یک تصمیم، بــــــــــــــــــــــرای تغییر یک سرنوشت کــــــــــــافی است
 

نقش تعلیم و تربیه در جامعه روستایی افغانستان !

نویسنده : نجیب الله " جویا "

وقتیکه کلمه و یا واژه علم و دانش را به زبان میاوریم تکرار مکرر آن بالای مغز و افکار ما تاثیر نمیگذارد و اما موقع که به عمق کلمه شویم و به معنی آن فرو برویم از تفکر ما بدور است. در دین مبین اسلام دانش در یک نقطه خیلی عالی و به سزایی و مقدم قرار داشته و دارد و برای  مقدم بودن آن زمان به آیات و نصوص قرانی مراجع نمایم در باره علم و دانش خیلی ها ارج گذاشته است که میتوان اشاره کرد. (هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون ) ترجمه : ایا برابر انند کسانی که میدانند و کسانیکه نمی دانند. آیت ( هل یستوی الاعمی والبصیر ) ایا برابر است کور و بینا.  که تشبیه شده است تفریق بین عالم و ناخوانده. و همچنان درین زمینه حضرت پیامبر اسلام و رهنمایی بشریت گفته است : اطلوب العلم من المهدی الی الحد. ترجمه طلب کنید علم را از گهواره تا به گور  از گهواره تا گور دانش بجوی. پس آموختن و طلب علم به زمان و وقت و به سن و سال ارتباط ندارد هر زمانیکه انسان خواسته باشد میتواند علم بیاموزد و آهمیت تعلیم و تربیه را بیاموزد. و آموختن دانش به جنسیت نیز مطرح نیست چنانچه پیامبر خدا فرموده است که : طلب العلم فریضه علی کلی مسلم و مسلمته . ترجمه : طلب کردن علم  به هر زن و مرد مسلمان فرض است.  طوریکه از نگاهی بشریت و خلاقیت زنان هم نیم از پیکر جامعه را تشکیل داده است  پس چطور نیم از پیکر از جامعه میتواند بدون دانش بماند چطور بتواند با مردان هم پیکر و هم سنگر وارد میدان باز سازی و خود کفایی کشور خود شود.

بنآ حریت و آزادی برای زنان و دختران در چوکات و چار چوب اسلام کار بسا ارزنده و مفید است که روشنی و افتخار را در درب هر خانه  حس کرده میتوانیم. تقلید و نقل و قول از از ازادیهایی کنونی که در جامعه و اجتماع محسوس میشود با حریت و دیموکراسی اسلام خیلی فرق دارد. لهذا از اینکه اوقات گرانبهایی شما نگرفته باشم روی نکات چند اهمیت و نقش تعلیم و تربیه میپردازم :

تعلیم و تربیه موجب سازندگی و برازندگی انسان هاست. زیرا ناتوانی و ضعف انسان در بدو تولد بر همگان اشکار است ، چه در عامل جز تعلیم و تربیت باعث میشود که این انسان ناتوان جوانمردی، بلند نظری شجاع، نوع دوست، با حکمت، عدالت جو و عمل گرا فقط در جامعه انسانی و سالم است که  انسانها را واجد خصلت های فوق ذکر شده می گرداند.

انسان در صورتیکه تربیت نشود و یا تحت تاثیر جامعه اسلامی و انسانی آموزش های لازیم را نبیند و نه تنها خصایص مذکور در او ظاهر نمی شود بلکه اعمال و رفتار او مانند سایر حیوانات غیر ناطق در حد ابتدایی و غریزی باقی خواهد ماند. به هر حال اگر تعلیم و تربیت را عین زندگی بدانیم و بدون آن تحقق زندگی را ناممکن و یا مشکل به انگاریم تعلیم و تربیه اهمیت و فواید بسیار دارد که تشخیص کردن همه انها کاری دشواریست برای یک جامعه ای که همیشه دور نهگداشته شده است. تعلیم عبارت از فراگیری علوم و آموختن معلومات در رشته  های مورد نظر می باشد آما تربیت یعنی ایجاد تغیرات مطلوب در رفتار انسانی برای رسیدن به یک زندگی کامل و همجانه است.

همانگونه که تحولات در عرصه های مختلف افغانستان رونما گردیده در ساحه تعلیم و تربیه نیز تحولاتی بوجود آمده است مکاتب دهاتی و ابتدایی رشده نموده مکاتب جدید مکاتب نیمه کاره آباد شده و تجهیزات لازمه به آن تخصیص داده شده و اصلاحات جدید در معرض تطبیق قرار گرفت که حاوی 15 ماده بود ولی بد بختانه که تاریخ سیاه  که ما مردم افغانستان پشت سر گذشتاندیم همه دارایی های مادی و معنوی مردم افغانستان به باد فنا رفت که اعمار مجدد آن کار است خیلی ها دشوار.

مراکز تعلیمی در شرایط فعلی تنها در شهر کابل و چند ولایات مرکزی فعالیت هایش قابل لمس است که آن هم از وضعیت خوبی برخوردار نبوده ولی اکثرآ مناطق روستایی افغانستان که تقریبآ 70 در 100 ما در روستا زندگی مینمایم از وضعیت بدی تعلیمی به سر میبریم. مردم زیان زیادی را از ناحیه تعلیم و تربیه متقبل شده است و تعلیم و تربیه به معنی حقیقی اش وجود نداشت  که شما هم به این باور هستید و به همگان ویداست  که پیروزی عظیم که نسیب مردم افغانستان شد در سال 1380 که گفته میتوانم که دریچه جدید بروی ما باز شد امروز ما در یک مرحله جدید زندگی قرار داریم میتوان گفت در حیات سیاسی و اجتماعی فرهنگی و در برابر آزمون بزرگ دیگری قرار گرفت که عبارت از جهاد سازندگی کشور است و بازسازی معارف نیز بخش نهایت مهم و بنیادی میباشد و خوشبختانه درین راستا گامهای نخستین و اساسی برداشته شود.

و شیرازه نظام معارف که تباه شده بود اساس یک معارف متوازن متعادل غیر سیاسی و اکادمیک گذاشته شود که خواست جامعه بشری است و به ویژه  جامعه روستایی زیرا معارف عصری و اکادمیک هدف اساسی و اصل مهم تعلیم و تربیه و آماده ساختن شاگردان به منظور رهبر برای آینده  کشور.

باید آفزود که : نتیجه و هدف عمده تعلیم و تربیه در کشور های متمدن جهان تنها پیشبرد تربیت و تعلیم بصورت مجرد نیست بلکه انست که بر اساس امکانهای انکشاف اقتصادی، اجتماعی، در خدمت بهبود بخشیدن وضع زندگی مردم قرار گرفته و وسیله ای شود تا سویه های حیات اقتصادی و اجتماعی مردم بلند برود. تعلیم و تربیه عبارت از سامان دهی تجربه بر معنی دار شدن و عمق آن می افزاید و توانایی هدایت جریان تجربه را توسعه میدهد و تعلیم و تربیت ضرورت زندگی میدانم محیط اجتماعی نقش مهم تربیتی داشته و دارد و فراگیری کودک امری است انتزاعی و مجرد و از مناسبات و روبط اجتماعی و محیط نیست بلکه در متن همین مناسبات مطالب فراوانی فرا می گیرد.

به نظرم باید انگیزه ها و کوشش های مشخص نو آموز را باید کنترل و هدایت کردو نقش راستین تعلیم و تربیت همین است که باعث رشد نو آموز میگردد و درین نکته تاکید میروزم که تعلیم و تربیت به رشد رساندن است و رشد عمیق زندگی تا زندگی است تعلیم و تربیت هم است. تعلیم و تربیت در هر کشوری بزرگترین انتقـال دهنده فرهنگ، تاریخ تمدن و علم و دانش از نسلی به نسل دیگر به شمار میرود. آنچه از دانش بشر در گذر تاریخ به یادگار مانده و به نسل های بعدی منتقل شده و هر نسلی در سایه پیشرفت و ترقی بخشی را به آن افزوده، فقط و فقط در سایه تعلیم و آموزش بوده است. در جامعه مدرن امروز کتله های انسانی تهی از نظام تعلیم و تربیه اصلاً قابل تصور نیست و هیچ مجموعۀ انسانی نمیتوانند به دور از آموزش و تعلیم و تعلم باشند.

امروزه روش های تعلیم و تعلم خود به یک دانش پیشرفته تبدیل شده و علوم تربیتی نقش اصلی در تغییر و تحول و مدرنیزه کردن سیستم آموزشی دارد. به همین دلیل در کشورهای پیشرفته، هزاران نفر که دارای درجه دکتورا در علوم تربیتی هستند، سال ها روی یک سیستم با کیفیت آموزشی مطالعه و تحقیق میکنند و با توجه به پیشرفت دانش روان شناسی و علوم تربیتی، کتاب های درسی را در مقاطع مختلف تحصیلی تدوین مینمایند.

معلمی شغل مقدسی است که در کشورهای دیگر از جایگاه معنوی و مادی خاصی برخوردار اند و احترام ویژه ای را در جامعه دارند. این معلمان سال ها علوم تربیتی ،روان شناسی و شیوه های تدریس و آموزش را فرا میگیرند، در دنیای امروز به عنوان یک معلم پذیرفته میشوند. در دنیای امروز تعلیم و تربیت پایه و اساس بنیه علمی هر کشوری به شمار میرود و کشوری میتواند از نظر علمی به جایگاه رفیع و بلندی برسد که از بهترین سیستم کیفی تعلیم و تربیت برخوردار باشد. به همین دلیل در بسیاری از کشورها، پس از چند سال تغییراتی در سیستم آموزشی آنان به وجود می آید و کتاب های درسی نیز تغییر یافته و مطابق با پیشرفت های علمی و تربیتی زمان خودشان دوباره تدوین مینمایند.

اکنون با توجه به این پیش زمینه سوال اساسی این است که آیا سیستم تعلیم و تربیت در افغانستان از چنین ویژه گی برخوردارهست؟ باید گفت که روند تعلیم و تربیت در افغانستان نیز همانند تاریخ این کشور پر از فراز و نشیب بوده و است. در افغانستان و تربیه دولتی در قـالب عصری آن از زمان شاه امان الله آغاز گردید و با فراز نشیبی که تحولات سیاسی و نظامی افغانستان پیدا کرد دستگاه آموزشی و تعلیمی در کشور نیز از رشد کیفی باز ماند و نتوانست همزمان با دیگر کشورها و مطابق با پیشرفت و توسعه جهان در زمینه تعلیم و تربیه از رشد کیفی و کمی برخوردار گردد.

این روند نشان می دهد که دولت افغانستان نتوانسته است، نیازهای کمی تعلیم و تربیت را در سراسر کشور پاسخگو باشد و نشان میدهد که در بعضی از روستاهای افغانستان که در دسترس دشمنان علم و دانش و نبود معلمین مسلکی و سایر مسایل است که هم اکنون مکتب وجود ندارد. و حـال هم جای شکر است که تا حد زیاد دولت افغانستان توانسته است در قسمت اعمار مکاتب و معلمان مسلکی توجه اندک نموده ولی به نظرم بسنده نیست، و این خود نعمت بسیار بزرگی در عرصه تعلیم و تربیه و دانش اندوزی نسل فردای جامعۀ ما که صورت میگرد اگر بتوانیم در قسمت جوانان و نوجوانان ما که در روستایی کشور زندگی مینمایند توجه نمایم و بتوانیم نقش و مسولیت های شانرا در عرصه های مختلف کشور تذکر دهیم و بتوانیم که در عرصه های مختلف افراد مسلکی و متخصص در جامعه روستایی خود تقدیم نمایم و در حدی توان توانسته باشیم فقر را در ابعاد مختلف کاهش دهیم و به امید یک آینده روشن گام های مقدماتی خویش را برداریم.

  نوشته شده در  دوشنبه 1389/06/22ساعت 10:10 قبل از ظهر  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM