان کودکی تا آوان پیری و کهنسالی در اجتماعی که زندگی دارند هرگز احساس مثبت نداشته و ندارند. این پدیده شوم و مضحک تنها مشمول جوامع افغانستان بنابر دیگرگونی فرهنگی ، دینی و مذهبی و همچنان حاکمیت شرایط اجتماعی و اقتصادی از هم فرق دارد    

در جوامع شرقی و اسلامی و بویژه در جامه ما نه تنها حرف زدن در مورد مسایل جنسی تابو و حرام شمرده میشود، بلکه دختران آنقدر از پسران دور نگهداشته میشوند که در نزد آنها این وضع و حالت پرسش برانگیز میشود و هیچکسی هم با آنها جواب قانع کننده ای نمی دهند و مدت ها نزد آنها منحیث یک پرسش باقی میماند تا آنکه آنها به سنینی بالاتر میرسند و از رسم و رواج های اجتماع خود آگاهی پیدا مینمایند و بالاخره پاسخ این پرسش خود را خودشان مییابند که مفهوم این همه سخت گیری ها و محدودیت ها چه است . چرا پدران و مادران ایشان این زنجیر ناگزیری را در همه عرصه ها زندگی در پای آنها بسته اند و همیشه از مادران ایشان می شنیدند و می شنوند که: تو حق انتخاب در زندگی نداری تو دختر هستی تو مداخله نکن ما میدانیم.

    یکی از حق تلفی های دیگری که در جامعه ما زندگی دختران را تهدید کرده و  محیط و پیرامونن ایشان را به یک زندان مینماید عبارت از ازدواج های اجباری در خرد سنی میباشد و در اکثر به اتفاق ازدواج های که در کشور ماصورت میگیرد اصلا تصمیم گیری ها در دست پدر و مادر و دیگر اعضا فامیل بوده و رضایت دختران امر حتمی شمرده نمی شود  

یک پدیده دیگری که دختران را در کشور ما بطرف بدبختی و تلخ کامی میکشاند عبارت از عرف گرفتن شیر بها (قلین) یا تویانه میباشد که این پدیده نه تنها دختران را به تیره روز و بدبختی می کشاند و در خانه شوهر دچار پرابلم ها و مشکلات جدی و بی شماری میشوند بلکه پسران را نیر وارد یک مرحله جدی از زندگی خود میشوند و ناگذیر هستند این همه مصارف را تهیه ببینند و آماده نمایند که تعداد از موارد آنها نمی توانند برای چندین سال عروسی نمایند تا قرض ویا مجبور به فروش ملکیت های شان شوند ویا هم سال ها زیر قرضداری های دوامدار حسنه ویا هم با ربع باقی بمانند که باز هم خود این مساله اسباب زجر و عذاب ، ناآرامی و فشار های روحی، نیش زبان و کشیدگی های دوامدار فامیلی را برای تازه عروس به بار میآورد.   

چنانکه همه ما میدانیم در بعض مناطق کشور مساله شیربها یا تویانه قلین قبل از این که فامیل دختر تصمیم نهائی خود ایشان را بگیرند و دختر ایشا نرا با پسر مورد نظر نامزد نمایند با فامیل پسر مطرح وهمراه با یک  تعداد تعهدات و پیمان ها میباشد که در بین فامیل های پسر و دختر بسته میشود که نظر به منطقه و اقوام مسکون در ناحیه بر اساس رسوم ورواج های مسلط در ناحیه  از هم فرق مینماید. رضایت به وصلت داخل یک معامله پولی میشوند که بایستی فامیل پسر منحیث شیر بها ویا قلین به فامیل دختر بپردازد. که البته این مبلغ هم نظر به مناطق و قوم مربوطه از هم فرق مینماید که این موضوع نی در اسلام است نی در قران کتاب اسمانی.

اکثریت فامیل ها بدون در نظر داشت شخصیت پسر به شخصیت مادی وی توجه مینمایند که این موضوع عواقب بدی را به با میاورد همیشه دختر به فروش میرسد بدون در نظر داشت آینده اولاد شان که شخص از سرمایه معنوی غنی است یا نی اگر در صورت فرزند غریب باشد اگر داکتر یا اینجنر و حقوق دان هم باشد توجه نکرده به فکر امروز هستند که خود این صدمه بزرگ در زندگی اولاد خود میزنند.   

اگر سیر تاریخ انسانی را کاوش نمایم و زیر کنکاش قرار دهیم دیده میشود که در درازا تاریخ در همه جوامع بشری از آوان بربریت تا انسانهای دانا و با سواد که داد از دانش و تعقل میزنند و در مترقی ترین جوامع بشری که به علم و پیشرفت خویش فخر می فروشند و جوامع شرقی را عقب مانده و عقب گرا می خوانند آنگاهی که نظم ، امنیت و دسپلین اجتماعی برهم خورده است و جای قانون و ظوابط دولتی و اجتماعی را انرشی و خود سری گرفته است اولین قربانی را دختران و زنان داده اند .

 

       

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۷/۰۵/۰۶ساعت ۴:۵۵ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  |