دین و دموکراسی

نویسینده : نجیب الله " جویا "

از انجایکه که بحث دین و دموکراسی هر دو از دغدغه های همیشگی بشر بوده و در مجوعه بشری و تعلیم بشری دین موضوع تعالیم الهی و دموکراسی موضع علم سیاست بوده است. همیشه ها بین دموکراسی رابط وجود داشته از یک سو دین و از سوی دیگر سیاست رابطه تعین کننده را به خود گرفته اما در حوزه معرفت بشری یک رابطه از روشنی و استحکام نظری برخوردار بوده و علاوه بر آن تجربه عملی بشر به جز موارد اثتثنایی حاکی از ترکیب و تلفیق این دو در جوامع مختلف بوده است.

پس رابطه بین دین و دموکراسی بحث تازه نبوده که من از آغاز کنم و ضمنآ یک موضوع یا محبث بی نهایت جدی که در میان اندیشمندان و تحلیل گران اجتمعاعی از دیری زیاد و به ویژه پس از روی کار آمدن دموکراسی های در غرب وجود پیدا کرد و تااکنون در میان جوامع مختلف غربی و شرقی آدامه یافته.

و آنچه که بنده را وا میدارد تا به این موضوع چند کلمه را پیوند بدهم اولآ نا بسامانی های متعدد در جوامع افغانی رخ داده است که صد ها هزار خانواده را مورد تهدید قرار داده که از بیان آن قلم من عاجز است به جای دست آورد برای مردم ما افغانستان صد ها مشکلات را دامنگر مردم ساخت نمیخواهم یا آور شوم چرا که تمام مردم به چشم سر شاهد هزاران واقعات است که ضرورت به بیان ندارد.

 و از نظام طالبان بحث کنم که به سرنوشت مردم افغان رقم زد و این مردم مشکلات را که در خواب که ببیند همه انرا به چشم دیدند که ضرورت به توضیح این مسایل ندارد که یک طفل افغان از گرفتن کلمه یا نام شان را به زبان بیگرد راه یا مسیر خود را گم مینماید. از این اگر بگزریم به برگزاری اجلاس توجه نمایم دست آورد میدانستیم که شاید به نفع مردم ما باشد و ما به همین مقصد دریچه و یا روزنه امید را برای یک زندگی ابرو مندانه باز کردند و از عواقب آن نمیدانستند و موضوع دیگری ساختار و ایجاد اداره موقت در افغانستان داده شد و علاوه برآن دایر شدن لوی جرگه به نام برگذار کردند به شکل اظطراری و برقراری صلح و امنیت و ایجاد کیمسیون و تدوین قانون اساسی هم از امید های های بود برای مردم که که 30 سال جنگ را به پشت سر گذاشته بود و برای مردم افغانستان یک بار دیگر امید داد تا به افغانستان بر گردد که ما شاهد عودت بیش از صد ها محاجر شدیم از کشور های مختلف جهان و همچنان جلب کمک های بیش از میلیارد دالر از سوی کشور های  مختلف برای افغانستان و همچنان هشت میلیارد دو صد میلیارد دیگر صورت گرفت و موضوع دیگری کار سیاسی که در بین سران افغانستان صورت گرفت که شخصی را بنام ریس جمهور انتخاب کرد و این امید دیگری بود و برای این مردم رنج دیده و بلند شدن سرو صدای نهادینه ساختن دموکراسی در افغانستان و جبران هزاران زخم گذشته امید دیگر این مردم بود. آیا به نظر شما این همه بر مبنای اسلامی و دینی مردم و جامعه صورت گرفت یا بر مبنای های دیگر و سوال پیدا میشود که چه رابطه بین دین ودموکراسی را مفهمومی یگانه باور دینی تلقی کرده و از نا سازگاری دین دموکراسی سخن گفتند و نظر دیگری دارم که دموکراسی را با دید بار اصلاحات اسلامی بیان نمودند و این مزدوران با بیان کلمات مختلف به سرنوشت مردم رقم زدند.

و یک تفاوت دیگر که ما از این وضعیت درک کردیم یک نقطه اشتراک نظر دارند و ان اینست که آنقدر نگران و بیان درست دقیق مفاهیمی همچون دین و دموکراسی که به سخن میگویند نیستند این موضوع که از مفاهیم مورد بحث را تعریف میکند و از کج روی ها و کج فهمی ها و ابهامات موجود جلوگیری به عمل آید و تاکید من اینست که باید در آبتدا مفاهیم و ماهیت دموکراسی  وسیر تاریخی دموکراسی و پیدایش این کلمه و اصول و مبانی آن نیز از دیدگاهی روشنفکران و اندیشمندان و عالمان دینی صورت بگرید و دین و حکومت دینی تجوز ارتباط آن با دموکراسی مورد مطالعه قرار بگرید تا بتوانیم قضاوت عادلانه و بی طرفانه داشته باشیم.

شما شاهد هستید تا اکنون در باره دموکراسی کتاب ها و مقالات بیشتر مورد تحریر قرار گرفته است و هریک از نویسندگان از دیدگاه مختلف مورد بروسی قرار داده شده و اکثر دانشمندان و دوستان همت گمارده است و نظر و دید خود را درین زمینه به دیگران چند کلمه را پیوند داده است و همیشگی سعی نموده تا چند چیز نو و تازه ای را تقدیم دوستان نموده باشیم.

نکته دیگری قابل یاد آوری است که در قرن 18 و 19 مقالات و کتوب زیادی دراین زمینه نوشته شده که هم دز اندیشمندان مسلمان و سایرین بوده درین نویسندگان زیاد تلاش نموده تا این را با اصول و مبانی دموکراسی محک زده در صدد آن بوده تا متون و منابع و دینی برای کسب مجبور نموده و دموکراسی را با اطلاعات اسلامی و بینش نمایند و اما این کار چندان عمیق صورت نگرفته است و اما تلاش مینمایم تا دموکراسی را اصول و مبانی دینی محک زده ایم و منابع و متون دینی دیدگاه های حکومتی و اندیشه اسلامی را مدنظر قرار داده اند و مورد استفاده قرار دهم و تلاش نمودم که مطلب جالب از مسایل سیاسی و بی طرفانه به رشته تحریر در آورم.

اینکه دموکراسی یک فلسفه و یک ایدیالوژی است و یا روشی برای آداره جامعه و یا یکی از انواع نظامی سیاسی است و یا شکل از اشکال گوناگون حکومت به نظرم درین قسمت ابهامات زیاد وجود دارد.

و به نظرم یگانه راه از بین بردن ابهامات و کنج  کاوی، فهمی در پیرامون دموکراسی باید محققین و متفکرین علوم مختلف جامعه های مختلف دور هم جمع گردد و این موضوع را برای ابد حل نماید.

و یگانه تعریف  که از دموکراسی داریم همان است که "حکومت مردم به وسیله مردم" و برای معلوم است و کلمه دموکراسی اصطلاح است که از دو کلمه یونانی مشتق شده و دیموس و کراسی که معنای اقتدار و اختیار و همچنان حکومت کردن را نیز میدهد.

سقراط بنیان گذار حکومت دمکرات بوده و همچنان افلاطون نیز درین زمینه چیز های بیان داشته و به نظر وی حکومت باید به دست توده مردم باشد.

ارسطو نیز درین زمینه چیز های چیز های بیان داشته و به نظر وی حکومت به طبقه متوسط را به دولتی عنوان کرده و بهترین حکومت وصف میکند وی بلاخره به این نظر میرسد که نظام که اجازه شرکت را به همگان میدهد ودموکراسی های نوین این حق را به شاهان و بر تر طلبان و نفوق طلبان و نجیب زاده گان و قوم پرستان و نژاد پرستان تعریف میکند.

 و همچنان لاک فیلیسوف انگلیسی به نظر وی تمام بشر برابر خلق شده و از حقوق مساوی برخوردار است و زایده جامعه نیست و جامعه و کسی نمیتواند این حق را از مردم سلب کند.

و به نظرش انسان حکومت را بخاطر حفظ حقوق طبعی خود ایجاد کرده و  مردم منشاء و مشروعیت حکومت است و حاکم کسی است که  مردم بخواهد نه کسی دیگری بیرون از جامعه.

جان لاک که بر آزادی برابری طبیعی و انسان حق حیات و مالیکیت انسان حکومت محدود و مشروط به قانون طبیعی و رضایت مدرم و تساهل دینی تفکیک قواه اصالت جامعه در مقابل دولت و حق شورش و تظاهرات به حد امکان تاکید کرده است و حکومت را به منظور ابزاری دفاع از زندگی آزادی دارایی های شهرونداش تلقی نمود.

توماس جعفرسن سومین ریس جمهور امریکا مینویسد و بر دموکراسی چهار اصل قایل بود 1- مشارکت سیاسی 2- برابری اقتصادی 3- آموزش فضایل مدنی 4- نمایندگان مردم و سیله ااشرافیت طبیعی.

لینین نیز از خود تعریف از دیموکراسی دارد. شکل از سازمان سیاسی جامعه دانسته و در نهایت در خدمت تولید بوده روابط تولیدی جامعه انرا معین نماید.

چارلز چنین تعریف مینماید. دموکراسی ریشته از قواعد یا طرح جامعه از سازمان نیست بلکه چارچوبی از افکار و شیوه عمل استو که در راستایی عموم جامعه که برای اداره عموم مردم باشد هدایت کند.

دانشمند دیگری چنین تعریف میکند که دموکراسی رژیم سیاسی و فلسفه اجتماعی است که بیش از رژیم یا فلسفه گوناگون عقاید را می پزیرد و در آن دست به دست شدن قدرت سیاسی را به راه های مسالمت آمیز صورت بدهد و هدف ان تامین حد اقل رفاه برای همگان باشد. نظریات تعاریف گوناگون صورت گرفته است.

اندیشه دانشمندان اسلامی روشنفکران مسلمان در قسمت دین و دموکراسی راه برای دارایی نهایی یعنی ارایه پاسخ را به شکل هموار بیان نمایم.

مفهوم دین کدام این است با دموکراسی سازگاری دارد و یانه و ارزیابی که از دین بوجود آمده باید همیشه این کلمه را در ذهن داشته باشیم که تمایلات و مقاصد نظری همیشه بر کنار نبوده و دانشمندان واژه لاتین ریلیجویس به معنی لفوی به اتصال ارتباط انسان با خالق است و در قرانکریم همیشه عام و بطور خاص کم و بیش آمده است معنی این واژه رویش و نزدیکی به خداوند در مسیر و قالب تعین شده در زیستن و عمل کردن است و اطاعت و فرمانبرداری کامل از اوست.

 در تعریف دیگر چنین آمده است مجموعه ای از راهنمایی های خداوندی انسان آزاد است در راه کمال و بهترین مرز ها و حدود زندگی فردی و اجتماعی یاری میدهد.

 و درین بحث من باید تزکر دهم که تحقیق منظور ما از این است که مشخصآ دین اسلام است و بروسی این موضوع که آیا دین مبین اسلام با دموکراسی که مشخصآ یک ایده غربی که چگونه رابطه دارد آیا با هم سازگار انند یا نا سازگار.

 دین و دمکراسی یک امر ماورایی نیست بلکه امری زمینی است که ریشه در تجربیات بشر دارد و دموکراسی به معنی حکمرانی همه مردم بر مردم و نبه که حکمرانی یک نفر یا چند نفر بر مردم است بعضی از جوامع میتوانیم یی جامعه جاهلی بگویم وجود خداوند و دستورات وحی شده را منکر هستند و جامعه امروزی افغانستان را میتوانیم یک جامعه جاهل بگویم که چون رویه های اجتماعی و اصول حقوقی آنان بر مبنایی تعالیم اسلام بنا نشده است  ضمنآ در تضاد با آین تعالیم است.

1- سیستیم اجتماعی سیاسی باید بر مسلط بر جهان اسلامی و غیر اسلامی معاصر را سیستیم جاهلیت آمیخته با گناه کاری بی عدالتی و سیستم تلقی میشود.

 2-  وظیفه مسلمان با ایمان انیست که برای تبدیل جامعه جاهلی از طریق جهاد و بیکار جویانه به تحدید حیات جامعه دست بزند.

 3-  و تبدیل جامعه جاهلی به جامعه راستین اسلامی به عهده مسلمان و حاکمیت خداوند در روی زمین حاکم گردد.

اگر دموکراسی را بروسی تعریف کنیم که بر اساس آن اراده آزاد انسان ها در انتخاب حاکمان خود و یا برکناری آنها تعین و سرنوشت خود دخیل باشند و در واقع شیوه حکومت بر مبنایی رایی اکثریت باشد و در اسلام دموکراسی وجود دارد و مردم آزاد است و همه در بیان عقاید و همه در اعمال دز وقت که توطیه در کار نباشد.

 1-  آزادی : آزادی یک نعمت بزرگ خداوندی است که خداوند به بشر داده است لذا آذادی بنیاد اسلام و جز حقوق اولیه طبیعی بشر میدانم و اعتقاد دارم که حیات و ارزش زندگی به آزادی انسانها مربوط است.

2-  آزادی بیان : اذادی حق طبیعی انسان بوده و است و به هر عقیده و مرام است و شهروندان از حیثیت برخوردار از نعمت ازادی هم باید همه با هم برابر باشند.

3-  آزادی مطبوعات : به نظر من ازادی مبطوعات نقش بسیار مهمی در جامعه بازی میکند و به نظرم آزادی مطبوعات منعکس دهننده ارمان های مردم و ملت بوده اند باید اعتقاد داشته باشیم و مطبوعات باید مانند معلمین باشد که مملکت و جوانان را تربیت نماید و ارمان جمعی را معنکس دهد.

4-  ازادی اقلیت های مزهبی : از انجایکه ازادی اقلیت ها در نظام دمکراتیک باید به هر نوع اعتقاد و مزهب و از حقوق مساوی برخوردار باشد و قوانین جامعه برای همگی یکسان باشد.

5-  قانون : به نظرم حکومت قانون حکومت اسلام است و اسلام دین قانون است و به نظرم تبعیت از قانون برای تمام افراد جامعه ضروری و لازمی است  حتی برای تمام زمام داران و رهبران فعلی و بعدی همه ایشان مانند مردم باید در یک صف باشند.

پس در افغانستان امروزی تمام حاکمان و رهبران و پیش قدمان همه بی خبر از دموکراسی اسلامی است همه ایشان خلاف قانون حاکمه و البته قانون شرعی و اسلامی و بلاخرخ قانون موضوعه عمل مینمایند و از عمل هریک از دولتمردان به نا آمیدی مردم و ملت بیچاره افغانستان افزون گردیده و باور مردم روز به روز در مقابل نظام حاکم بر قدرت کاسته میشود.

و حقیقت درینجاست که نظام معقول و قابل قبول در مردم باشد نبوده و نظر به احصایه به دست آمد حاکمان ما مردم اهل دانش، صادق،و دلسوز و متعهد بر مردم و وطن نبوده و نیست و امید اینست که هموطنان و جوانان و اندیشمندان و متفکران ما با مطالعه مقالات که امروز از طریق مطبوعات و انترنت بدست میاورند تا به این واقعیت عینی جامعه برسند که مشکل در نظام نیست بلکه مشکل در گروه که حاکم در نظام موجوده است میباشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۹/۲۵ساعت ۱:۱ ب.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  |