|
اولین سالگرد وبلاگ زندگی نو را به همه هموطنان و دوستان تبریک میگوییم و ازهمه کسانی که بنده درین زمینه یاری نموده تا دراین راه پرانگیزه تروسبزترقدم بردارم تشکرمی کنم وامیدوارم ازاین پس نیز همچنان با نظرات خود ما را دراین راه یاری نماید، به همین مناسبت اولین مطالب وبلاگ را برای یادآوری از مهاتما گاندی: محبت نیرومندترین قدرتی است که جهان دراختیار خود دارد و درعین حال ساده ترین نیرویی است که می توان تصور کرد. وظیفه ما نیست که خطای دیگران را جستجو کنیم و به قضاوت درباره دیگران بنشینیم. ماباید تمام نیروی خویش را برای قضاوت درکار خودمان صرف کنیم و تا وقتی که حتی یک خطا درخود می بینیم، حق نداریم که در کارمردم دیگر دخالت کنیم. زندگی نو منتظرهرنوع پیشنهادات انتقادات سالیم وسازنده شماست نجیب الله (جویا)
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۷/۰۲/۳۱ساعت ۱:۲۰ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
دست آورد های نمایندگان ولایت بغلان را درولسی جرگه درحکومت
اقایی کرزی چگونه ارزیابی مینماید.
زندگی نو منتظر نظریات سازنده تان میباشد نظرات تانرا درباره سوالات بالا ابراز نماید.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۷/۰۲/۳۱ساعت ۱:۱۷ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
وضعيت مطبوعات دربغلان چگونه است؟ زندگی نو منتظر نظریات سازنده تان میباشد نظرات تانرا درباره سوالات بالا ابراز نماید.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۷/۰۲/۳۱ساعت ۱:۱۶ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
کاری شورای ولايتی بغلان را چگونه ارزيابی می کنيد؟
زندگی نو منتظر نظریات سازنده تان میباشد نظرات تانرا درباره سوالات بالا ابراز نماید. ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۷/۰۲/۳۱ساعت ۱:۱۶ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
در ولایت بغلان میزان فساد اداری درکدام اداره بالا است: 1- ولایت 2- پولیس 3- ریاست معارف 4- مستوفیت 5- ریاست زراعت 6- شاروالی 7- حارنوالی 8- ریاست کارآموراجتماعی
زندگی نو منتظر نظریات سازنده تان میباشد نظرات تانرا درباره سوالات بالا ابراز نماید.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۷/۰۲/۳۱ساعت ۱:۱۵ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
( جویا ) شانزده سال قبل در چنین روزی، هشتم ثور1371 دهها هزار مرد مسلح لجام گسیخته ازمغاره های کوهها به تمام نقاط کشور ما افغنستان به پاه خیستند، و از همان آغازین ؛ غارت دارایی، عفت و حرمت مردم آغاز شد. دولت اقای ربانی"رژیم چند روزۀ جهادی" چیزی را به مردم رواداشت که چنگیز، امیر عبدالرحمن را به تحّیر واداشت،دشمنان عقده مند خارجی وداخلی ، توسط دولت مستعجل ربانی توانست که انتقام شکستهای مرگ بار خویش رااز مردم ما بگیرد.به نمونه مثال میتوان نام برد که کشور پاکستان یکی از دشمنان ما بوده که همیشه سعی نموده که به شکل از اشکال در مسایل داخلی و خارجی کشور ما مداخله نموده یک تعداد از افراد که چال دشمنان وطن را خوردند به نام های مختلف در کشور شان تربیه نمودنند و به کشور ما فرستادند و پایگاهای قوی را برای این اشخاص در پاکستان ساختند بخاطر از بین بردن نقشه سیاسی افغانستان انها را به افغانستان اعزام نمودند. در دوران حکومت شوم ربانی ، تمامی سیستم های اقتصادی فرهنگی که از تیررس مزدوران شوروی وقت برحذر مانده بود ، توسط این اشخاص و همدستانش نابود گردید. ذخایرمالی توسط افراد رژیم به بانک های خارجی انتقال یافته، ارتش منحل و سیستم اداری کشور از بنیاد ویران گردیده وکشور به یک تجرد سیاسی قرار گرفت کابل به پایگاه سازمان های جاسوسی ایران ، پاکستان ، عربها ی کرم خواروبرخی همسایه های دیگر مبدل گردید، عرب ها که افسارداران اصلی رژیم ربانی بود. بزودی شعله های جنگ داخلی را در کابل "میان فارسی زبانان وپشتو زبان ها . شیعه ها وسنی ها ، تاجیک وهزاره و پشتون وترکها " مشتعل ساخت تا ازین طریق انتقا م شکست های خیبر و اُ حد وصِّیفین را از مردم این سر زمین گرفته باشند . تمام این گروه بد نام هرکدام در ویرانی کابل و سایر مناطق افغانستان از همدیگر پیشی میگرفتند تا خاطر اربابان خارجی خودرا آسوده داشته وبه رقم ذخایربانکی خویش در غرب افزوده باشند.ازآتشی که نظام جهادی بر افروخت هیچ قوم وقبیله وپیرو مذهبی مصون نماند.همه یکسان سوختند."ربانی مسعودوسیاف پیروزیش را در قتل عام هزاره ها و ویرانیی غرب کابل میدانست،گلبدین با موشک پرانی ها یش استخوان های مردگان مارا در گورآرام نگذاشت،سیاف سیه مغزپی هم به تکفیر ازبکها وهزاره ها پرداخته و شیخ آصف قندهاری که آبستن عقده های چرکین بود بخاطررضایت مقا مات رژیم جها دی ، فتوا میزایید .اکبری،سید کاظمی،سید فا ضل وووسرگرم معاملات جا سوسی میان حذب وحدت و رژیم حاکم وسفارت ایران مقیم کابل بودتا از درآمد آن اندوخته های را در بانکهای خارج داشته باشد . دریک جمع بندی میتوان گفت که تمامی دست آوردهای جها د ورژیم جهادی ، بربادی،ویرانی ونابودیی این کشور ومردم را در پی داشت. و جز تشتت قومی لسانی و مذهبی وتخریب زیربنا های ا ساسی این کشور برای این مملکت ارمغانی نیاورد.مردم ،چشم داشت شان از دولت وجامعۀ جهانیی دخیل در امورات این کشور این بود که روزی محاکمه ونابودیی این جانیان را به تجلیل بنشینیم نه به اقتدار دست یافتن اینهارا. در شرایط فعلی که ما قرار داریم مردم ما به هزار مشکلات اقتصادی سیاسی دامنگیر است ولی هیچ یک از اعضای کابینه کرزی و جناب عالی به فکر مردم نشده در همیشه در صدد پیدا نمودن پول هستند در طی حکومت قادر به این نشد که یک تغیرات چشمگیر را به بار بیاورد ما امروز شاهد هستیم که نرخ تمام اجناس به اسمان ها قد برافراشته ولی هیج یک از حکومت داران در راه بیرون رفت از این بحران نبوده و از طرف دیگر تما راه های مردم مسدود میگردد که تا بنام از این روز شوم تجلیل به عمل میاورند این جشن های بد نام به مردم کدام سهولت به بار نیاورده بلکه در یاد انروزهایکه بدی که هیچ فرد افغان در خواب نمیخواهد ببنند تجلیل میاورند تجلیل از شروع قتل عام مردم بیگناه میگریند و یتم ساختن هزاران طفل بیگناه و بیوه ساختن هزاران زن افغان را تجلیل مینمایند به نام هشت ثور. که امروز ما شاهد این هستیم که هزار ها میلون دالر به خاطر تجلیل از چنین روزی به مصرف رسید ولی موفق به تجلیل این روز نشدند اگر واقعآ از نام مجاهد استفاده نمیکردند امروز تمام مردم افغانستان از این اشخاص دفاع مینمود و هیچ گروهی توانایی از هم پاشیدن چنین را نمیداشت به امید روزی برادران ما این واقعت را درک نماید و بخاطر بهبودی وطن شان به جای سلاح قلم را بردارنند در مقابل بی عدالتی رشوه ستانی نا شایسته سالاری و هزاران مسایل دیگر که امروز وطن ما را به رکوت مواجه ساخته جهاد نمایند تا بتوانیم وطن عزیز مانرا در قطار سایر کشور های جهان برسانیم. در سابق استعمار به شکل علنی بود تمام مردم به چشم میدید ولی امروز تخنیک و علم سیاست پیش رفته استعمار ها به شکل های مختلف بالای کشور های فقیر تحمیل میگردد که افغانستان را نمونه این مثال داده میتوانیم. به امید روزی افغانستان واحد و عدم مداخله کشور های استعمارگر؟ نی شوروی دیروز و نی امریکا امروز
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۰۲/۰۹ساعت ۱۱:۱۵ ق.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
( جویا ) بنام خداوند یکتا و بی همتا از همه اولتر شاد ازانیم که خوشبختانه عصررسیده که هر فرد ویاشخص میتواند آزادانه از دریچه دموکراسی بدون قید وشرط کنونی افغانستان ابراز نظر وحتی به نشر روزنامه-هفته نامه-ماهنامه ها تا نظریات خواسته ونا خواسته شان را بالای همگان بیان نماید. مطبوعات را رکن چهارم دموکراسي ناميده اند. اين اصطلاح بر رسانه ها نه به خاطري که قدرت اجرايي دارند، نهاده شده؛ بلکه رسانه هاي همه گاني به عنوان پلي ميان ملت و دولت قرار مي گيرد واز طريق انتقادات، اعتراضات و پيشنهادات مردم به دولت به گونه اي نقش نظارتي را بر قواي ثلاثه داشته، نيرومندي شان را به صورت مرئي و نامرئي از مردم مي گيرند. اين نقش بر دولت هايي که دموکراتيک تر عمل مي کنند و کمتر به فساد ملوث اند کمتر اثر گذار بوده و روابط ميان رسانه ها و دولت نه تنها تنش آلود نبوده که به شکلي رسانه ها دولت را و بر عکس دولت رسانه ها را تقويت مي نمايد وباز هم خداوند بی همتا را سپاسگذارم که بعد از مدت زمانی که سبب آن میگردد که گروهی از جوانان ما روز به روز به تعدادشان افزود میشود واینک ما درین عصر یا مکته زمانی باز شاهد یک نشریه هفته نامه هستیم. که پیشگامان هفته نامه جدیدآ اغاز به فعالیت نموده است این برای ما و تمام جوانان افغان جای خوشی است که تعدادی از جوانان ما دست را به دست هم داده میخواهد دست به مطبوعات بزند و میخواهد که این قشر فقیر را در مبطوعات افغانستان شرک نماید بسیار جای خوشی است ما افتخار به وجود این جوانان میکنم و امیدوارم که این هفته نامه بتواند به تیغ پیکان خود برسد و بتواند جایگایی خود را در مطبوعات افغانستان حفظ نماید تا تانسته باشد تا جایگایی خوب را در قطار سایر روزنامه ها بگیرد. بنده نظر به تجربه که دارم میخواهم نظریات شخصی خویش را در رابطه به این موضوع ابراز نمایم که ما شاهد چندین واقعه های که در چند ماه و سال های نزدیک هستم که بعضی ها به منظور به کرسی نشاندن حرفای و خواست های شخصی شان استفاده از نام های ملت،قوم و منطقه وحتی بالای بعضی از طبقه های که آگاهی سیاسی کمتر از اوضاع واحوال عصرخود داشتند, از نام خانواده استفاده نموده, تاباشد اثربالای اذعان عامه داشته باشد که بربادی و دربدری کنونی وطن مدیون زحمات همچو افرادخودخواه واستفاده جو بوده است. که درین روز ها شاهد بعضی تلاش های هستیم که میخواهنند استفاده از نام قوم خود را به صحنه سیاسی بکشاند دست به بعضی از فعالیت ها میزند ولی این عمل باعث چندین پارچگی شدن این مردم فقیر گردیده و دشمن های در کمین این مردم از وقت استفاده کرده یغ که هزار ها سال بالای شانه های این مردم بوده به چندین قرن دیگر طول خواهد کشید. اگر برادران که میخواهد دست به چنین فعالیت بزند پس پیشنهاد بنده این است که از نام ملت ،قوم یا منطقه استفاده نکند چرا که ما شاهد استفاده های زیادی هستیم دیگرتحمل تکرار این کلمه رانداریم امیدوارم که این هفته از مرجع خود شان استفاده کند نه نام یک قوم ویا یک منطقه یا یا جوانان یک قوم را استفاده نماید که چرا تمام جوانان از این جریان اصلآ اگاهی نداشته و یک کار شخصی بوده امیدوارم که در مسایل قومی دخیل نکنند. این اوضا بالای بعضی از جوانان هم تاثیر بد خود را گذاشته که سبب این گونه نا بهنجاری های ازقبیل ساختن انجمن ها وسازمانهای خورد وکوچک به نامه های مورد نیاز زمانه ازقبیل اتحاد-همبستگی وغیره شده وبعد از چند سبب بروزکشمکش های میان شان شده که این خود زمنه ساز برای وضعیت ناخواسته شان شده وسبب نفاق وکشمکشهای قومی وخانواده گی شده اجتماع پاشیده کنونی مارا تشکیل داده و در آینده این حرف باعث بسیاری از مشکلات خواهد شد که جلوگیری ویا وقایه ان خیلی دشوار خواهد بود. بلاخره دریک به این نتجه رسیدم که ما ظرفیت چنین یک عمل را که شایسته و بایسته یک جوان و یک نسل عصر نوین باشد در وجود خود نداریم چرا که مورد استفاده های اشخاص خود خواه شدیم میگردیم و لی باید اینرا همه مردم بداند اگر از مادیات فقیریم ولی در وجود تمام جوانان ما توانایی درک و تحلیل چال های استفاده میشود سو میشود وجود دارد. و این چال ها سبب بروز نفاق وپراگنده گی بین مردم و جوانان شده که خود یک صدمه بزرگ به پیکر این مردم فقیر میگردد این کلمه استفاده بیشتر از حالت و اوضاع ماه دارد و اکثریت شان سبب این حالت شده تا استفاده فردی ویا گروهی از این حالت مساعد را نموده بازهم قد علم نموده که گویا مایان وارثین وناجیان این ملت وقوم هستیم بالاخره باز همان اربابان کارکشته باکارد های برهانشان وهمین ملت بوده در آنسوی دیگر جوان نشسته درکناره وبا عالم از ملامتی های روزگار اشک ندامت ریخته خودرا مسئول این همه ناملایمتی های عصر خود به مسابهء یکفرد مسئول میداند. زمانی که دقیقا مطالعه نمایم میبینم ما در بتن خود جوانان داریم که انچه که شایسته و بایسته یک هفته نامه باشد که بتواند با سایر روزنامه ها که از نگاهی کیفیت و تحلیل دقیق یک موضوع داشته باشد نه اینکه چند مطلب را از صحفه انترنت گرفته اوراق رنگ نمایم از یک طرف روز به روز نفاق بین جوانان که باعث از هم پاشیدن یک قوم گردد باعث شود. بعضی از دوستان درین هفته به قید تحریر درامده است که اصلآ هیچ نوع اگاهی از هفته نامه ندارد و یک تعداد دیگر انها آصلآ هیچ نوع اشنایی به نام هفته نامه یا مطبوعات ندارشته در راس این هفته نامه قرار گرفته امید است که دوستان ما خفه نشوند باید تمام فعالیت ها به شکل فورملیته باشد نه خویشخوری با بتواند از خود بقا داشته باشد. اگر خویشخوری نباشد ما یکتعداد جوانان داریم که تجربه بیشتر در مسایل روزنامه نگاری یا مطبوعات دارد که درین ترکیب دیده نمیشود یا جوانان شهر کابل از عده این توانایی برامده نمیتواند که این مسولیت را به دوش بگیرد باید این موضوع رسیدگی صورت بگیرد که چرا یک تعداد از جوانان ولایات دیگر در هیت رهبری این هفته قرار گرفته که این خود تخم نفاق است که بین جوانان کاشته میشود روز به روز این موضوع دامن زده میشود باعث مشکلات زیاد مردم ما خواهد شد که برادران که این ابتکار زده ولی متوجه عواقب این چنین واقعه نبوده امید است این مطلب تاثیر منفی بالای روان این دوستان نگذاشته و بهبودی شان بی اندیشند. میخواهم یک موضوع واضح نمایم که اینست یک تعداد دوستان دیگر که از ولایات دیگر در ترکیب این هفته نامه گرفته شده نظر به لزوم دید تمام مردم نبوده فقط حراس که داشتند از بقایی کار شان ... در ترکیب گرفته است نمیخواهم که زیاده روی نمایم به امید وحدت و یکپارچگی تمام جوانان ما
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۰۲/۰۲ساعت ۴:۴۷ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
با همه یار و برادر بود او از برادر نیز بهتر بود او دوستان محترم 14 سال قبل از امروز دقیقآ به تاریخ 27 حمل سال 1372 حادثه بی نهایت درد آور, دلخراش وتکان دهنده سقوط یک فروند هلی کوپتر بین پلخمری و کیان اتفاق افتاد که به اثر این حادثه 15 تن از سرنشینان طیاره به شمول پیلوت جانهای شیرین شان را با عالمی از امید و,آرزو از دست دادند و رفتند به دیار باقی با دریغ و درد,جنرال شاه قدم نیکپی یکی از خدمتگاران حقیقی مردم مظلوم افغانستان ویکی از شخصیت های برجسته سیاسی اجتما عی و نظامی نیز درمیان شهدا بود قلب های هزاران تن بخاطر او جریحه دار و داغدار و دیده های هزاران هزارتن بخاطراو پر نم گردید,و به تاریخ 28 حمل 1382یعنی امروز در مقبره آبایی اش در قریه گزتوغی به خاک سپرده شد آن نو گل خندان که برفت از بر یاران خون کرد همه دل را صد افسوس صد ارمان آن یار وفا دار پر از مهر و محبت بودی به همه مونس و همراز دل وجان او که پیام برادری, وحدت و خدمت گذاری واقعی راهمیشه با خود به همرا داشت . دراین راستا رنج های بیشماری را به منظور رسیدن به اهداف عالی اش نیز کشیده بود او که در جوان سالی33( آخرین سال زنده گی اش), به پخته گی رسیده بو د منحیث یک شخصیت مطرح و برجسته اجتماعی سیاسی ,نظامی و مردمی عرض وجود کرده بود. شهرت خدمت و همکاری اش با مردم تقریبآ در بسیاری از ولا یا ت افغانستان رسیده بود و همه مردم اعم ازهرقشر و طبقه و ملیت های مختلف افغانستان نامش را به نیکی یاد میکردند, او آرزو های بسیار بلند بالای بخاطر سعادت,خوشبختی و وحدت بین مردم را در سرمیپرورانید او مردانه وار در این راه گام های را نیز برداشته بو او دارای شخصیت پیچیده ای از همه ابعاد نیکوبود همین بس که ثنا متین یکی از دانشمندان برجسته سیاسی اجتماعی مقیم کا نا دا اورا شاه قدم بزرگ خطاب میکند همین بس که امیرجان صبوری یکی ازهنرمندان نامدار و بلند آوازه افغانستان دروصف او میگوید فریاد خفته گان همه دربانگ نی بود پا یان این صدای صبورانه کی بود ای رهگذر از این گذر آهسته تر گذر اینجا مزار شا ه قدم نیکپی بود همین بس که نور محمد نظری یکی از شعرا از ولایت وردک در وصف وی میگوید بیرق اسما عیلیان افراشتی تخم وحدت بین ملت کاشتی تا توبودی افتخاری داشتم قامت زیبا چناری داشتم همین بس که شاعری از دره نیکپی در وصف او میگوید هرکه را در سر هوای خدمت نیکپی بوده بر مرادش نا رسیده مرگ او در پی بوده همین بس که مادری از اهالی غرب کابل میگوید کاش فرزندم را ازدست میدادم مگر مرگ این شخصیت بزرگ را نمشیندم شاعر دیگری میگوید به زون شمال هم چنان غم سرا شد از مرگ او زار مرغ هوا همین بس که سید شاه عوض خاموش یکی از هنرمندان پر آوازره محلی میگوید با همه یار و برادر بود او از برادر نیز بهتر بود او شاعر دیگری میگوید به گزتوغی رسیدم گریه کردم سفید قبری نمایان دیدم امروز ندا آمد از آن قبر کفن پوش چرا قوم را پریشان دیدم امروز مثال های بالا همه بیانگر عمق شخصیت فوق العاده این مرد بزرگ میباشد که در سن 27 سالگی منحیث یکی از موفقتیرین و پر کار ترین آمرین حوزه های امنیتی در وزارت داخله افغانستان تبارز کرده بود در عین حال یار و یاور هزاران فقیروبینوا بوده به همه امور و کار های مردمی رسیده گی میکرد من این موضوع خیلی کوچک را در سالگرد شهادت وی خواستم منحیث یاد آوری ولو هرچه کوچک هم باشد مشت نمونه خروار بنویسم و به دوستان و ودستداران راه و اندیشه های وی و سایر شهداو بزگرمردان ما که در راه آرمان های انسانی شان جان های شرین شان را از دست دادند, یادکردی باشد هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما . اگرپیک اجل مهلتش میداد شاید کار های بس بزرگ و ارزنده ای برای رفاه , ترقی و تعالی مردم رنجدیده اش انجام میداد و مینحیث یک شخصث برازنده در سطح تمام افغانسان عرض وجود میکرد با درد و اندوه که پیک سبک بال اجل مهلتش نداد, همه برنامه ها و آرزو های عالی و انسانی اش نا تمام ماند و به دیارجا ودانه گان شتا فت روح همه شان را شاد و جای شان را فردوس برین میخواهم, به همه بازمانده گان شهدا عرض تسلیت دارم راه شان سبز باد البته در آینده نوشته های بیشتری پیرامون ابعاد و گوشه های این شخصیت بزرگ تحریر خواهد گردید این پیام خیلی به عجله و در وقت کم نوشته شده است
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۰۲/۰۲ساعت ۴:۴۶ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
|
|