|
آدامه عنوان قبلی نقش و مسولیت جوانان در مقطع زمانی! نویسنده نجیب الله ( جویـــــــــا ) اگر ما سیر تاریخی کشور مان را با تواریخ کشور های دیگر دنیا در منظره تحقیقات قرار دهیم به وضاحت خواهد یافت ؛ که تاریخ و جریانات گذشته کشورما کاملا مستثنا و مجزا بوده است.و هرگز در هیچ گوشه ای از تاریخ کشور نمی توان یافت که شعای تابناک و سازنده در زاویه های سیر تاریخی کشور بر مبنی بر تحکیم وحدت ، تآمین عدالت و استفاده از سرمایه های ذهنی و مبتکر جوانان،روشنفکران و نخبگان کشور شده باشد. بلکه همیش برشالودگی های تحکیم وحدت ، تآمین عدالت و به غارت کشانیدن افکار و مبتکر، ابتکار و خلاق جوانان و پیرایه دادن روش های خرافاتی و کسترش تبعیض خشونت و تسلط یافتن بر توده ها و اقلیت ها با استفاده سوۀ از پدیده های مقدسین گویا مقدس ( قوم ، مذهب و دین ) بوده است . و هر نظامی که برای تحقق بخشیدن آرمان های ملت پرچم تجدد و مهار تبعیض ، منطقه گرای و بی عدالتی را برافراشته است، تحت جو و فضای مکانیزم های فاشستی و سکتورستی قرار گرفته است ، که همه ای تدابیر قانونی و اقتدار و عمل کرد عملکرد همه نظام ها را زیر سوال قرار داده اند، اگر ما به سیر تاریخی کشور مان نظر اجمالی داشته باشیم ، می توان گفت که از امپراطوری احمد شاه ابدالی الی نظام دموکراسی امروز که رئس جمهور برگزیده این نظام به اصطلاح مردم گرا و مردم سالار آقای کرزی بوده و هست . همه و همه ای نظام ها هر چند در اول شعار های شان ملت گرائی و تعمیم قدرت و عدالت بوده است و نیز حکومت ظاهری اش عمل کرد فریبنده ای داشته اند ولی در درونش اژدهای کرسی گرا و سمت گرا را....... و فاشیست را به کمال رشد رسانیده است. ...و برای تحقق نرسیدن حقوق اقلیت ها ، توده ها و اقشار ضعیف جامعه و همچنان محو استعداد ها ی خلاق و مبتکر جوانان و نوجوانان پالسی دموگوژستی را در ادارات و محیط کادر های دولتی در پیش گرفته اند . آری این ها کی ها اند، و اهداف اینها چیست ؟ آیا این ها چی میخواهند ؛ ترقی و پیشرفت برای ملت و مردم و ایجاد نظام مقتدر که تضمین کنند ه نسل فردا باشد ؟ و یا تنها خود شان ما لک و آقا با شند! نه خیر کاش اینها آنروز های که ملت بیچاره و محروم ما را آ قا و رهبر بودند در کنار مان امروز نیز همان طور می ایستیدند و باقی می ماندند و از حقوق ملت شریف استفاده سوۀ نمیگردند.بلکه امروز همه آن شعار ها" ما این و آ ن هستیم و با شیم "تبدیل به یک فاجعه بزرگ تاریخی شده است . که ریشه های توانمند کشور مانرا نسل هاست میسوزاند و خواهد سوزانید. شور بختانه امروز همه کا رهای این آ قایان فقط گل آب مالیدن بر روی دیوار سیاه است ؛ اگر کاهی از تمار آ قای بیرون می آ یند و برای جماعتی اکر کاهی کار اندکی با پرپاگندهای یزرگ انجام میدهند اهداف ویژۀ را نیز در قبال و در زیر سایه ای آن میبنند و هیچگاه برای جبران رسالت که نظر به جامعه داشته اند انجام نداده اند و نمیدهند. امروز ما میبینیم که جوانان مان در کو شه و کنار دنیا در دنیای غربت بسر میبرند و از حقوق طبعی شان محروم اند ، تحقیر می شوند و زجر می بینند . اما کسی نیست که درد آنها را حس بکنند و از شعار های سازنده که برای تحقق یافتن جامه عمل آن سالهاست قربانی داده ایم بشنوند و دفاع کنند و برا ی تحقق بخشیدن این آرمان ناب خویش را مسئو ل بدانند. نه خیر دیکرکسی نیست ! باید ما خود مان تصمیم بگیریم و در انجام کارها و تحقق آرمان مان مصمم باشیم تا دیگر ما را به بهانه متجاوزین نفروشند وقربانی نکنند و فضای اندیشه هایمان را محدود به اعتقاداد خرافی شان که آله بزرگ عوام فریبی قرار داداند برا ی محو افکار مان استفاده نکنند و دیکر باید گفت که دست از سر بی سودا نسل و امید فردا بردارند.بلی !جوانان باید بدانند که دیکر خویش را قربانی این و آ ن نسازند و آیند ۀ شان را خود ز دست خود رقم زنند. درود بر ره جویان حق و عدالت و آنهایکه خود را برای نسل آینده شان مسئول میدانند. پاس خواهد داشت پروردگار آن کشور و ملت را که همیشه بر اراده قدرت نسل جوانانش پایه های عمرانی ومتحول سترک سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی را از شانه های توان مندی جوانانش استوار می کنند و جاویدانگی و عزت ملت شان را با جاویدانگی و پاسداری از استعداد ها و خلاقیت جوانان و نسل زنده ای که احساس و غرور وطن دوستی دارند جاویدانه می دانند. پس قناعت حرام است هر کس به مهمانی بخت خود تکیه کند و کوشش شود چیزی را که امروز ندارد فردا داشته باشد چرا که چرخ گردون می چرخد امروز را به جای دیروز وفردا را بجای آمروز آوردنی است. انگاه ما امیدی به آینده نداریم که چرخ گردون ازفعالیتش باز مانده و زمینه سکوت را به فرمان آفریدگار شان به همه جنبندگان مژده میدهد. دران ایام این گلهای قشنگ بهار زندگی همچو شما جوانان خوش نما و خوش بیان را در خاک سیاه امیخته ساخته و یکباره میدان که صاحب قدرت حقیقی بوده و جهان را مدیریت و رهنمایی اش آزان اوست. بلی: جوانان عزیز! شما عزیزان ترین مردم ، خوبترین مردم واگاه ترین قشر جامعه و ممتازترین آفراد یک جامعه هستید که بنا به تصامیم مثبت و ارزنده تان آینده بهتر را برای خود و مردم تان یک شرایط فضای امن را برای زیستن به مردم مظلوم و رنجوروستم دیده ترین قشر جامعه نوید میدهید واز همین اکنون که خوبترین لهظات زندگی تان است بیاید تصمیم بگریم وتا ما و شما جوانان باشیم که فرداحقوق را فدای سیاست نساخته بخاطر جامعه قانونمند و یک افغانستان آذاد،آباد وسربلند درمیان سایر ملل و دنیا باجان و پا بکوشیم. بیجانیست که اگر بگویم که پوهنتون ها آغازگر تمام خوبها و بدیها و فعالیت ها و بینش ها و واکنش ها است و لهذا خوبترین و خدمتگار ترین آفراد نیست که از این نهاد های علمی به وطن ما عرض اندام میکند که جامعه را به دیار نیستی هدایت مینماید و یک قوم با افتخار را درمیان تمام ملل جهان ذلیل میسازد. و از خداوند خواهانم که ما جوانان افراد با کیفیت در جامعه خود باشیم و هم توان قدرت خود را به خاطر از بین بردن طلسم های استعمار جوایانه اشخاص و افراد قدرت طلب که در طول تاریخ که مردم ما کور نهگداشته بشکنیم و به خاطر به وجود آوردن یک جامعه قانونمند و یک حکومت دموکراسی و مردمی و قانون سالاری و ترویج فرهنگ علم و اخلاق به مصرف رسانیده و زمینه ساز برای تربیه آولاد مردم فقیر این مرز بوم خود باشیم و هم چنان زمینه ساز برای زیر بنا های اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی ،بازسازی و سیاسی باشیم. جوانان عزیز نا گفته نباید گذاشت که همدلی بهتر از هم زبانی است:- باید گفت که. زمانیکه انسان یا نسل بشریت در روی کره زمین پا به عرصه وجود نهادند و سمت خلیفه را در روی کره زمین عهده دار شدند برای شان تفهیم گردید تا بر بالای زمین زیست کرده و از نعمات خداوندی که برای انها اعطا گردیده و انرا در دنیا ارزانی فرموده است باید از آن استفاده مشروع نماید. و در میان شان دوست باشند و همینطور دستورات الهی برای کافه بشریت تعلیم بدارند و صرف نظر از مسحله نژاد،رنگ،زبان،قوم ، منطقوی و برتری مطره شود. برای عموم بشر کلمه زیبای انسان خطاب گردد که این در واقع بیانگر وحدت فکر و انسجام یک پارچگی انسانها را نشان میدهد. طبعتآانسانها در ذات خود سازندگانی جامعه آذاد و انسانیت در روی کره زمین است که برای نسل بشریت افتخار بزرگی تلقی میگردد و تدریجآ ساخت و باخت جامعه بشریت هر کشور چه از لهاظ مادی و معنوی و فرهنگی در پهن تاریخ از آبتدا تا انتها از انبال بشریت رنگ گرفته و در آینده هم خواهد گرفت چیزیکه مهمتر از آمروز در جوامع بشری بنابه عوامل و بهانه های گوناگون اتفاق افتاده مسحله تبعیض و تعصب میباشد که در وجود یک عده اشخاص مغرض و خود خواه جاه دارد که اسلام این عمل را در آوان اغار مردود دانسته است انرا یک عمل غیر انسانی و غیر اسلامی دانسته است. با نظرداشت ان سازندگان اعلامیه جهانی حقوق بشر موضوع نا همگونی را برخلاف موازن و پرنسیب های انسانی اخلاقی قلمداد کرده است. که امروز میلون ها انسان در سراسر جهان ضرر انرا به مردم تبلیغ نموده است و همواره در بسیج سازی افکار عمومی افراد و جوامع بشری در راستای دموکراسی و جامعه ایدایال و دموکراسی است و ما شما هم باشیم. که باید تمام مردم انرا رعایت کرد و در حقیقت این مسولیت هر فرد یا هر جوان یک جامعه است که هر فرد از افراد بخاطر حفظ و کرامت انسانی تمام مردم احترام بگذارد مسحله حاکم بر محکوم ظالم و مظلوم فقیر و غنی را از میان بردارند جلو تشدد و پراگندگی را که ناشی از از فرهنگ معمولی در جمع انان ایجاد کنند. تا همه برآورده سازی اروزو ها آمید ها خویش را در زیر اسمان نیلوگون مداوم حیات نمایند. چه زیباست کلمه صلح ،امنیت،برادری،و برابری و به شرط که به مفهوم واقعی آن از ان استفاده نمایم و نه برخلاف ان و فرهنگ و مکتب انسانیت در غیر ان عواقب مدهش و تباکن خواهد بود و پیامد های تلخ و سوزان انرا بیشتر مجامع افتاده در گرداب تعصب با پوست و گوشت خود لمس نموده ایم و بگذار تا گزشته های سیاه را بباد فراموشی بسپاریم و رفتار کلیشه ای و اتنیکی را از بین برده و مجددآ باهم دست برادری داده با هم دوست شویم مانند انکه گذشته گان ما دوست بودند بایک هماهنگی نگذاریم که حقوق ما پایمال گردد و از حقوق خویش دفاع نمایم نگذاریم که دشمنان ما یکبار دیگر بالای ما غلبه نماید تا یک قرن دیگر ضرورت به از بین بردن این بی تفاوتی گردیم. و به تمام مردم و قوم خویش حقوق قایل شویم و نگذرایم که هر شخص با خواست های شخصی و استبدادی اش بالای مردم بیچاره ما که دور از فرهنگ و اجتماع است در دوره های بعدی حاکمیت نماید. پس زمان رسیده است که همه با هم در یک دایره جمع شویم بخاطر شرک شدن در بازسازی وطن و منطقه خویش مبارزه نمایم و حق و حقوق سیاسی خویش را که قانون برای اتباع اش داده است تلاش نمایم تا این حقوق ما غصب نگردد. اگر بی تفاوت باشیم زمان میگذرد دیگر بر نمیگردد و درین آواخیرما شاهد بعضی نشست های بی نتجه هستیم که بین بزرگان یا کلان سالان ما صورت میگرد ولی به کدام نتجه مطلوب دست نمیابند ولی به ما جوانان هم آرزش قایل نیستند و مجال نمیدهند. این مشکلی است که همه روزه جوانان ما با این چالش مواجه میشوند روزبه روزمایوستر میگردند. پس ما وشما جوانان هستیم که تصمیم بگریم جلو هرنوع مداخله در امورات قومی ومنطقوی را بگریم و در یک فضای آرام و امنیت زندگی خود و مردم خویش را تامین نمایم و زمینه شایسته سالاری را برای مردم خویش فراهم نمایم پس این همه نیاز به یک هماهنگی دارد که تا دریک فضای ارام و زیر یک اسمان نیلوگون جمع گردیم زندگی خویش را در چوکات قانونمندی آدامه دهیم.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۱۰/۰۹ساعت ۱۱:۳۹ ق.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
معرفی چهره ها ویب لاگ زندگی نو مصمم است تا چهره های شناخته شده نیکپی را معرفی نماید،درین زمینه خواهان همکاری است از تمام دوستان و قلم بدستان نیکپی تا در زمینه ای معرفی چهره ها. زندگی نو تلاش دارد که اشخاص ذیل را معرفی نماید که قرار ذیل است:
1- ثنا ( متین نیکپی ) 2- امین الدین ( مطمین ) 3- میر احمد ( جوینده ) 4- قدم علی ( نیکپی ) 5- عبدالکریم ( دوستیار ) 6- غلام قادر ( سخی زاده ) 7- شمس الدین ( شمس ) 8- ضرب علی ( اندیوال ) 9- همراه خان ( ) 10- عبدالستار ( ) 11- امام نظر ( مرادی ) 12- غلام الدین ( دلاور ) 13- طاهر خان ( ) 14- محمد حیدر ( ) 15- محمد یعقوب ( یسنا ) 16- قمبر علی ( زارع ) 17- محمد هاشم ( نیکپی ) 18- بشیر ( سخیزاده ) 19- حسام الدین ( نیکزاد ) 20- صاحب نظر( سنگین ) 21- عبدالجلیل ( وفا ) 22- سمیع الله ( نیازی ) 23- فریدون ( جوینده ) 24- لیلا ( آذاد ) 25- نجیب الله ( جویــــا )
و همچنان تلاش دارد تا شخصیت های که قبلا از خود افتخارات به جاه گذاشته انند نیز معرفی نماید. که قرار ذیل است: 1- سید احمد ( برخوردار ) 2- ابراهیم ( اروزو ) 3- شاه قدم ( نیکپی ) 4- سید مراد خان ۵- شاد محمد خان ۶- نور احمد خان ۷- استاد عین الدین خان ۸- میرزا نور احمد ۹- ۱۰- متنفیذین قوم: ۱- وارث الدین خان ۲- ارباب سنا خان ۳- شیر خان ۴- ناصر خان ۵- صالح محمد خان ۶- ملک احمد خان ۷- امیر شاه خان ۸- عبدل هزاره ۹- طاهر خان ۱۰- و سایرین...
در اخیر زندگی نو میخواهد با همکاری دوستان دیگر دوستان که فراموش شده است معرفی نماید و درین زمینه همکاری دوستان و قلم بدستان را خواهان است، دوستانیکه در باره شخصیت هایکه در فوق ذکر شده است یا شخصیت های که در لیست نیست یا فراموش شده است معلومات خویش را به ایمل ادرس زیر ایرسال نماید. zindaginow@gmail.com: یا به شماره تلیفون 0799434692 در تماش شوند.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۱۰/۰۹ساعت ۹:۴۶ ق.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
نیاکان من محور جدال در افغانستاناگرمناطق پشتون نشین جدا از مناطق تاجیک ها و هزاره ها واقع می شد و خدای بزرگ بر تقدیر اقوام اطراف پشتون همسایگی را با این قوم نمی نوشت... سه شنبه 2 دسامبر 2008, نويسنده: مسعود قیام
از زمان تشکیل افغانستان کنونی در سال 1747 تا کنون این کشور مواجه با جنگ و بی ثباتی بوده و عمدتا توسط حکومت های در راس پشتون اداره شده است. دو نوع بحران امنیتی همواره به عنوان تهدید اصلی در این کشور مطرح است. نخست تجاوز بیگانگان ودیگر جنگ بر سر قدرت. نیاکان من که به ظاهر خود را زمام داران اصلی این کشور میدانند در 261 سال گذشته نتوانستند حکومت ونظام پایدار و مردم سالار به وجود بیاورد و نتوانستند زیربناهای کشور را بسازند. چه نکردنها که از حساب فارغ است. تنها کار که میتوانم در این نوشته کوتاه بنویسم آنچه کردند را برشمارم . به استبداد و ظلم بر دیگر اقوام پرداختند . جنگ میان خانواده های درانی وغلجایی، قتل ها و خونریزی ها بر سر قدرت ادامه میافت تا زمانی که متجاوزی بر این خاک حمله میکرد. آنزمان این دیگر اقوام بودند که دفاع میکردند و بار جنگ علیه تجاوز خارجی را همه بر دوش میکشیدند و حتا میتوان گفت این زمام داران پشتون بودند که متجاوزین را میزبان می شدند. از شاه شجاع تا داکتر نجیب الله و ملا عمر همه پشتون بودند . یکی در اوج افراط دیگری از فرط تفریط خون مردم ریختند.
بنظر من در سی سال گذشته کشتار های دسته جمعی و جنایات ضد بشری که صورت گرفته عمدتا بدست زمام داران پشتون بوده است. اکثریت سران رژیم های طرفدار شوروی وقت پشتونها بودند وبعد هم بنظر من ظهور شخصیت های جنایت کار مانند احمد شاه مسعود ، عبدالعلی مزاری ، برهان الدین ربانی، عبدالرب رسول سیاف، محمد محقق، گلبدین حکمتیار ، عبدالرشید دوستم و ده ها جنایت کار دیگر نیز محصول جنایات وظلمهای بود که سران پشتون در جریان 261 سال گذشته بر دیگر اقوام روا داشته بودند. من فکر میکنم دولتمردان پشتون همواره در وحشی سازی دیگر اقوم نقش محوری را بازی کرده اند. در حقیقت جنگهای داخلی 1992 و ظهور شخصیت های جنایت کار میان اقوام تاجیک ، هزاره ، ازبیک و پشتون، نتیجه و محصول رژیم های استبدادی حکومت داران پشتون در گذشته بوده است. اما اکنون باید وضعیت افغانستان را بررسی نمود و بر شماریم تا از جمله تمامی مشکلات که داریم کدام ها باز هم ناشی از جنبش های پشتون می باشد. از نظر من بخش اصلی و عمده چالش امنیتی در افغانستان در حال حاضر توسط گروه های پشتون راه اندازی شده است. بدون شک طالبان گروهی با اکثریت پشتون هستند که برخی شان در حکومت و برخی شان بر ضد حکومت قرار گرفته اند. مگر حامد کرزی طالب نبود و ملا عمر طالب نیست. دیده می شود که چگونه باز هم همین فرزندان نیاکان من یکی میزبان ناتو و امریکا و دیگری میزبان القاعده وپاکستان شده است و مملکت را بخاک و خون می کشانند. از سوی دیگر همین برادران من هستند که افغانستان را به عنوان کشور میزبان تروریزم و مهد تریاک معرفی کرده اند. افغانستان در حال حاضر 94 در صد تریاک دنیا را تولید می کند که عمدتا در مناطق پشتون نشین، کشت ، تولید و قاچاق می شود . پول تریاک به کیسه کشاورزان پشتون می ریزد، نام بد آن نصیب همه ملت می شود . وباز هم حکومت فاسد کنونی با اکثریت پشتون هستند. همین برادران من هستند که در این مرحله بهترین فرصتها را برای ساختن حکومت، نظام و زیربناها از دست می دهند و مسئول تمامی جنایات و مفاسد در حال حاضر حامد کرزی با تیم اکثریت پشتون اوست. و باز هم با نگاهی به تاریخ بیاد میارم که همین نیاکان من بودند که اقوام دیگر را به اجبار از مناطق شان کوچانیده اند و به اجبار سرزمین های شان را اشغال نموده اند و حتا اکنون هم حکومت حاضر در حمایت از سیاست های مستبدانه عبدالرحمان و نادر و ظاهر قرار دارد. و یا حتا زمانی بخاطر می آورم که همین افراد از قوم پشتون هستند که به تحمیل و اجبار، زبان اقوام دیگر را با زبان انکشاف نیافته من مخلوط کرده اند و دیگران را حتا فرصت انکشاف و باروری وتصفیه زبان نمیدهند. سیاست مداران پشتون با برخورد های نادرست خویش اقوام دیگر افغانستان را با همسایه ها درمنطقه بار ها مواجه کرده اند. همین پشتون ها هستند که بحث بی مفهوم و بی ارزش پشتونستان را زنده نگهداشته اند و دعوای دیورند را حل ناشده، باهیچ خود از حقوق پشتون های آنسوی مرز هم میخواهند دفاع کنند و سرانجام سبب تحریک پاکستان ضد امنیت ملی و منافع افغانستان شده اند. مگر تنها ساکنین این کشور پشتونها هستند که خود را حق میدهند با همسایه ها در منطقه چالش بیافرینند و تمامی اقوام را در آتش شان بسوزانند . من فکر میکنم اگرمناطق پشتون نشین جدا از مناطق تاجیک ها و هزاره ها واقع می شد و خدای بزرگ بر تقدیر اقوام اطراف پشتون همسایگی را با این قوم نمی نوشت، مطمئنا تاجیک ها وهزاره ها و ازبک ها اکنون به موفقیت های بیشتر نایل می شدند و به مراتب نسبت به وضعیت حاضر شان، انکشاف و پیشرفت می نمودند . من امیدی برای رهایی اقوام دیگر از شر قوم خود ندارم. زیرا مطمئن هستم که هیچگاه طوفان نوح در این کشور اتفاق نخواهد افتاد وصبح هنگامی این قوم را خدای بزرگ زیر و زبر نخواهد کرد.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۱۰/۰۹ساعت ۸:۲۶ ق.ظ  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )
|
|
|