X
تبلیغات
بـــــــــاور و تـغــــــــــیـر - فساد اداری در افغانستان
 
یک تصمیم، بــــــــــــــــــــــرای تغییر یک سرنوشت کــــــــــــافی است
 

فساد اداری در افغانستان

نویسینده: نجیب الله ( جویا )

فساد درهرجامعه ای ممکن است وجود داشته باشد ولی در برخی از جوامع بیشتر است. بدون شک افغانستان یکی از آن کشورهایی است که فساد در آن به شکل وسیع  ودرهمه جای آن وجود دارد. یکی از مهم ترین دغدغه های امروز افغانستان ویکی  از بیماری های صعب العلاج نظام اداری آن فسا د اداری است.

فساد اداری در افغانستان  پدیده  ملموس، شناخته شده، زجر آور وفراگیر است که از رییس جمهور گرفته تا یک شهروند عادی جا معه وجود آنرا حس  می کنند ودر همگانی بودن آن اجماع دارند.این واقعیت روزگار ما است ، هیچ تردیدی در آن نیست. اما دلایل این گستردگی در چیست؟ واصولا چه حلقه هایی در سیستم اداری افغانستا مفقود است که، تمام بدنه این نظام را فساد در برگرفته است؟ شاید یکی از بزرگ ترین پرسش های موجود فراروی نظام اداری کشور وتحلیل گران مسایل سازمانی واداری افغانستان همین پرسش است.

 بدیهی است تا زمانی که ریشه های بیماری شناسایی نشود، هردرمانی بی نتیجه خواهد بود یک نکته دیگر نیز دراین جا قابل یاد آوری است اینکه وقتی ما دامنه پدیده ای چون فساد اداری را محد ود به قلمرو علم سیاست می کنیم، به این معنا نیست که تنها با همین رهیافت می توان از فساد اداری سخن گفت.

 بلکه این کار فقط برای تحدید موضوع وتخصصی ساختن آن است وگرنه می توان همین موضوع را در قلمرودانش هایی چون  حقوق، جامعه شناسی، روانشناسی ، انسان شناسی، مدیریت، وحتی آموزه های دینی و...آن هم با یکی از رویکرد های خاص هر حوزه دانشی، سخن گفت.

 البته این تحدید قلمرو به معنای تجرید کامل علم سیاست از دیگر حوزه های علمی نیست و این کار اصولا امکان ندارد، زیرا هریک از رشته های علوم انسانی فوق ضمن رابطه تنگاتنگ با یکدیگر، درواقع مکمل هم  دیگرهستند. به همین منظور درپژوهش حاضر نیز از یافته های دیگر حوزه های دانشی، فراوان مورد استفاده قرارگرفته است.  به علاوه اینکه اصولا مبحث فساد درکلیت خود وفساد اداری به خصوص از مفاهیم میان رشته ای است که می تواند از منظر های مختلف بازتاب یابد.

از انجا که فساد اداری به لحاظ حقوقی عبارت از زیرپا گذاشتن قانون وسوء استفاده از مقام وصلاحیت دار به نفع شخصی اش است، می توان انواعی را برای چنین تخطی برشمرد:

-         تجازو از صلاحیت به دلیل عدم رعایت قلمرومدت ماموریت.

-         سوء استفاده وفساد ناشی از عدم رعایت تشریفات اداری.

-         مداخله مامور اداری در امور قضایی وقانو گذاری، مثل حکم قضایی ، تفسیر قانون و... چون فرض ما براین است که اکنون در تمام کشورها تفکیک به عنوان یک اصل عام وهمگانی مورد قبول واقع شده است.

-         فساد ناشی از فقدان علل وموجبات قانونی تصمیم اداری.

-         مداخله یک مامور اداری  درکار های مامور اداری دیگر .

-         استنکاف مامور اداری از انجام وظیفه .

-         فساد ناشی از مخالف بودن موضوع تصمیم اداری با قانون ، مثل استخدام کسی که شرایط استخدامی کشور را ندارد.

-         فسا د ناشی از عدم رعایت صلاحیت اداری.

تا کنون حرف های بسیار وسخن ها فراوان در این مورد گفته شده اند ولی به نظر می رسد که علل وعوامل فساد اداری در افغانستان هم چنان حلقه های مفقوده بسیار دارد که تا کنون ذهن های کاوشگر بدانها نرسیده اند.

 پژوهش حاضر می کوشد تا به این موضوع نگاهی گذرا بیندازدبی معیاری اصل اساسی دیگری است که در این پروسه بسیار بر جسته می نماید. در تعیینات اخیر نه مسلکی بودن معیار بوده است و نه داشتن تجربه عملی. فقدان این  بی معیاری را می توان در برخی موارد در تقرر افراد بی سواد  در پست های مهم امنیتی مشاهده نمود.  برخی اشخاص مسلکی و با تجربه، برا اساس سفارشات گنگ و مبهم این یا آن نهاد داخلی و یا خارجی از پروسه حذف یا انتصاب گردیده است.

وزارت خانه ها نیز داستان مشابه با پولیس ملی  و والی ها دارد. با این تفاوت که وزرا اکثرا بعد از مدتی تعویض می شود. وزرای فعلی عمدتا تحصیل کرده و مسلکی استند و مردم نیز خاطرات جرم، جنگ و ویرانی از آنها ندارند. اما ساختار و ترکیب ساختاری وزارت ها همچنان دست نخورده و فساد زا باقی مانده است. سوال اساسی که به وزارت خانه ها بر می گردد کارمنداني است که پائین تر از وزیر در پست های معاونت، ریاست و مدیریت و ماموریت کار می کنند.  هر وزیر که امده اند از ترس اینکه متهم به قوم گرایی و منطقه گرایی نشوند، از تغییر اوردن و عزل و نصب کارمندان در وزارت، خودداری نموده است. حفظ چوکی وزارت  برایش اهمیت بیشتر داشته است تا ایجاد یک رفورم اساسی در وزارت.

و تمام وزرا محترم پشتبانه سیاسی دارند وحمایت میشوند از طرف کشورهای ابرقدرت و زمانیکه از طرف پارلمان رای عدم صلاحیت میگرند کدام تاثیر ندارد به کارش آدامه میدهد. که این خود ناشی میشود از فقدان قانونمندی در سیستیم کشور.

يکي از لغزش هاي بزرگ سياسي حامد کرزي به مثابه رئيس جمهور منتخب کشور اين است که با قبول مشوره هاي غيرسالم مشاوران نزديک خود از گزينش، انتخاب وتقرر دانشمندان شايسته غيروابسته و روشنفکران متعهد وبا تجربه يک تابعيته درچوکي هاي عاليه دولتي چشم پوشيده است ونقش برازنده آنها را دربازسازي وسهم گيري شان را دربازي هاي سياسي کشور ناديده گرفته. اگر واقعبيانه قضاوت شود درحقيقت رسوخ ونفوذ عوامل جاه طلب ومحافظه کارغرب سالار وعناصر منفعت طلب وتشنه قدرت جنگ سالار دربدنه دولت باعث آن شده تا فساد اداري افزايش یافته خود کامه گي، خويشاوند سالاري وقوم گرايي در ارگان هاي دولتي گسترش یافته وتجارت نا مشروع مواد مخدر سير قهقرايي خود را پیموده است.

بايد اذعان کرد تا زماني که ملت عذاب کشيده افغانستان کاخ هاي ظلم و استبداد جباران، ستمگران وغارتگران را ازبيخ وبن ويران نکنند و دستان آلوده به خون جنايتکاران جنگي وناقضان حقوق بشر را از بین نبرند پس يقين داشته باشند که همين ستم پيشه گان وغداران خود را درلباس غمخواران وخدمتگزاران مردم افغانستان، حامي آزادي وجدان وبيان وحافظ دين مبين اسلام متظاهرمي سازند و با سردادن شعارهاي انقلابي ميان تهي واشتهارات بي پايه تبليغاتي دست به افزودن شهرت کاذب براي شخصيت هاي فاسد خود مي زنند وبا فريب دادن افکار عامه بازهم قدرت سياسي را درکشور غصب وتصاحب مي مینمايند.

نکته قابل توجهی دیگر که در این ريفورم به مشاهده می رسد، تأثیراتی است که سیاست های روزمره ی و ائتلاف گرايانه آقای کرزی، بر آن گذاشته است. یکی از اصول نسبتاً ثابتی که در تصامیم و عملکردهای چند ساله رهبری آقای کرزی همیشه دیده می شود، باج دادن وی به زورگویان و غوغاسالاران است که وی نارضایتی آنها را، درد سر برایش می پندارد. ريفورم اخیر پولیس اعلام شد در این ريفورم کسانی از امتیاز بیشتری بهره‌مند شدند که گفته می‌شود در سازماندهی این آشوب سهم داشتند.

در چند سال اخیر بارها از تغییر، تبدیل و بر طرفی والی ها توسط مقامات دولت سخن گفته شده است. هر باری که شکایت های مردم علیه خود سری ها و قانون گریزی های والی ها اوج گرفته است، رئیس جمهور کرزی وعده تغییر والی ها را به مردم داده است اما این وعده کرزی نیز  مثل ده ها وعده ی دیگر وی همچنان تا هنوز جامه عمل نپوشیده و پا در هوا باقی مانده است. و تمام والیان افغانستان وابستگی به احزاب سیاسی دارند و تاهنوز به این درک نرسیده است که هرکدام شان به نفع حزبی شان کار مینماید اینها به فکر مردم بیچاره نیست و درد مردم را درمان نمیکنند.

اظهار نظر های رسمی که از سوی کرزی تا هنوز در این باره صورت گرفته است با چشم پوشی وطرفه رفتن از واقعیت ها بوده است و یک جانبه از والی ها دفاع کره است و یا هم توجیه کرده است که دولت همزمان با چند جبهه جنگیده نمی تواند اما اقای کرزی این نکته را فراموش کرده است که حکومت فعلی افغانستان نتیجه همکاری متقابل و بی دریغ مردم افغانستان و جامعه جهانی می باشد و این دو هیچ کدام از پالیسی شخص اقای کرزی مبنی بر حمایت از والی های فعلی، راضی نیستند و خواهان کاهش قدرت ملیشه های قبلی و تطبیق اصلاحات استند. بدون شک  بی اعتمادی و نارضایتی مردم و جامعه جهانی از حکومت کرزی به مفهوم شکست پروسه دولت سازی است.

 بنا بر این  انتخاب اقای کرزی بین انچه را که خود استدلال می کند و انچه را مردم و جامعه جهانی انتظار دارد، دومی باید باشد.این حقوقدان افغان مسئولیت رئیس جمهور افغانستان را در مبارزه با فساد اداری مهم میخواند : بهترین راه مبارزه با فساد اداری در افغانستان انتخاب افراد شایسته و کاردان از سوی رئیس جمهوری برای اداره وزارتخانه ها و نهادهای دولتی است چون شخصی که در راس اداره قرار می گیرد اگر خودش به فساد آلوده نباشد سعی می کند تیم کاری خود را نیز از افراد درست و مطمئن انتخاب کند اما مسئولی که به فساد اداری الوده است افرادی را که شایسته نیستند انتخاب می کند

مامورین که معاش رسمی شان  آنقدر بلند نیز نیست، قصر های تخیلی شانرا اعمار نموده اند، و قوماندان های سابق که اصلاً راه در آمد رسمی ندارند، روی سرک های گل آلود کابل با موتر های مدرن، آنعده بیوه ها را از خود دور میسازند که در جاده ها گدائی میکنند این وضعیت مردم را خشمگین ساخته و همه علیه حکومت کرزی و حامیان بین المللی او برخاسته اند. درچندین مورد در قانون اساسی افغانستان ذکر شده تا مسولین باید ارزش دارای های شانرا اعلام نمایند، ولی این کار ندرتاً عملی میگردد. خشم، خفگی و فقر مردم وسیله برای طالبان است که خود را بحیث بدیلی برای عدالت معرفی میکنند و میگویند که در مناطق تحت اداره شان دزدان را مجازات مینمایند

اداره جدید قراراست دارایی مقام های دولتی را ثبت کرده و درمورد چگونگی به دست آمدن دارایی مقامهای دولتی تحقیق کند

پیش از این نیز اداره مبارزه علیه فساد اداری وجود داشت و مقامات دولتی می گویند با ایجاد اداره جدید، اداره قبلی مبارزه علیه فساد اداری لغو شده است.

قرار است هر ماه یکبار رئیس جمهور، رئیس قوه قضایی، دادستان کل، وزرای عدلیه، (دادگستری) داخله(کشور) و رئیس امنیت ملی، و برخی دیگر از مقام های بلند پایه دولتی، در جلسه اداره مبارزه با فساد شرکت میکنند

اینروز ها توجه افکار عمومی چه در داخل کشور ما و چه در کشور های کمک دهنده به پدیدهء نامبارک فساد اداری گسترده در ‏افغانستان جلب شده و آنرا بحق یکی از عوامل مهم بازدارنده در امر بازسازی و نوسازی کشور می دانند. ما ضمن اینکه بر ‏اهمیت مبارزهء فراگیر با فساد سیستماتیک اداری در افغانستان تأکید می نماییم، ولی اقدامات مقامات ذیسلاح  را در این ‏زمینه ناکافی دانسته و مشکل اصلی فساد اداری را در ساخت سیاسی پاتریمونیالی ( شاهی ) افغانستان و شبکه های متعدد و ‏عریض و طویل - تحت الحمایه در دولت افغانستان می دانیم که در نبود فضای اعتماد ملی در سطوح کلان این شبکه ها در ‏یک جنگ قدرت اعلام ناشده با یکدیگر درگیر شده و امکانات عمومی را صرف مبارزات سیاسی خود می نمایند.

 نکتهء مهم درین ‏راستا اقدامات و سیاست های ناروشن و جانبدارانهء رئیس جمهور کرزی است که در تشدید بحران اعتماد ملی در سطح کلان و ‏بالنتیجه  در گسترش فساد سیستماتیک اداری نقش اساسی را داشته است. از طرفی، بُعد دیگر فساد مالی که مربوط به کشور های ‏خارجی اهداء کننده کمک ها می باشد را نیز مهم دانسته و بر رفع نواقص و نارسایی های سیستم بین المللی کمک ها تأکید می ‏نماییم. ‏‏

یکی از مهم ترین عواملی که نظام های اداری و سیاسی را تهدید می کند ، فساد اداری است

 از فساد اداری تعاریف مختلفی به عمل آمده است و هر یک به نوبه ی خود ، در معرفی این پدیده ی شوم ، مؤثر است؛ اما آن چه افراد معمولی – صرف نظر از بحث ها ی کارشناسی – از فساد اداری می فهمند ، چیست؟

مردم فساد اداری را، دادن و گرفتن رشوه  و سوء استفاده از قدرت کارمندان دولتی، برای منافع شخصی می پندارند

همچنان هنگامی که از  وجود فساد اداری در یک اداره سخن می رود، معمولاً به این معناست که قانون به خوبی اجرا نمی شود و یا اگر می شود، همه گیر نیست و در این عملکرد، اجرای قانون مورد سوء استفاده واقع می شود، تا افراد ، به اهداف سوء خودشان برسند. این اهداف می تواند مادی و مالی و یا شامل راضی کردن غیر معقولانه ی دیگران، باشد

در فرهنگ فساد اداری ، به افراد به عنوان یک مهره و ابزار نگاه می شود و مناسبات انسانی بسیار ضعیف است. معمولاً آن چه به نام مناسبات انسانی در این موارد دیده می شود ، بسیار ظاهری و ریاکارانه است و اگر به مسائل، دقیق نگاه شود  دیده می شود که این مناسبات، بر اساس راز بقا بنا شده است.

سازمان نگاه شفافیت بین المللی یک نهاد بین المللی است که در جدیدترین گزارش سالانه خود وضعیت کشورهای مختلف را در زمینه فساد اداری بررسی و میزان گسترش فساد را دراین کشور ها ارائه نموده است.طبق این گزارش کشور ما افغانستان بازهم دراین میدان پیش تاز است و حرف اول را دراین زمینه می زند و در هرمرحله از بررسی ها این افغانستان است که در سایه گسترش فساد اداری رکارد شکنی میکند.

در اواخر چهره های جدید از تعداد جوانان در بعضی ادارات دولتی برگزیده شده است و امید مردم از جوانان ما اینست که اینها باید یک نیرو فشار بالای حکمت باشد تا هرکدام تاثیر مثبت بالای کسانی که سالها با فساد الوده بود کاهش ولی بدبختانه که این مرض ساری از مقامات ذیسلاح به وجود جوانان سرایت نموده است و این به نظر زندگی نو یک خطر بزرگ برای مردم افغانستان و کشور میداند زندگی نو این همه را ناشی از دولت نامطلوب فعلی افغانستان میپندارد.

پس اگر کابینه اقایی کرزی توان کنترول چنین اعمال غیر قانونی را ندارند رسمآ اعلان نمایند تا مردم افغانستان کسانی را برگزیند که علیه چنین یک نظام بی اساس مبارزه نماید تا تانسته باشد یک افغانستان عاری از فساد اداری نهادینه نماید.

 مسئله عمده در کشور ما نبود اراده جدی برای مبارزه با فساد است. وقتی دولتمردان خود درگیر معاملات غیر شفاف بوده و حضور در حکومت را به دیده غنیمت می نگرند، چه طور میتوان انتظار داشت که ارکان زیر دست و یا ادارات واقع شده در مناطق دوردست فاسد نباشند. در کشوری که نهادهای حساس مربوط به تامین امنیت (از جمله پلیس) از فساد و تباهی مصون نیست، چه طور می­توان گفت که اراده­ای برای مبارزه با فساد وجود دارد. باندهای جنایتکار تا جایی پیش رفتند که حتی می­توانند فرزند مدیر یکی از معروف­ترین بانک­های کشور را اختطاف کنند و از آن مهمتر اینکه پسر عموی بابای ملت و یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری چهارسال پیش را بربایند! آیا واقعا اراده­ای برای مبارزه با فساد وجود دارد؟یکی از اهداف شاید این باشد که آقای کرزی می خواهد تیم قوی تری را در انتخابات آینده با خود داشته باشد اما تاهنوز نیروهای تازه وارد عمل نشده که ما آنرا نشانه هایی از مبارزه با فساد بدانیم تاحال آقای کرزی تنها وزیران و والی هارا از یک پست به پست دیگر و از یک ولایت به ولایت دیگر تغییر و مینماید این خود یکی از ناکامی سیاست فعلی آقایی کرزی است که نمیتواند با فساد اداری مقابله نماید.

 به نظر نویسینده اگر کابینه فعلی افغانستان با تاسیس ادارات فوق که با فساد مبارزه مینماید قادر   نیستند  پس پیشنهاد چنین است که  باید یک تشکیل جدیدی دیگری را در چوکات( شاروالی محترم کابل) ایجاد نماید که تا اندازه های مشخص رشوت را برای مردم ما تعین نماید.

  نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/03ساعت 12:32 بعد از ظهر  توسط نــجیـب الله ( جویــــا )  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM